Generated by All in One SEO v5.0.0.1, this is an llms.txt file, used by LLMs to index the site. # دلمشغولی های من و شغلم وبلاگ شخصی محمود طاهری ## Sitemaps - [XML Sitemap](https://www.weblog.videography.ir/sitemap.xml): Contains all public & indexable URLs for this website. ## نوشته‌ها - [سال 1403](https://www.weblog.videography.ir/1403/01/01/سال-1403/) - همه به شما می گویند: سال خوبی داشته باشید. ولی من به شما می گویم: "سال خوبی را برای خودتان خلق کنید". به فکر آمدن روزهای خوب نباشید! آنها نخواهند آمد! به فکر ساختن باشید. روزهای خوب را باید ساخت. آرزو می کنم، بهترین معمار سال جدید باشید... - [تلنگر](https://www.weblog.videography.ir/1403/01/01/تلنگر/) - تلنگر در فرهنگ معین: ضربه زدن با سر انگشت به کسی یا چیزی. تلنگر در لغتنامه دهخدا: گذاشتن نوک انگشت میانی را به نوک ابهام و آن را به قوت لغزاندن تا بن ابهام بنحوی که بانگ برآید. تلنگر مفهومی در علوم رفتاری، نظریه سیاسی و اقتصاد است که تقویت مثبت و پیشنهادهای غیر مستقیم - [منتظر نباشیم...](https://www.weblog.videography.ir/1402/09/23/منتظر-نباشیم/) - منتظر نباشیم احساساتمان کمرنگ شوند. منتظر نباشیم که سوگ تمام شود. منتظر تغییر جهان درونی و بیرونی نشویم. منتظر نبودن، به ما کمک می کند بتوانیم در کنار احساساتمان رشد کنیم و از آنها بزرگتر شویم. گاهی دردها قرار نیست گذر کنند، یا ما از آنها عبور کنیم. گاهی بزرگتر شدن از دردهایمان تنها راه - [شش زنگی ﮐﻪ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ!](https://www.weblog.videography.ir/1402/07/25/شش-زنگی-ﮐﻪ-ﺑﺸﺮ-ﺭﺍ-ﺍﺯ-ﺧﻮﺍﺏ-ﭼﻨﺪﯾ/) - ﺍﻭﻟﯿﻦ زنگ ﺭﺍ ﮐﻮﭘﺮﻧﯿﮏ در ۱۵۵۰ میلادی ﻧﻮﺍﺧﺖ: ﺍﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﺮﮐﺰ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ، بلکه ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ. دومین زنگ را نیوتن در ۱۷۰۰ میلادی نواخت: او نشان داد که هیچ نیروی غیبی و هوشمندانه ای موجب سقوط اجسام و حرکت سیارات و شهاب سنگها و کهکشانها نمی - [کتاب خوانها](https://www.weblog.videography.ir/1402/06/22/کتاب-خوانها/) - چرا کتاب‌ خوانها بهترین آدمهایی هستند که می‌توان عاشق‌شان شد؟ چندی پیش، مقاله‌ای در مجله تایم منتشر شد که نویسنده‌اش ادعا می‌کرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده‌ می‌شود، بزودی از بین ‌خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدمها کمترشده و این روزها دیگر آدمها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه‌ شده اینترنتی، - [تله موشی برای همه حیوانات...](https://www.weblog.videography.ir/1402/03/22/تله-موشی-برای-همه-حیوانات/) - روزی یک موش از شکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست؟ مرد مزرعه‌دار تازه از شهر آمده و بسته‌ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود. موش لبهایش را لیسید و با خود گفت: «کاش یک غذای حسابی باشه»، اما همین که بسته را باز - [درمان مرگ](https://www.weblog.videography.ir/1402/03/08/درمان-مرگ/) - بسیاری از دانشمندان و علاقه‌مندان به فنآوری عقیده دارند که روزی توانایی درمان مرگ را به دست خواهیم آورد. ژنتیک انسان اصلاح و بهینه می‌شود. نانو روباتهایی خواهیم ساخت که هر چیزی که زندگی ما را از نظر پزشکی به خطر بیاندازد، شناسایی و ریشه‌کن می‌کنند. زیست‌ فنآوری، ما را قادر خواهد ساخت که جسم - [اسکناس 100 يوروئی](https://www.weblog.videography.ir/1390/07/24/اسکناس-100-يوروئی/) - درست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمنبای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند. ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود. - [](https://www.weblog.videography.ir/1401/11/30/5745/) - انسان"معتقد" و نه "اندیشمند"، مدام فراموش می کند که همواره در معرض درنده ترین دشمن خود یعنی "شک" قرار دارد، زیرا در جایی که "اعتقاد" حاکم است، شک همیشه در کمین است. برعکس، برای انسانی که می اندیشد، شک حضوری خوشآیند است، زیرا برای وی گامی با ارزش به سوی شناختی بهتر است. تنهایی از - [دقایقی تامل...](https://www.weblog.videography.ir/1401/07/15/دقایقی-تامل/) - با هر تولدی، انسانی پا به این کره خاکی می‌گذارد و فعل "بودن" صرف می‌شود. اما بودن داریم تا بودن! "چگونه‌ بودن"‌ و "چگونه ‌‌زندگی‌ کردن" آدمها با هم فرق‌ دارد. به هیچ عنوان شخص معنوی نیستم و سعی در معنوی بودن هم ندارم، ولی بشدت در جستجوی معناگرایی هستم که نگاهی کاربردی داشته باشم - [انعطاف پذیری عصبی](https://www.weblog.videography.ir/1401/04/28/انعطاف-پذیری-عصبی/) - تصور کن، مغز مانند بدن قابلیت تغییر داشت. هر روز مغزمان را به باشگاه می بردیم، با وزنه ای عضلات خلاقیت و تمرکز را بزرگ می کردیم. استرس را آب می کردیم و عضلات رهایی و آرامش را قویتر می کردیم. حقیقت اینست که ما بدون آگاهی، هر روز مشغول همین کار هستیم. هر روز - [به‌ بهانهٔ‌ نو شدن مجدد سالهای عمرم…](https://www.weblog.videography.ir/1401/05/19/به-بهانهٔ-نو-شدن-مجدد-سالهای-عمرم/) - بايد كه به خويش نهيب زنم كه زندگی، مسابقه‌ دو سرعت نیست! کمی آرام بگیر؛ به موسیقی زندگی گوش بسپار؛ پیش از آنکه آوای آن به پایان برسد... شاید زادروزها بهانه ای باشند، تا ما آدمها بیشتر به کیفیت بودنمان فکر کنیم؛ اینکه با گذر این زادروزها که شاخصه‌ای برای میزان حضورمان روی کره خاکی - [در ستایش عشق](https://www.weblog.videography.ir/1401/04/26/در-ستایش-عشق/) - در جهان سرمایه‌داری و مدرن امروز همواره از زنان می‌خواهیم با بدنی لاغر، بدون شکم، با برجستگیهای خاص خود ما را در بخار لذت تن خود غرق کنند. آنها نیز در پی برآوردن میل دیگری، بینی، لب و گونه‌های خود را به تیغ جراحی می‌سپارند. علیرغم دانستن این واقعیت که کفش پاشنه ‌بلند به سلامت - [پشت پرده ریاکاری](https://www.weblog.videography.ir/1401/01/19/پشت-پرده-ریاکاری/) - یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند! اینها به‌ دنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانه‌ها هستند و یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمی‌کنند. باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد! اکثر آنها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به - [بحران زندگی زناشویی ...](https://www.weblog.videography.ir/1401/02/18/بحران-زندگی-زناشویی/) - اشو عزیز: بحران زندگی زناشویی از کجا آغاز می شود؟ در برابر آن چه باید کرد؟ بسیاری از رابطه ها نه بر مبنای عشق، بلکه بر اساس کشش جنسی استوارند. در اینگونه پیوندها، همسر کالایی است که مورد بهره برداری قرار می گیرد و به سطح نازل اشیاء تنزل پیدا می کند. بنابراین ترس ایجاد - [آدم حسابی!](https://www.weblog.videography.ir/1400/11/27/آدم-حسابی/) - هنگامیکه بخواهیم از کسی تعریف ‌کنیم و او را از دیگران ‌متمایز بشماریم، می گوئیم: او آدم حسابی است. اما براستی "آدم حسابی" کیست؟ 1- آدم حسابی، حرف حسابی می‌زند. اهل مغلطه نیست، اهل پرحرفی و هرزگویی نیست؛ اهل سخنان درهم ریخته و بی هدف هم نیست. برای همین شنوندگانش او را آسان می‌فهمند؛ سخنانش - [انسان بودن](https://www.weblog.videography.ir/1400/09/12/انسان-بودن/) - - کسی که درباره‌ پول و دستمزدش زیاد اصرار نمی کند و خیال می کند دیگران انصاف دارند، احمق نیست، مناعت طبع دارد. - کسی که به موقع می‌آید و برای با کلاس بودن، عده‌ای را منتظر نمی‌گذارد، احمق نیست، منظم و محترم است. - کسی که برای حل مشکلات دیگران به آنها پول قرض - [S.O.S](https://www.weblog.videography.ir/1400/06/19/s-o-s/) - ایرباس 380 در حال عبور از اقیانوس اطلس است. این هواپیما به طور مداوم با سرعت ۸۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز می کند؛ ناگهان یک جت جنگی با نهایت سرعت ظاهر می شود. سرعت خلبان جنگنده جت کاهش می یابد. به کنار ایرباس می رسد و با بیسیم از خلبان هواپیمای مسافربری سوال می کند: - [تئوری سوسک در توسعه شخصی](https://www.weblog.videography.ir/1400/04/13/تئوری-سوسک-در-توسعه-شخصی/) - در رستورانی، یک "سوسک" ناگهان از جایی پر می زند و بر روی یک خانم می نشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد می کند. وحشت زده بلند می شود و سعی ‌می کند با پریدن و تکان دادن دست هایش، "سوسک" را از خود دور کند. واکنش او مُسری بوده و افراد - [هنر به پایان رساندن](https://www.weblog.videography.ir/1400/03/05/هنر-به-پایان-رساندن/) - انسانها به سه گروه تقسیم می‌شوند. گروه اول، رویاپردازان و سخنگویان، که پروژه هایشان را با هیاهو و شور و شوقی وصف ناپذیر آغاز می‌کنند؛ اما این انفجار انرژی و شور و هیجان به سرعت فروکش می‌کند، زیرا در دنیای واقعی، برای پایان دادن به هر پروژه، تلاشی سخت و بی وقفه لازم است. این - [تفاوتهای تفکر قطعی با تفکر رشدگرا](https://www.weblog.videography.ir/1400/01/03/تفاوتهای-تفکر-قطعی-با-تفکر-رشدگرا/) - پنج تفاوت اصلی فکر قعطی و فکر رشدگرا را در این مطلب با هم می‌خوانیم. این تفاوتها برگرفته از نظرهای روانشناسانۀ دکتر کارول دوک، استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد و نویسندۀ کتاب طرز فکر ، است. طرز فکر درست، چطور می‌تواند رفتارها و نتایج کار ما را نشان بدهد؟ اگر تفکر قطعی داشته باشید: 1- گمان - [بیشعوری ...](https://www.weblog.videography.ir/1399/12/30/بیشعوری/) - بیشعوری حماقت نیست و بیشتر بیشعورها نه تنها احمق نیستند که نسبت به مردم عادی از هوش و استعداد بالاتری برخوردارند. خودخواهی، وقاحت و تعرض آگاهانه به حقوق دیگران که بن مایه های بیشعوری هستند، بیشتر از سوی کسانی اعمال می شوند که از نظر هوش، معلومات، موقعیت اجتماعی و سیاسی و وضع مالی اگر - [نفرین و درود...](https://www.weblog.videography.ir/1397/05/08/نفرین-و-درود/) - جنگ که تمام شود ازدواج می‌کنیم. در مزرعه‌ ما گل‌هایی خواهد روئید به زیبایی تو در رحم تو دختری خواهد بود شبیه تو ... که عاشق پدرش خواهد بود ... از: نامه‌ پیدا شده در جیب سربازی در جنگ جهانی دوم. نفرين به جنگ، درود به صلح و دوستى. - [دست کوتاه و دست دراز...](https://www.weblog.videography.ir/1397/05/25/دست-کوتاه-و-دست-دراز/) - دن پائولو می گوید: شنیده ام که در این کوه معدن هست. بونیفاتسیو جواب می دهد: خدا نکند که معدن باشد... دن پائولو نمی فهمد که چرا ؟! چوپان توضیح می دهد: مادام که کوه فقیر است از آن ماست؛ اما همین که معلوم شد غنی است، دولت آن را تصاحب خواهد کرد. دولت یک - [دروغ سفید...!](https://www.weblog.videography.ir/1399/07/05/دروغ-سفید/) - دروغ سفید نگوئید تا پیشرفت کنید! دروغهای سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند: 1- در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کند اما در جمع دوستان می گوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمی رود! 2- روزی یک صفحه کتاب می خواند اما در حضور - [ازدواج](https://www.weblog.videography.ir/1399/06/09/ازدواج-2/) - ازدواج یعنی بهم پیوستن و در هم شدن دو چیز یا دو نفر برای انجام کاری که به تنهایی ممکن نیست، همانگونه که چرخ دنده های مختلف در ساعت، امکان بکار افتادن آن را فراهم می کند و این دو از جهاتی باید متفاوت باشند و الا یکسانی آنها، دیگر قابلیت پیوستن و درهم شدن - [ما چی ایم ! ؟](https://www.weblog.videography.ir/1396/11/23/ما-چی-ایم-؟/) - زمانی که مردم برای اثبات خدایانشان با هم می‌جنگیدند، من با چهار تا سیم و تکه‌ای چوب اصوات خدا را به صدا در می‌آوردم... "آنتونیو ویوالدی" از اون حرف های با معنیه که شاید بعضی روزا مثل امروز دلم می خواد بشینم و بخونمش، بشینم و حسش کنم، لمسش کنم... ما چی ایم؟! ما - [پوچی...](https://www.weblog.videography.ir/1399/05/25/پوچی/) - انسان نمی‌تواند طولانی مدت با احساس پوچی سرکند: اگر به سوی چیزی رشد نکند، کاملا راکد و منفعل نمی‌ماند بلکه استعدادهای فروخورده‌اش، به ناخوشی، نومیدی و در نهایت فعالیتهای ویرانگر تبدیل می‌شود. احساس پوچی یا خلأ ... معمولا از این احساس افراد سرچشمه می‌گیرد که از انجام هر کار مؤثر در زندگی خود یا دنیایی - [زلزله...](https://www.weblog.videography.ir/1399/02/19/زلزله/) - زلزله تقریبا ده ثانیه احساس شد. اما میلیونها نفر به خیابان ریختند. نیمه برهنه، با دست خالی، بدون سوئیچ ماشین، سند خانه، دسته چک و حتی مدارک شناسایی... میلیونها نفر همه آن چیزهایی که یک عمر برای داشتن شان جنگیدند، عرق ریختند یا خون دیگران را در شیشه کردند را بدون لحظه ای درنگ رها - [خوب بودن](https://www.weblog.videography.ir/1399/01/01/خوب-بودن/) - هر ویروسی برای آنکه خودش را تکثیر کند به بدنی محتاج است، به میزبانی که پذیرایش باشد. ویروس اگر بر در و دیوار بماند و کسی به او دست نزند، سرانجام از بین خواهد رفت. هر رذیلتی نیز به بدنی محتاج است، به تنی که آن را در خود جا بدهد. دروغ اگر روی زمین - [کسی را ...](https://www.weblog.videography.ir/1398/08/01/کسی-را/) - کسی را نگه دار که بداند ده ثانیه مانده به انفجار، کدام سیم را قطع کند که قصه نمیرد و از دست نرود! کسی را انتخاب کن که اسلحه اش قبل از شلیک قفل می کند و خنجرش از شدت بی تجربگی بریدن بلد نباشد! از همانهایی که ذوق چای عصرِ کنارِ پنجره را داشته - [با تمام وجود اشک ریختم...](https://www.weblog.videography.ir/1398/03/21/با-تمام-وجود-اشک-ریختم/) - من آدم حساسی نيستم، وقتی خانه‌ والدينم را ترک كردم گريه نكردم، وقتی گربه‌ام مرد گريه نكردم، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم! اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم، بغضم گرفت! با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب - [تمدن ...](https://www.weblog.videography.ir/1398/03/10/تمدن/) - انسان وضع دشواری دارد، زيرا انسان "تمدن" دارد! تمدن چندان نيرومند است كه می تواند جلو انگيزش جنسی را بگيرد و موجب پاكدامنی پيش از زناشويی شود يا كسی را وا دارد كه برای همه عمر سوگند پارسايی بخورد. تمدن می تواند كسی را از گرسنگی بكشد، در حالی كه غذا فراهم باشد، زيرا برخی - [فرآیند تبدیل شدن...](https://www.weblog.videography.ir/1398/02/03/فرآیند-تبدیل-شدن/) - زندگی فرآیند تبدیل شدن است. فرآیند فراتر رفتن از محدودیت های ذهن آدمی و شگفتی زندگی از همین زمان آغاز می‌شود. زمانی که کشف کنید برای چه هدف و کاری ساخته شده اید، آنگاه اهدافتان، رفتارتان را جهت می‌دهند. از خود نپرسید: جهان به چیزی نیاز دارد؟ بلکه سوال کنید: چه چیزی شما را سرزنده - [شرع و فرع](https://www.weblog.videography.ir/1397/11/27/شرع-و-فرع/) - شاه: شرع برای این موضوع چه حکمی دارد؟ قاضی شارح: شاه را چه خوش آید، شرعیات آنقدر فرعیات دارد که هر آنچه ما گوئیم عوام قبول کنند. سريال سربداران - [جدائی جنسی](https://www.weblog.videography.ir/1397/10/08/جدائی-جنسی/) - در زبان فارسی جدایی جنسی وجود ندارد. مثلا "او" شامل زن و مرد می شود، برخلاف زبانهای لاتین و عربی. اگر جایی تاکید بر جنسیت باشد، در زبان فارسی، اولویت با زنهاست، بر خلاف زبانهای لاتین و اروپایی. ما می گوئیم: زن و شوهر بجای husband and wife ما می گوئیم: خواهر و برادر ، - [خود شكوفاشدگان](https://www.weblog.videography.ir/1397/07/29/شكوفاشدگان/) - شكوفاشدگان از منظر آبراهام مزلو در دو كتاب خود، یكى Motivation and Personality (انگیزش و شخصیت) (چاپ نخست ۱۹۵۴ و ویراستۀ دوّم ۱۹۷۰) و دیگرى Towards a Psychology of Being (به سوى یك روان‌شناسی بودن) (چاپ نخست ۱۹۶۲ و ویراستۀ دوّم ۱۹۶۸) كه هر دو نیز به فارسى ترجمه شده اند، این مؤلّفه‌ها را براى - [خود را مشاهده کنید...](https://www.weblog.videography.ir/1397/06/31/خود-را-مشاهده-کنید/) - هنگامی که در رستوران یا هتل هستید و شکر یا شیر چای خود را بیشتر از مقداری که در خانه مصرف می کردید مصرف می کنید، بیانگر این است که شما زمینه فساد را دارید. وقتی که در رستوران یا اماکن عمومی هستید و مقدار زیادی دستمال کاغذی، صابون یا عطر استفاده می کنید، در - [فرصت ها...](https://www.weblog.videography.ir/1397/06/28/فرصت-ها/) - قدیما ماشین‌ها ریپ میزدن. ریپ زدن هم بخاطر این بود که بنزین به موقع مشتعل نمی‌شد. اگر دیرتر یا زودتر از زمان مقرر جرقه شمع زده می شد، اونوقت یا خام‌سوزی داشتیم یا یک زبونه آتیش از اگزوز. برای همین باید دلکوی ماشین‌ها رو اونقدر می‌چرخوندیم تا در نقطه مورد نظر جرقه بزنه. به اینکار - [دیکته...](https://www.weblog.videography.ir/1397/06/18/دیکته/) - خیلی وقتها به امتحان دیکته فکر می کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم. چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود. امتحانی که در آن، نادانسته های کودکی بی دفاع، مورد قضاوت بی رحمانه دانسته های معلم قرار می گرفت. امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم نه - [منتظر...](https://www.weblog.videography.ir/1397/06/17/منتظر/) - فردی بود که چای را آن قدر کم رنگ می‌‌نوشید که به سختی می‌‌توانستیم بفهمیم که آب جوش نیست! چربی‌ و نمک هم اصلا نمی‌‌خورد! ورزش می‌‌کرد و وقتی از ا‌و علت این کار‌هایش را می‌‌پرسیدیم، می‌‌گفت که: این‌ها برای سلامتی‌ بد است و سکته می‌‌آورد. ا‌و در چهل و پنج سالگی در اثر سکته - [چهل و شش سال....](https://www.weblog.videography.ir/1397/06/06/چهل-و-شش-سال/) - صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر می مانم تا تاکسی مورد علاقه ام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دست های قوی و آفتاب سوخته و چشم های مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین - [هرچه....](https://www.weblog.videography.ir/1397/05/27/هرچه/) - هرچه انسان تر باشيم زخم‌ها عميق تر خواهند بود. هرچه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت. بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایی