خرداد
۲۴

طناب نامرئی

شیوانا به همراه تعداد زیادى از شاگردان خود صبح زود عازم معبدى در آن سوى کوهستان شدند ، ساعتى که راه رفتند به تعدادى دختر و پسر جوان رسیدند که در کنار جاده مشغول استراحت بودند .

دختران و پسران کنار جاده وقتى چشمشان به گروه شیوانا افتاد شروع کردند به مسخره کردن آنها و براى هر یک از اعضاى گروه نام حیوانى را انتخاب کردند و با صداى بلند این اسامى ناشایست را تکرار کردند ! ! !

شیوانا سکوت کرد و هیچ نگفت !

وقتى شبانگاه گروه به آن سوى کوهستان رسیدند و در معبد شروع به استراحت نمودند شیوانا در جمع شاگردان سوالى مطرح کرد :

و از آنها خواست تا اثرگذارترین خاطره ی این سفر یک روزه را براى جمع بازگو کنند !

تقریبا تمام اعضاى گروه مسخره کردن صبحگاهى جوانان کنار جاده را به شکلى بازگو کردند و در پایان خاطره از این عده به صورت جوانان خام و ساده لوح یاد کردند !

شیوانا تبسمى کرد و گفت : شما همگى خاطره ی این جوانان را از صبح با خود حمل کردید و در تمام مسیر با این اندیشه کلنجار رفتید ! که چرا در آن لحظه واکنش مناسبى از خود ارائه نداده اید!

شما همگى از این جوانان با صفت ساده لوح و خام یاد کردید اما از این نکته کلیدى غافل بودید که همین افراد ساده لوح و بى‌ارزش تمام روز شما را «هدر» دادند و حتى همین الآن هم بخش اعظم فکر و خیال شما را اشغال کرده اند ! ! !

اگر حیوانى که وسایل ما را حمل مى‌کرد توسط افسارى که به گردنش انداخته شده بود طول مسیر را با ما همراهى کرد ، آن جوانان با یک ریسمان نامرئى که خود سازنده ی آن بودید این کار را کردند

در تمام طول مسیر بارها و بارها خاطره ی صبح و تک تک جملات را مرور کردید و آن صحنه‌ها را براى خود بارها در ذهن خویش تکرار کردید ! ! !

شما با «ریسمان نامرئى» که دیده نمى‌شود ولى وجود داشت و دارد از صبح با جملات و کلمات آن جوانان درگیر بوده اید و آنقدر اسیر این بازى بوده‌اید که «هدف» اصلى از این سفر معرفتى را از یاد برده‌اید ! ! !

من به جرأت مى‌توانم بگویم که آن جوانان از شما قوى‌تر بوده‌اند چرا که با یک ادا و اطوار ساده همه ی شما را تحت کنترل خود قرار داده‌اند ! و مادامى که شما خاطره ی صبح را در ذهن خود یدک بکشید هرگز نمى‌توانید ادعاى «آزادى و استقلال فکرى» داشته باشید و در نتیجه خود را شایسته ی «نور معرفت» بدانید !

یاد بگیرید که در زندگى همه اتفاقات چه خوب و چه بد را در زمان خود به حال خود «رها» کنید و در هر لحظه فقط به خاطرات همان لحظه بیندیشید .

اگر غیر از این عمل کنید ، به مرور زمان حجم خاطراتى که با خود یدک می‌کشید آنقدر زیاد می‌شود که دیگر حتى فرصت یک لحظه «تماشاى دنیا» را نیز از دست خواهید داد !