شهریور
۱۳

شفای تن

هنگامی که در نقش قربانی گرفتار می شویم،
تصور می کنیم دیگران می خواهند ما را محبوس کنند.
ما تشخیص نمیدهیم فقط افکارمان است که ما را به این طریق محبوس می کند.
تصور می کنیم که دشمن در دنیای بیرون است، پس می جنگیم تا آزاد شویم.
جنگ را به دنیا و هر کس که در آن است بسط می دهیم.
با روابطمان، خدا و خودمان جدال می کنیم.
به این ترتیب تا زمانی که نقش قربانی بودنمان را به دنیا منعکس کنیم،
هر رابطه ای به فلاکت منتهی می شود و یا دست کم رضایت بخش نخواهد بود.
درست لحظه ای که تشخیص دهیم احساس قربانی بودن فقط انعکاس ذهن خود ماست، این حس ناپدید می شود.
ما زمانی از اسارت خود ساخته مان رها می شویم که مسئولیت افکار و اعمالمان را بپذیریم و نقش قربانی بودن را کنار بگذاریم.

قسمتی از کتاب : شفای تن نوشته لوییز هی

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.