هايمان بيشتر خواهد شد. شادی ها لحظه ای و گذرا هستند. شايد خاطرات بعضی از آن‌ها تا ابد در ياد بماند. اما رنج‌ها داستانش فرق می کند تا عمق وجود آدم رخنه - [شاد باشید](https://www.weblog.videography.ir/1392/05/25/شاد-باشید/) - بعضی از مردم به هیچ وجه شما را تایید نخواهند کرد. اجازه ندهید نظرات منفی دیگران آرامش شما را به هم ریزد. انسان ها دو دسته اند، دسته‌ی اول انرژی و خلاقیت شما را تخلیه می کنند و دسته‌ی دوم به شما انرژی می دهند و موجب خلاقیت بیشتر شما می‌شوند حتی با یک لبخند - [سقف آزادی و قامت فکری...](https://www.weblog.videography.ir/1397/05/01/سقف-آزادی-و-قامت-فکری/) - سقف آزادی رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد. در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود. وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که - [دو روز...](https://www.weblog.videography.ir/1397/04/11/دو-روز/) - دو روز مهم در زندگی شما وجود دارد: روزی که متولد می شوید و روزی که می فهمید چرا متولد شده اید... مارک تواین - [پشت سر...](https://www.weblog.videography.ir/1397/04/04/پشت-سر/) - ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ 90 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ سرعت شیر 57 کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ. ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر می‌شود ؟ ﺗﺮﺱ ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ می شود ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به "پشت ﺳﺮ" ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می‌شود! - [ما به اشتباه اينگونه می‌انديشيم](https://www.weblog.videography.ir/1397/03/22/ما-به-اشتباه-اينگونه-می‌انديشيم/) - درسم تمام شود راحت شوم غذايم را بپزم راحت شوم اتاقم را تميز کنم راحت شوم بالاخره رسيدم، راحت شدم اوه چه پروژه‌ای، تمام شود راحت شوم تمام شود که چه شود؟ مادامی که زنده هستيم و زندگی مي کنیم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است پس چه بهتر که در - [احترام و سرمایه](https://www.weblog.videography.ir/1397/03/21/احترام-و-سرمایه/) - می گویند روزی شمس به خانه مولانا رفت و از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟ مولانا حیرت زده گفت: مگر تو شراب خوار هستی؟ شمس پاسخ داد: بلی و حالا برو و شراب برایم خریداری کن. مولوی خرقه ای به دوش انداخت، شیشه ای زیر آن پنهان کرد و به سمت - [چطور میشه...](https://www.weblog.videography.ir/1397/03/20/چطور-میشه/) - روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه و... همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه دو باشه! چون دختره!! همون روز اونو به این باور رسوندی که برای - [آدم سالم](https://www.weblog.videography.ir/1397/03/19/آدم-سالم/) - روان شناسی آنتروپولوژی ( مردم شناسی) ؛ در جواب این سوال می گوید: آدم سالم، آدمی است كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستیز نیست، نتیجتاً حضورش به آدم انرژى میده! بیشتر از اینكه انتقادگر باشه، مشوقه! بیشتر از اینكه منفى باشه، مثبته! بیشتر از اینكه متكبر باشه، متواضعه! بیشتر - [تمثیل غار افلاطونی](https://www.weblog.videography.ir/1397/03/15/تمثیل-غار-افلاطونی/) - افلاطون نظریه شناخت شناسی خود را به وسیله تمثیل مشهور غار در کتاب هفتم جمهوری شرح بیشتر داده و روشن ساخته است. به اختصار این تمثیل را شرح خواهم داد. افلاطون از ما می خواهد که یک غار زیر زمینی تصوّر کنیم که دهانه ای به طرف روشنایی دارد. در این غار آدمیانی زندگی می - [عشق سیاست را از پا در میاره...](https://www.weblog.videography.ir/1397/03/14/عشق-سیاست-را-از-پا-در-میاره/) - خبرنگاری طی مصاحبه با یک پیرمرد یهودی که بمدت 60سال هر روز 45 دقیقه کنار دیوار غربی اورشلیم به نیایش می پرداخت، پرسید: دعای روزانه شما طی این 60 سال چه بوده؟ پیرمرد گفت: دعا می کنم برای صلح بین مسیحیان، مسلمانان، کلیمیان؛ از بین رفتن تمام تنفرها و جنگ ها؛ رشد توام با بی - [دنیای قضاوت ها...](https://www.weblog.videography.ir/1397/03/13/دنیای-قضاوت-ها/) - در دنیای "قضاوت‌ها" تنها به این نکته توجه می‌شود که دیگران بر اساس نظر ما چگونه‌اند؟ فردی در ترافیک جلوی ما بپیچد: احمق ! ما که جلوی دیگران می‌پیچیم: زرنگ ! ! کسی جواب تلفن ما را ندهد: بی‌معرفت ! ما که جواب ندهیم: گرفتار !! فرد بلندتر از ما: دراز ! کوتاه‌تر از ما: - [زن را نه با ظاهرش که...](https://www.weblog.videography.ir/1397/03/02/زن-را-نه-با-ظاهرش-که/) - در این چند روز مرتب عکسهای عروس جدید خاندان سلطنتی انگلستان را می بینم و نقل سادگیش و کنایه زدن به زنها که ببینید و یاد بگیرید...... البته کمتر کسی اشاره می کند که این عروسی ساده 45 میلیون پوند هزینه دربر داشته ا ست ! مثل اینکه همیشه تیغ اشاره جوامع ما روی زنهاست - [اهل حقیقت](https://www.weblog.videography.ir/1397/02/04/اهل-حقیقت/) - اهلِ حقیقت نزدِ من آن کس است که سر در صحراهایِ بی‌خدا می‌نهد و دلِ حرمت‌گزارِ خود را می‌شکند. او در ریگزارِ زرد، تافته در تَفِ خورشید، چه بسا تشنه کام به جزایرِ پُرچشمه‌سار نیم‌نگاهی می‌افکند؛ آن‌جا که زندگان در زیرِ درختانِ سایه‌گُستر آرمیده‌اند. اما تشنگی‌اش او را بر آن نمی‌دارد که در خیل این - [ازدواج و دید تاجر...](https://www.weblog.videography.ir/1397/01/09/ازدواج-و-دید-تاجر/) - دختر خانمی زیبا خطاب به رئیس شرکت آمریکایی مورگان نامه‌ای بدین مضمون نوشت: من ۲۴ سال دارم. جوان، زیبا، خوش‌اندام، دارای تحصیلات آکادمیک هستم. چگونه می‌توانم با مردی ازدواج کنم که به اندازه‌ شما درآمد داشته باشد؟ جواب مدیر شرکت مورگان: از دید یک تاجر، ازدواج با شما اشتباه است! آن‌چه شما در سر دارید، - [تفاوت بیشعور با احمق!](https://www.weblog.videography.ir/1397/01/04/تفاوت-بیشعور-با-احمق/) - حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است.... یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند نه احمق! احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند.... بیشعور ها اما داستان شان با احمق ها فرق دارد. کسی - [عصبیت و رشد آدمی](https://www.weblog.videography.ir/1396/12/26/عصبیت-و-رشد-آدمی/) - این دومین کتابی‌ست که از «کارن هورنای» می‌‌خوانم. قبلاً کتاب «خودکاوی‌»اش را خوانده بودم و به نظرم خیلی کتاب شسته‌ رفته‌ای آمده بود. هورنای تسلط خوبی بر روی مطلبی که می‌خواهد بگوید دارد و ایده‌هایش را خیلی خوب و شفاف بیان می‌کند. تلاش می‌کند با ذکر مثال‌های عینی و همین‌طور تکرار مطلب از زوایای مختلف - [معمولی شدن](https://www.weblog.videography.ir/1396/12/28/معمولی-شدن/) - هیچ چیز در دنیا بدتر از معمولی شدن برای کسی نیست! تبدیل به روزمرگی شدن... از اینکه حضورت برای یک نفر بشود مثل مسواک زدن… مثل شانه کردن… که اگر حوصله داشت سراغت را بگیرد و اگر نداشت بگوید بماند برای بعد دیر نمی شود! به خودتان احترام بگذارید با کسی بمانید که اولویتش باشید - [پنج چیز...](https://www.weblog.videography.ir/1396/12/24/پنج-چیز/) - پنج چیز است که پنج چیز از آن نزاید: دلی که خانه غرور است کانون محبت نشود. یاران دوران فرومایگی، نکو خویی ندانند و تنگ نظران ره به بزرگی نبرند. حسودان بر جمال و کمال جز به چشم کین ننگرند و دروغگویان از کسی وفا و اعتماد نبینند. یوهان ولفگانگ گوته - [زن‌های معمولی](https://www.weblog.videography.ir/1396/12/29/زن‌های-معمولی/) - زن‌های معمولی را بیشتر درک کنید! زن معمولی نمی‌تواند هفت قلم آرایش کند تا به چشمتان بیاید ... یا کفش 7 سانتی پا کند. او معمولی است؛ با کتانی و تنها رژ قرمز هم جذاب می‌شود. زن‌های معمولی را بیشتر دوست بدارید. آن‌ها دلشان را هرجایی جا نمی‌گذارند! شاید سالها عاشقتان باشند اما به زبان - [خانمها، آقایان، من خوبم!](https://www.weblog.videography.ir/1397/01/02/خانمها،-آقایان،-من-خوبم/) - ما مهربان نیستیم، ما مهرطلب هستیم. ما جلوی آدمها تعریفشان را می کنیم ولی پشت سرشان همه جور حرف می زنیم! ما وقتی به کسی می رسیم برای اینکه خودمان را خوب جلوه بدهیم همه چیز را تحمل می کنیم اما حاضر نمی شیم درد و رنجِ ایستادن پای حق خودمان و آنچه را که - [جمله: معذرت می خواهم...](https://www.weblog.videography.ir/1397/01/03/جمله-معذرت-می-خواهم/) - گفتن جمله: "معذرت مي خوام" هم درست مثل جمله ي "دوستت دارم" اندازه و جايي دارد، از به زبان آوردنش نه خيلي اجتناب كنيد و نه بيش از حد استفاده كنيد. اگر بيشتر از حد معمول، بابت كارهاي نكرده عذر بخواهيم كاملا محسوس خودمان را به دست خودمان گناهكار كرده ايم و اگر هم بابت - [سیزده درد مشترک ایرانیان](https://www.weblog.videography.ir/1397/01/13/سیزده-درد-مشترک-ایرانیان/) - ١ - ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺗﺨﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ. ٢ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ. ٣ - ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻣﻔﺖ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺑﺰﻧﯿﻢ. ٤ - ﺑﻪ ﺑﺪﺑﯿﻨﯽ ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ٥ - ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ - [حال آدمی...](https://www.weblog.videography.ir/1396/12/23/5503/) - آدمی به مرور آرام می‌گیرد بزرگ می شود بالغ می‌شود و پای اشتباهاتش می ‌ایستد آنها را به گردن دیگران نمی‌اندازد و دنبال مقصر نمی‌گردد گذشته‌اش را قبول می کند نادیده‌اش نمی‌گیرد و اجازه می‌دهد هر چیزی که بوده در همان گذشته بماند آدمی از یک جایی به بعد می ‌فهمد که از حالا باید - [مسئول](https://www.weblog.videography.ir/1396/10/07/مسئول/) - تا وقتی به این فکر چسبیده اید که دلیل خوب زندگی نکردنتان، بیرون از وجودتان است، هیچ تغییر مثبتی در زندگیتان رخ نمی دهد. تا وقتی مسئولیت خود را به دوش دیگران بیاندازید که با شما بی انصافی می کنند، (یک شوهر لات، یک کارفرمای زیاده طلب، که از کارمندانش حمایت نمی کند، ژنهای ناجور، - [رژیم...](https://www.weblog.videography.ir/1396/09/22/رژیم/) - گاهی برای زندگیمان یک رژیم بنویسیم: یک رژیم برای خلاصی از شر سنگینی روزگار که گاهی بر سینه ما سنگینی می کند. رژیم که مختص چاقی یا لاغری نیست! گاهی باید یک رژیم خوب برای روح و افکارمان بگیریم! مثل: رژیم کمتر حرص خوردن، رژیم کمتر غصه خوردن! رژیم بی اندازه مهربان بودن! رژیم بی - [حرفهای بیهوده](https://www.weblog.videography.ir/1396/09/20/حرفهای-بیهوده/) - حرفهای بیهوده از کودکی در خانواده خوراک انسان می شود و بعد در محیط مدرسه و دانشگاه، هم افزایی و تبادل می شود و بالاخره در بستر اجتماع به کمال می رسد. کار به جایی می رسد که حرفهای بیهوده که انرژی و زمان زیادی صرف تبادلشان می شود، جزو حیاتی ترین امور روزمره انسان - [برنده تنهاست](https://www.weblog.videography.ir/1396/09/19/برنده-تنهاست/) - مردم هیچ وقت از چیزی راضی نمی شوند. اگر کم داشته باشند زیاد می خواهند. اگر زیاد داشته باشند، بیشتر می خواهند. اگر بیشتر داشته باشند، می خواهند به کم راضی باشند. اما دیگر کاری از دستشان برنمی آید. یعنی نمی فهمند که رسیدن به خوشبختی خیلی آسان است؟ پائلو کوئیلو - [قربانی دیگرانیم و جلاد خویش](https://www.weblog.videography.ir/1395/05/10/قربانی-دیگرانیم-و-جلاد-خویش/) - احتمالا یا شاید ناگزیر، در زندگی لحظه‌ای می رسد که دیگر هیچ چیز خوب نیست، دیگر هیچ چیز مطلوب نیست. این بدحالی گاهی دلیل خارجی دارد، مانند طلاق، ورشکستگی، بیماری شدید یا بدبیاری‌های گوناگون. گاهی هم منشأ آن درونی است و از خویشتن برمی‌خیزد که بسیار بدتر است، چرا که بهانه‌ای برای توجیه آن وجود - [هر کس ...](https://www.weblog.videography.ir/1395/05/04/هر-کس/) - هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرف های خود را با او بزند، آزادانه و بدون رودربایسی و خجالت. به راستی انسان از تنهایی دق می کند. ارنست همینگوی - [پاسخ رد را بپذیریم....](https://www.weblog.videography.ir/1395/05/03/پاسخ-رد-را-بپذیریم/) - از همان آغاز کودکی که برای زندگی به دیگران وابسته بودیم، به ما یاد داده‌اند تا مقبولیت در بین دیگران و تائید آنها برایمان ارزشمند باشد. این امر باعث می‌شود که زمانی که تائید دیگران را دریافت نمی‌کنیم، دچار ترس شدید شویم. از طرفی ترس از پاسخ رد شنیدن و پس زده شدن، بسیاری از - [آرزو کنید](https://www.weblog.videography.ir/1395/05/02/آرزو-کنید/) - آرزو کنید که ذوب شوید و همچون جویباری باشید که با شتاب می رود و برای شب آواز می خواند. آرزو کنید که رنج بیش از حد مهربان بودن را تجربه کنید. آرزو کنید که زخم خورده فهم خود از عشق باشید و خون شما به رغبت و شادی بر خاک ریزد. آرزو کنید سپیده - [خدایی که من می پرستم .......](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/20/خدایی-که-من-می-پرستم/) - یا هر یکشنبه سر ساعات معینی به تعریف و تمجید از او بپردازم. خدایی که من میشناسم نیازی به گرسنگی و تشنگی کشیدن من ندارد - [مشکل ما کجاست ؟](https://www.weblog.videography.ir/1394/05/10/مشکل-ما-کجاست-؟/) - ﻧﺰﺩﯾﮏ ٣٨ ﺳﺎﻟﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭ ﺩﻋﺎ ﻭ ﻋﺰﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﮐﺮﺩﯾﻢ ! ٨ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻧﺼﻒ ﺩﻧﯿﺎ ﺟﻨﮕﯿﺪﯾﻢ ! 15 ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺍﺯ ﻧﺎﺧﻨﮕﯿﺮ ﺗﺎ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻭ ﺍﯾﺪﺯ ﻭ ﺯﮔﯿﻞ ﻫﺴﺘﯿﻢ ! ﭼﻪ حکمتیه ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﻫﻤﮥ ﺩﻧﯿﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ می کنن ؟ ! ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻗﻄﺐ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﻨﻄﻘﻪ می شه - [زنان ایران](https://www.weblog.videography.ir/1394/03/05/زنان-ایران/) - ما همان دخترانی هستیم که به بر پشتی موهای پشت لبمان بالیدیم و مهر " نجابت " و " عفت " خوردیم. همان دخترانی که برای ابروهای نامرتب و اصلاح نشده مان " محبوب " و " معصوم " شناخته شدیم و انضباط بیست گرفتیم... ما دختران جوجه اردک زشتیم، که تا شب عروسی برای - [ﺷﻌﺮ ﻳﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﻝ ﺷﺪ](https://www.weblog.videography.ir/1394/03/04/ﺷﻌﺮ-ﻳﮏ-ﮐﻮﺩﮎ-ﺳﻴﺎﻩ-ﭘﻮﺳﺖ-ﮐﻪ-ﺑﻬ/) - وقتی ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻴﺎﻡ، ﺳﻴﺎﻫﻢ، وقتی ﺑﺰﺭﮒ می شم، ﺳﻴﺎﻫﻢ، وقتی ﻣﻴﺮﻡ ﺯﻳﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ، ﺳﻴﺎﻫﻢ، وقتی می ﺗﺮﺳﻢ، ﺳﻴﺎﻫﻢ، وقتی ﻣﺮﻳﺾ می شم، ﺳﻴﺎﻫﻢ، وقتی می ﻣﻴﺮﻡ، ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺳﻴﺎﻫﻢ ... ﻭ ﺗﻮ، ﺁﺩﻡ ﺳﻔﻴﺪ : وقتی ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻴﺎی، ﺻﻮﺭتی ﺍی، وقتی ﺑﺰﺭﮒ می شی، ﺳﻔﻴﺪی، وقتی میری ﺯﻳﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ، ﻗﺮﻣﺰی، وقتی ﺳﺮﺩﺕ می ﺷﻪ، - [بی احساس](https://www.weblog.videography.ir/1394/03/03/بی-احساس/) - ﺩﺭ یک سمینار رموز موفقیت، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ؟ حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪﻧﺪ. سخنران: ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ حضار: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ. سخنران: ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ حضار: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ. سخنران: ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ حضار: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ. سخنران ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ - [هرزگی](https://www.weblog.videography.ir/1394/03/02/هرزگی/) - ﻫﺮﺯﮔﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ ! ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ ﺷﺪﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ ! ﭼﮕﻮﻧﻪ می توان ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﻧﮑﺸﯿﺪ ! ؟ ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺣﻼﻝ ﻭ ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ! ! " ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﯼ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﺳﺖ " ﻫﺮﺯﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺪ، ﺑﻪ - [سکوت](https://www.weblog.videography.ir/1394/03/01/سکوت-2/) - چرا همیشه گفته می شود: " سکوت نشانه ی رضایت است " چرا نمی گویند: نشانه ی دردیست عظیم، که لب ها رابه هم دوخته است... چرا نمی گویند: نشانه ی ناتوانی گفتار، از بیان سنگینی رفتار افراد است... چرا نمی گویند: نشانه ی دلی شکسته است که، نمی خواهد با باز شدن لب ها - [زندگی کردن](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/31/زندگی-کردن/) - از رها کردن نترس... باور کن هیچ کس نمی تواند چیزی که مال توست را از تو بگیرد ! و تمام دنیا نمی توانند چیزی که مال تو نیست را، برایت حفظ کنند ! همــه چیــز سـاده است. زنـدگــی... عشــق... دوست داشتــن... عـادت کــردن... رفتــن... آمــدن... امــا چیــزی کـه ســــــاده نیست، بـاور ایـن سـاده بـودن - [بلند پرواز باش](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/30/بلند-پرواز-باش/) - مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت. عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آنها بزرگ شد. در تمام زندگیش، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند. برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و قدقد می کرد - [درسی از سهراب](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/29/درسی-از-سهراب/) - سخت