اسفند
۱۹

گاهی ….

گاهی به خودت احترام بگذار،
یک چای داغ بریز داخل زیباترین استکان خانه،
یک دانه شیرینی هم بگذار کنارش،
همراه یک آهنگ دلنشین و به خودت بگو :
بفرمائید…. چایتان سرد نشود….
به خودت ؛ باورت و زندگی ات عشق بورز،
سن و سال ات مشکل عشق نیست،
زمان نمی تواند بلور اصل را کدر کند،
مگر آنکه تو پیوسته؛ برق انداختن آن را از یاد برده باشی،
برای خودت دعا کن که آرام باشی ؛ صبور باشی،
مهم نیست که آخرین زلزله ی زندگی ات چند ریشتر بود،
مهم نیست که در آن زلزله چه چیزهایی را از دست دادی،
مهم این است که دوباره از نو بسازی زندگی ات…
باورت را…
جهانت را…..

۲ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • صادق راستگو گفت :

    باسلام . وقتی مینویسید : ما آبینه نیستیم ; انسانیم
    با این فرمایش امیرالمؤمنین علی ع چیکار میخواهید بکنید :
    امام علی(ع) فرموده است:
    «المؤمِنُ مِرآهُ لاِءخیه، فإذا رَأَیْتُمْ مِنْ اَخیکم هَفْوَهً فَلا تَکونُوا عَلَیهِ وَ کونوا لَهُ کَنَفْسِهِ وَ اَرشِدوه وَ انصَحُوهُ وَ تَرَفَّقُوا به؛
    مؤمن، آینه برادر خویش است، پس اگر از برادرتان عیب و خطایی دیدید، بر ضدّ او نباشید، بلکه به سود او کار کنید و مثل خودش باشید، ارشاد و راهنمایی و خیرخواهی کنید و با او با رفق و مدارا برخورد کنید»

  • admin گفت :

    با سلام و تشکر از نقطه نظر شما.
    آنچه در این وبلاگ شخصی بیان می شود صرفا نظر و دیدگاه شخصی می باشد و بس.
    چنانچه مطلب “روایت خود” را مطالعه بفرمائید، متوجه خواهید شد که دیدگاه بنده فقط روانشناسی و فلسفی ست و از دیدگاه دینی به مسائل پرداخته نمی شود.
    در ضمن در این مطلب هم از ” ما آبینه نیستیم ; انسانیم ” به هیچ وجه استفاده نگردیده است. با سپاس

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.