اسفند
۰۲

تصور کن …

تصور کن هیچ بهشتی در کار نیست ! آسان است اگر تلاش کنی …
و هیچ جهنمی در زیر پایمان نیست !
بر بالای سرمان تنها آسمان است …
تصور کن همه ی انسان‌ها برای امروز زندگی می کنند !
تصور کن هیچ کشوری نیست !
تصورش سخت نیست …
هیچ بهانه‌ای ، برای کشتن یا مردن در راهش نیست !
چنان که مذهبی وجود ندارد !
تصور کن همه ی انسان‌ها در صلح زندگی می کنند !
شاید بگویی من رؤیا می بینم … اما من تنها نیستم
! من امیددار روزی هستم ، که تو به ما بپیوندی و جهان یکی شود.
تصور کن مالکیتی وجود ندارد !
تعجب می کنم اگر بتوانی !
نیازی به حرص یا گرسنگی نیست ،
برادری بشر …
تصور کن همه ی مردم، زمین را با یکدیگر قسمت می کنند !
شاید بگویی من رؤیا می بینم … اما من تنها نیستم !
من امیدوار روزی هستم ، که تو به ما بپیوندی و جهان یکی شود.

جان لنون