آشفته و غمگین بودم به خودم می گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم می گیرند درس ومشق خود را… باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابی ببرند… خط کشی آوردم، در هوا چرخاندم... چشم ها در پی چوب، هر طرف می غلطید - [قدر](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/19/قدر/) - متاهل ها می خواهند طلاق بگیرند ! مجردها دوست دارند ازدواج کنند ! کودکان می خواهند زود بزرگ شوند ! بزرگتر ها دوست دارند به دوران کودکی برگردند ! شاغلان از شغلشان می نالند ! بیکارها دنبال شغلند ! فقرا حسرت ثروتمندان را می خورند ! ثروتمندان از دغدغه می نالند ! افراد مشهور از - [حس خوب](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/28/حس-خوب/) - ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻰ، ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ... ﻳﮏ ﻣﺎﻩ ... ﻳﮏ ﺳﺎﻝ ... "ﻣﻬﻢ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺳﺖ" ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ، ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ، ﻳﮏ ﻋﻤﺮ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺟﺰ ﺩﺭﺩ، ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻳﺖ ندارند ! ﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﺍﺷﻨد ! ﺑﻌﻀﻰ - [چند کلام ...](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/27/چند-کلام/) - صبوری با خانواده عشق است، صبوری با دیگران احترام است، صبوری با خود اعتماد به نفس است، و صبوری در راه کائنات، ایمان است. اندیشیدن به گذشته اندوه، و اندیشیدن به آینده هراس می آورد، به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد. در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا، زیرا هر آنچه - [یادم باشد...](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/26/یادم-باشد/) - یادم باشد زندگی را دوست دارم ... یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم ، یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس ، فقط به دست دل خودش باز می شود ... یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ! یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم ، - [بعضیها ...](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/25/بعضیها/) - انسانها درست مثل اشکال هندسی هستند، بعضیها موازی اند! با همه کنار می آیند و کاری با کسی ندارند! بعضیها متقاطع اند! همه را قطع می کنند! سوهان اعصاب و روح و روانند! بعضیها نقطه اند! کوچکند! وَ قد خودشان حرف می زنند! بعضیها خطند! اول و آخرشان معلوم نیست! کجاست؟! بعضیها دایره اند! با - [توقع](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/24/توقع/) - ﺍﺯ ﻫﺮ کسی، ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ. ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﺗﻮﻗﻊ ﻣﺎﭺ ﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﻭ ﺑﻐﻞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ‌‌‌‌‌ ! ﺍﻻﻍ ﮐﺎﺭﺵ ﺟﻔﺘﮏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺍﺳﺖ، ﺳﮓ ﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ، ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻣﯽ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ... ﮔﺮﺑﻪ ﻫﻢ ﺗﮑﻠﯿﻔﺶ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ...! ﺣﺎﻻ تو هی ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻣﭻ ﺑﮑﻦ ﺗﻮﯼ ﮐﻮﺯﻩ ﻋﺴﻞ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻫﻦ - [یک سوال ؟](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/23/یک-سوال-؟/) - اين سؤال، موجب دگرگونى شديدى در زندگى عده اى، از جمله پيتر دراکر (نظریه پرداز معروف مدیریت) شده است ! معلم او، در سيزده سالگى، سؤالى پرسيده و گفته انتظار ندارم بتوانيد به سؤال من پاسخ دهيد ! ! اما اگر در پنجاه سالگى هم نتوانيد پاسخى براى آن بيابيد، در اين صورت، حتم بدانيد - [یادم دادند...](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/22/یادم-دادند/) - فقط یادم دادند خوشبختی سه بخش است، فقط یادم دادند کلمات را هجی بزنم ، فقط یادم دادند آنها را آرام بنویسم، کاش یادم می دادند چطورآدمها را بشناسم، کاش یادم می دادند تا تجربه نکنم همه این تجربه ها را، کاش یادم می دادند سنگ چیز خوبی نیست تا این همه سرم به سنگ - [اگر می خواهی...](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/21/اگر-می-خواهی/) - اگر می خواهی در زندگی ات معجزه شود، اگر می خواهی روی زیبای زندگی را ببینی، و طعم رسیدن به رویاهایت را بچشی.... معجزه زندگی دیگران باش. بیقرار باش برای شادی ساختن در زندگی انسان ها.. دست های کائنات باش برای برآوردن رویای انسان دیگری جز خودت... خنثی نباش ! بی تفاوت نباش ! اگر - [راز آرامش درون](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/19/5382/) - راز آرامش درون در دل نبستن است. این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد. راز آرامش درون در شادی است. افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن. راز آرامش درون در آرزو نداشتن است. این را بدان که شادی در درون تو جای دارد، نه در اشیاء - [نرم و خشک](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/20/نرم-و-خشک/) - هیچ چیز در این جهان چون آب، نرم و انعطاف پذیر نیست و برای حل کردن آنچه سخت است باز چاره ساز آب است. نرمی بر سختی غلبه می کند و لطافت بر خشونت. همه این را می دانند ولی کمتر کسی به آن عمل می کند. انسان، نرم و لطیف زاده می شود و - [کتاب فارسی اول دبستان](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/18/کتاب-فارسی-اول-دبستان/) - یه متن خیلى جالب پیدا كردم از كتاب فارسى اول دبستان سال ١٣٢٤ ، ببینید سطح آموزش در آن دوران چگونه بود!... دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود قرار گذاشتند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر باشد یکی به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و دیگری - [یک با یک برابر نیست ... !](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/17/یک-با-یک-برابر-نیست/) - معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است.... یکی از دانش آموز ها بلند شد و گفت: آقا اجازه یک با یک برابر نیست... معلم که بهش بر خورده بود گفت: بیا پای تخته ثابت کن یک با یک برابر نیست... اگه ثابت نکنی پیش بچه ها به فلک میبندمت.... دانش آموز با پای - [جواب](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/16/جواب/) - ابولحسن خرقانی گفت: جواب 4 نفر مرا سخت تکان داد ! اول: مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد ! او گفت: ای شیخ ! خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد ! دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های - [زمان](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/15/زمان-2/) - تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که: بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهارصد دلار پول می گذاره ! ولی دوتا شرط داره: یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، و گرنه هر چی اضافه بیاد ازت پس - [یاد بگیریم](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/13/یاد-بگیریم/) - یاد بگیریم... از محبت دیشب پدر نگوییم درحضور کسی که پدرش در آغوش خاک آرمیده است... یاد بگیریم.. ازآغوش گرم مادر نگوییم درحضور کسی که مادرش رافقط درخواب می تواند ببیند.. یاد بگیریم... گر به وصال عشقمان رسیدیم، میان انبوه جمعیت کمی دستانش را آهسته تر بفشاریم، شاید امروز صبح کسی در فراق عشقش چشم - [گره](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/14/گره/) - بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش… اما حرفش هیچوقت از یادم نمی رود می گفت: زندگی مثل یک کلاف کامواست… از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم ! بعد باید صبوری کنی گره را به وقتش با حوصله وا کنی. زیاد - [مردها](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/11/مردها/) - مردها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که چکشان پاس نمی شود، وقتهایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمی دهند، وقتهایی که عرق کرده اند، وقتهایی که کفششان کثیف است، تمام این وقتها خسته اند و کمی غمگین ... و - [تقدیر](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/10/تقدیر-2/) - می گویند: قتل حراﻡ ﺍﺳﺖ ... ﻭﻟﯽ ﮐﺸﺘﻦ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﻭ ﮐﻔﺎﺭ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ! ﻓﺤﺸﺎ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ ... ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﺣﻘﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﭼﻬﻞ ﺻﯿﻐﻪ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﻋﻘﺪﯼ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ! ﺩﯾﻦ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ ... ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﻮﺩ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ ! ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﺑﺮﻧﺪ ... وﻟﯽ - [میم مثل: مرد](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/12/میم-مثل-مرد/) - گاهی هم اینجوری فکر کنیم بد نیست: اﻭ " ﻣــﺮﺩ " ﺍﺳﺖ، ﺩستهایش ﺍﺯ ﺗﻮ زبرتر ﻭ ﭘﻬﻦ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ... ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺗﻪ ﺭﯾﺸﻰ ﺩﺍﺭﺩ... ﺟـﺎﻯﹺ ﮔﺮﯾــﻪ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺳﻔﯿﺪ می شود... ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻤــﺎﻥ ﺩستهای ﺯﺑﺮﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ می کند... و ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﺻﺎﻑ ﻭ ﻧﺎﻣﻼﯾﻢ بتوبوسه می زنه ﻭ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻡ می - [خوشحالم ....](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/09/خوشحالم/) - ﺯﻧﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺖ هر شب قبل از خواب، ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ دارد خوشحالیهایش را بنویسد... یکی ﺍﺯ شبها ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﻮﺷﺖ: ﺧوشحالم :ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺮﺧﺮ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ! و در کنار من... ﺧوشحالم: ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮﻓﻬﺎ شکایت می کند ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ - [پدر و مادر](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/08/پدر-و-مادر/) - بزرگ شدیم و فهمیدیم كه دارو آبمیوه نبود! بزرگ شدیم و فهمیدیم بابابزرگ دیگر هیچگاه باز نخواهد گشت، آنطور كه مادر گفته بود! بزرگ شدیم و فهمیدیم چیزهایی ترسناك تر از تاریكی هم هست... بزرگ شدیم... به اندازه ای كه فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود! و پشت هر قدرت پدر یك - [زنده باد میان سالی](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/07/زنده-باد-میان-سالی/) - زنده باد میان سالی که آدمی در آن نه هول و ولا و شتاب جوانی را دارد، و نه دیگر فکر می کند که همه کاره ی عالم است و اختیارش نامحدود؛ نه در حسرت نداشته ها غرق است و نه داشته های خیالی را در سر می پروراند. میان سالی یعنی قدردانی از آنچه - [هبوط](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/06/هبوط/) - فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد، نه نقاشی را می گذارد کنار، نه دماغش را اگر معمولی است عمل می کند، نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش می گیرد، نه حق - [ما جزیی از طبیعت هستیم ....](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/05/ما-جزیی-از-طبیعت-هستیم/) - بخشى از ادراكات (عرفان) سرخ پوستی در مورد طبیعت و هستى: ما جزیی از طبیعت هستیم نه رئیس آن. ما هیچگاه گیاهى را با ریشه از خاک نمى کنیم. ما موقع ساختن خانه، خاک را زیاد جابه جا نمى کنیم. ما در فصل بهار، آرام روى زمین قدم بر مى داریم، چون (مادر طبیعت) باردار - [زنده باد](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/04/زنده-باد/) - ناظم تو میکروفون پرسید: کی میدونه پایتخت آمریکا کجاست؟ داد زدیم: واشینگتن. گفت: یه مرگ بر امریکایی بگین که تو واشینگتن بشنون ! ماهم یه داد زدیم که فتق و حلقمون پاره شد! ناظم پرسید کی می دونه حرم آقا امام حسین کجاس؟ داد کشیدیم: کربلا. گفت: حالا یه صلوات بفرستین که آقا تو کربلا - [....ترین کلمه](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/03/ترین-کلمه/) - سازنده‌ترين كلمه گذشت است، آن را تمرين كن. پرمعنی ترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر. عميق‌ترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه. بي‌رحم‌ترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش. خودخواهانه‌ترين كلمه "من" است، از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر. بازدارنده‌ترين كلمه "ترس" است، با آن - [خوشبختی](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/02/خوشبختی-2/) - آب جوشی که سیب زمینی را نرم می کند، همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می کند. مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست. مهم این است درون خود چه داری...!!!! هیچکس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است: "قدر داشته‌هایت را بدان و از آنها لذت ببر" قانون های ذهنی می‌گویند: خوشبختی یعنی - [همیشه انسان](https://www.weblog.videography.ir/1394/02/01/همیشه-انسان/) - ﮐﻨﻔﻮﺳﯿﻮﺱ ﺑﺎ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﻔﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﻫﯽ، ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎﻫﻮﺷﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﮐﻨﻔﻮﺳﯿﻮﺱ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻩ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﺪ. ﭘﺴﺮﮎ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﻮﺩ. ﮐﻨﻔﻮﺳﯿﻮﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺒﺮﻡ ؟ ﮐﻮﺩﮎ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ - [بعضی ها.....](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/31/بعضی-ها-3/) - بعضی از آدمها مثل یه آپارتمان هستند ! مُبله ، شیک ، راحت ... اما دو روز که توش می شینی ، دلت تا سرحد مرگ می گیره ... بعضی ها مثل یه قلعه هستند ! خودت رو می کُشی تا بری توش ، بعد می بینی اون تو هیچی نیست ، جُز چند تا - [آدمیزاد](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/29/آدمیزاد/) - ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺳﺖ... ﻣﯿﮕﻦ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﮔﺮﮒ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ، ﺳﺮﯾﻊ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﺷﻮ ! ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ، ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻨﺖ ﺭﻭ ﺑﻮ می کشه ﻭ ﺭﺍﻫﺸﻮ می کشه ﻭ می ره، ﻭ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮﺵ بوﯼ ﺗﻨﺖ ﺭﻭ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﻩ، ﻭ ﺍﮔﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺗﻮﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﻪ، ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺗﻨﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﺎﺭﻩ، - [دین](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/30/دین/) - متنى از "لئوناردو باف" پژوهشگر دينى معروف برزيلى: در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود از دالايى‌لاما، با کنجکاوى و البته کمى بدجنسى پرسيدم: عالیجناب، بهترين دين کدام است؟ فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند. » دالايى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى - [همیشه ....](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/29/همیشه/) - هميشه بايد كسى باشد… تا بغض هايت را قبل از لرزيدن چانه ات، بفهمد... بايد كسى باشد… كه وقتى صدايت لرزيد، بفهمد ... كه اگر سكوت كردى، بفهمد ... كسى باشد كه اگر بهانه گير شدى، بفهمد ... كسى باشد كه اگر سردرد را بهانه آوردى براى رفتن و نبودن، بفهمد ... بفهمد تو به - [هشت سطح آگاهی](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/28/هشت-سطح-آگاهی/) - در سطح آگاهی اول، شخصی که عملی اشتباه را انجام می دهد؛ اصرار دارد که عمل او درست بوده و دیگران را محکوم می کند. این شخص به خاطر اعتقاد عمیق برای انجام عمل اشتباه خود از انجام هیچ کاری پروا نداشته و دست به انجام هر کاری می زند تا عملش را به کرسی - [تولد 125 سالگی](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/27/125-سال/) - امسال تولد ١٢٥ سالگى چارلى چاپلين است. روز خوبى است براى يادآورى ٣ جمله تاثير گذار او: ١. هيچ چيز در اين جهان جاودانه نيست، حتى مشكلات و بد بيارى هاى ما. ٢. من قدم زدن تو بارون را دوست دارم چون كسى نمی تونه اشكامو ببينه. ٣. بيهوده ترين روز در زندگى اون روزيه - [بودن](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/26/دوست-5/) - اگر در زندگی از بالا به هر چیزی بنگری تنها سر انسانها را خواهی دید. در زندگی همیشه به انسانها از مصافتی یکسان بنگر; در آن زمان خواهی توانست هم چهره انسانها، هم قلبشان را ببینی... تماشای زندگی از بلندی ها اهمیتی ندارد، مهم در اوج بلندی نگاه برابر به انسانهاست... در زندگی می توانی - [با آن‌ها که بالای ديوار نشسته‌اند](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/25/با-آن‌ها-که-بالای-ديوار-نشسته‌اند/) - نان از سفره و کلمه از کتاب، چراغ از خانه و شکوفه از انار، آب از پياله و پروانه از پسين، ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفته‌ايد، با روياهامان چه می‌کنيد! ما رويا می‌بينيم و شما دروغ می‌گوييد ... دروغ می‌گوييد که اين کوچه، بُن‌بست و آن کبوترِ پَربسته، بی‌آسمان و صبوریِ ستاره - [دکتر نیستم](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/24/دکتر-نیستم/) - دکتر نيستم... اما برايت 10 دقيقه راه رفتن، روى جدول کنار خيابان را تجويز مي کنم، تا بفهمى عاقل بودن چيز خوبيست، اما ديوانگى قشنگ تر است.. برايت لبخند زدن به کودکان وسط خيابان را تجويز مي کنم، تا بفهمى هنوز هم، مي شود بى منت محبت کرد.. به ﺗﻮ پيشنهاد مي کنم گاهى بلند - [تیمارستان ....](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/23/تیمارستان/) - ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ مراكز درمان رواني ﺭﻓﺘﻢ ! ﺑﻴﺮﻭﻥ مركز ﻏُﻠﻐﻠﻪ ﺑﻮﺩ. ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺳﺮ ﺟﺎﯼ ﭘﺎﺭﮎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﯾﻘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ! ﭼﻨﺪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﺴﺎﻓﺮﮐﺶ ﺳﺮ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻟﻄﻒ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ ! دو نفر بدون ملاحظه جوكي زشت ﺭﺍ از موبايلشان براي هم - [غم و شادی](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/22/غم-و-شادی/) - بعضی گویند چنین نیست بلکه غم بر شادی چیرگی دارد. اما من با تو می‌گویم که غم و شادی از هم جدایی ناپذیرند. آنها با هم نزد تو می‌آیند و هنگامی که یکی از آن دو در کنارت نشسته است، بیاد آر که آن دیگری نیز در بستر تو به خواب رفته است، و همانا - [آرزو](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/21/آرزو-3/) - وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم. مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت: «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی.» یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت: «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم: «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟» گفت: «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی.» هر شب با - [تلفن مادر](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/20/تلفن-مادر/) - دیروز به مادرم زنگ زدم. بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکردیم. نمی خواهم ارتباطمان قطع شود ! هر وقت دلم هوایش را می کند بهش زنگ می زنم ! تلفنش بوق می زند، بوق می زند، بوق می زند ! وقتی جواب نمی دهد با خودم فکر می کنم یا برای - [تصمیم](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/19/تصمیم/) - روزی با دوستم از کنار دکه روزنامه فروشی رد می شدیم. دوستم روزنامه ای خرید و مودبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد، اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد ! همانطور که دور می شدیم به دوستم گفتم: "چه مرد عبوس و ترشرویی بود !" دوستم گفت: او همیشه این طور است - [یک حرف ساده....](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/18/یک-حرف-ساده/) - ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮبچه ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ ؟ ﻧﻪ ! ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ ؟ ﻧﻪ ! ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ؟ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ ! ﭼﺮﺍ ؟ ﭼﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ ! ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ ؟ ﻧﻪ ! ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ. ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ ؟ ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻢ - [بخشیدن](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/17/بخشیدن/) - دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر می دهند… اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند ! پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم، فهم دیگران برایمان مشكل تر، و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز كاهش می یابد… آب در عین نرمی و لطافت در - [رفیق](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/16/رفیق/) - ﺭﻓﯿﻖ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻣﺮﺩ، ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏ، ﺭﻓﺎﻗﺖ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻣﯽ کند، ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ، ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ.. ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎ ﺑﯽ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪ يا ﻫﻤﺴﺮ، ﺭﻓﯿﻖ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﺪﺍﻡ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﺭﮔﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ - [عادت های منفی](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/15/عادت-های-منفی/) - خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو مأوا گزینم و همخانه تو باشم. مار تقاضای خارپشت را پذیرفت و او را به لانه تنگ و کوچک خویش راه داد! چون لانه مارتنگ بود خارهای تیز خارپشت هر دم به بدن نرم مار فرو می رفت و وی را مجروح - [این صحبت زرتشت چقدر تاثیر گذاره](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/14/کلامی-از-زرتشت/) - ﺍﮔﺮ ﮐﻠﯿﺪ ﻗﻠﺒﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻗﻔﻠﺶ ﻧﮑﻦ. ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ، ﺧﺮﺩﺵ ﻧﮑﻦ. ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽ، ﺭﻫﺎﯾﺶ ﻧﮑﻦ. ﻋﺎﺷﻖ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ. ﺍﺯ ﺗﻨﻔﺮ، ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﺎﺵ. ﺑﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ، ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯ. ﺑﺎ ﺁﺷﺘﯽ، ﺁﺷﺘﯽ ﮐﻦ. ﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽ، ﺟﺪﺍ ﺑﺎﺵ. ﻣﺮﺍﻗﺐ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﺯﻣﯿﻦ - [ساده](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/13/ساد/) - ساده که می شوی همه چیز خوب می شود. برایت فرقی نمی کند تجمل چیست، قیمت تویوتا لندکروزچند است. مهم نیست نیاوران کجاست. همیشه لبخند بر لب داری روی جدولهای کنار خیابان راه می روی، زیر باران دهانت را باز می کنی .. آدم برفی که درست می کنی؛ شال گردنت را به او می - [هشت سال از عمر وبلاگم گذشت](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/29/هشت-سال-از-عمر-وبلاگم-گذشت/) - امروز 8 سال از شروع نقاشی های ذهنم به سبک نوشته گذشت. از تمام شکل های مختلف پیام رسانی نوشتن را ساده ترین و در دسترس ترین راه فعلی ممکن برای ترجمان بارقه های گاه و بیگاه ذهنم یافتم. البته بسیاری، نوشتن [زبان] را بزرگترین و شگرف ترین امتیاز آدمی برشمرده اند و پیچیدگی و - [وجوه منفی](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/12/وجوه-منفی/) - شکارچی پرنده سگ جدیدی خریده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت - [در لحظه شاد باشید](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/11/در-لحظه-شاد-باشید/) - حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید. همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز می کنید از جذب کردن و بلعیدن حرف های بیهوده پرهیز کنید. نگذارید حرف هایی که به نظر خودتان صحیح نمی آید، ذهن تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید. اگر دلخورید بیان کنید. اگر می - [تلنگر به خود !](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/10/تلنگر-به-خود/) - لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به خانه برگردی یا نه؟ لازم است گاهی ازمذهب و دينت بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه می بینی ، ترس یا حقیقت؟ لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چه ‌قدر شبیه آرزوهای - [اندازه گیری](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/09/اندازه-گیری/) - در نزدیکی ده ملا نصرالدین مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد می شد. دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی، ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما - [قلب زیبا](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/08/قلب-زیبا/) - هیچکس خودش انتخاب نکرده که با چه قیافه ای، تو چه خانواده ای، و تو چه شرایطی بدنیا بیاد. حواسمون باشه هیچکس رو بخاطر هیچ چیزش تحقیر یا مسخره نکنیم. درباره دیگران قضاوت نکنیم. همان اندازه که به یه مدیر و مهندس و دکتر احترام می ذاریم، دقیقا به همون اندازه به یه کارگر یه - [ششم فروردین ماه، زادروز زرتشت پیامبر ایران](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/06/ششم-فروردین-ماه،-زادروز-زرتشت-پیامبر-ا/) - زرتشت چه گفت و چه کرد ؟ زرتشت عصا به آب نزد تا رود نیل را بشکافد. زرتشت مردگان را زنده نمی کرد. زرتشت دینش را با شمشیر گسترش نداد و وعده بهشت و حوری نداد. زرتشت دستور کشتن مخالف را نداد. زرتشت کسی را به خاطر دینش کوچک و مرتد و نجس و کافر - [به قومی مبتلا شدیم که .....](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/07/به-قومی-مبتلا-شدیم-که/) - دکتر خلیل رفاهی در کتاب گردش ایام می گوید : زمانی در قم طلبه بودم به علت خامی و بی ارتباطی با جامعه معتقد بودم، فقط کسی که در قم باشد و روحانی نیز باشد، با فضیلت است ! اما وقتی در دوره ای که دانشگاه تهران بودم با اشخاص با فضیلت رو به رو - [باز هم قانون کائنات](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/05/باز-هم-قانون-کائنات/) - رنج نباید تو را غمگین كند، این همان جایی است كه اغلب مردم اشتباه می كنند... رنج قرار است تو را هوشیار تر كند، چون انسانها زمانی هوشیارتر می شوند كه زخمی شوند، رنج نباید بیچارگی را بیشتر كند. رنجت را تنها تحمل نكن، رنجت را درك كن، این فرصتی است براى بیداری، وقتی آگاه - [خدای من](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/04/خدای-من/) - خدای من نه دور کعبه است نه در کلیسا ... نه در معبد خدای من همینجاست، کنار تمام دلواپسی هایم، بغض هایم ... خنده هایم خدای من نمی ترساند مرا از آتش اما می ترساند مرا از شکستن دلی اشک آوردن به چشمی ... ناحق کردن حقی خدای من می بیند مرا هر جا که - [منبر](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/03/منبر/) - می گویند: منبر را از چوب درخت گردو می سازند که بسیار محکم و با کیفیت است. درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب سایه و بار خوبی هم دارد. اما درخت چنار میوه ندارد، سایه درست حسابی هم ندارد، ازش چوبه دار می سازند ! دعوای این دو درخت در شعر بلند شهريار شنیدنیست : - [حاصل عمر](https://www.weblog.videography.ir/1394/01/02/حاصل-عمر/) - حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله: در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند، و گاهی اوقات پدران هم. در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایدهای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته - [خوشحالی یعنی ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/28/خوشحالی-یعنی/) - می دونید شکسپیر چی می گه ؟! می گه : من همیشه خوشحالم، می دونید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم، انتظارات همیشه صدمه زننده هستند … زندگی کوتاه است ... پس به زندگی ات عشق بورز ... خوشحال باش و لبخند بزن و فقط برای خودت زندگی کن، و قبل از - [ساعتی به قشنگی .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/27/ساعتی-به-قشنگی/) - پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو كه نگاه می كردم. دیدم هیچ ساعتی به قشنگی ساعتی که دور هم هستیم، نیست .. بالا رفتن سن حتمی است ... اما اینکه روح تو پیر شود، بستگی به خودت دارد ... ! ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ... ﻫﺮ ﻓﺼﻠﺶ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﻮﺍﻥ : ﺩﺭ ﻓﺼﻞ - [بیسکویت](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/26/بیسکویت-2/) - یادمه هشت سالم بود. یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت. ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم. وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون، خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه می زد بیرون رو ورداشتن - [سَلمَک‌](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/25/سَلمَک‌/) - یه گوشه‌ای هم هست به ‌نام سَلمَک‌. یک جایی بین پرده‌ چهارم و پنجم دستگاه شور وقتی می‌خواهی از شور بیفتی تویِ دشتی، آنجا درست همان لحظه، یک مکث می‌کنی، یک توقف چند ثانیه‌ای بین دو پرده، یک لحظه آواز را به جای آن‌که رها کنی توی هوا نگه می داری توی گلو، می‌پیچانی، مکث - [آخر سالتون قشنگ](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/29/5206/) - به قول خسرو شکیبایی: حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن! می دانی هر قلبی "دردی" دارد ! فقط نحوه ی ابراز آن متفاوت است! برخی آن را در چشمانشان پنهان می کنند و برخی در لبخندشان ! ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیم، شاید رنگ مورد علاقه یکدیگرنباشیم!!! اما روزی ... برای - [زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/24/زندگی-7/) - هرگز، هرگز، هرگز، هیچ مردی، هیچ زنی را و هیچ زنی، هیچ مردی را نه عوض کرده و نه درست کرده است .... این تحفه ای که شما می بینید ده بیست درصد بدتر می شود که بهتر نمی شود ..... بنابراین اگر با ده بیست درصد خرابتر شدن، می توانید او را بپذیرید، مباركتان - [قایق](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/23/قایق/) - وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم، یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری می کردم و ساعت ها ی زیادی را آنجا در تنهایی می گذراندم. شبی بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم نشستم و چشم هایم رابستم. شب خیلی قشنگی بود. در همین زمان قایق - [معلولیت](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/22/معلولیت/) - مشکلی که من با لغت معلولیت دارم این است که به محض شنیدن معلولیت، همه به یاد کسانی می افتند که نمی بینند ! یا نمی شنوند ! یا نمی توانند راه بروند !در حالی که اینها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است آنها که احساس در وجودشان مرده است را معلول - [آن لحظه ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/21/آن-لحظه/) - بی خیال نداشته هایت بی خیال غصه هایت بی خیال هر چه که تو را نا آرام می کند به من بگو ببینم، امروز نفس کشیده ای ؟ پس خوش به حالت. عمیق نفس بکش عمیق عشق را زندگی را بودن را بچش ببین لمس کن و با تک تک سلولهایت لبخند بزن که : - [قضاوت و نظر دیگران در باره ما](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/20/قضاوت-و-نظر-دیگران-در-باره-ما/) - ما آمده ایم به این دنیا که خوب زندگی کنیم، ما نیامده ایم که دیگران را راضی نگه داریم ! ما باید با ملاک ها برخورد کنیم، نه با آدمها ما قرار است که نیرویمان صرف رشد و تکامل اخلاقی ، انسانی ، علمی و هنریمان شود. قرار نیست که این نیرو صرف تحت تاثیر - [گاهی ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/19/5189/) - گاهی به خودت احترام بگذار، یک چای داغ بریز داخل زیباترین استکان خانه، یک دانه شیرینی هم بگذار کنارش، همراه یک آهنگ دلنشین و به خودت بگو : بفرمائید.... چایتان سرد نشود.... به خودت ؛ باورت و زندگی ات عشق بورز، سن و سال ات مشکل عشق نیست، زمان نمی تواند بلور اصل را کدر - [ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ بی دﻟﯿﻞ](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/18/ﺩﻭﺳﺖ-ﺩﺍﺷﺘﻪ-ﺑﺎﺷﯿﻢ-بی-دﻟﯿﻞ/) - ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ منوط به، ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ ! و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ، ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻦ ! ﻣﺎ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ !!! مشک ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ ... گفت : ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ - [آلزایمر](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/17/آلزایمر/) - مگر می شود برای تخریب روح و قلب و احساس دنیای یک انسان، تنها یک کلمه بگوییم:" ببخشید" ! مگر می شود عمری را هدر داد و خوشبختی را گرفت و باز هم گفت: جبران می کنم ! مگر می شود در مورد کسی زود قضاوت کرد ؟ اما وقتی متوجه اشتباه خود می شوی - [به فکر ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/16/به-فکر/) - به فکر همه چیز هستند الا آغوشی که من از دست داده ام ! به فکر حقوق بشر ! به فکر زندان های دور ! حتی بمب های هسته ای ! اما کسی به فکر آغوشی که رفت نیست ! تمام متکلمین جهان ! تمام کشیش های واتیکان ! همه علمای مسلمان ! خاخام های - [می ترسم از بعضی آدمها](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/15/می-ترسم-از-بعضی-آدمها/) - آدمهایی که ! امروز ؛ دوستت دارند ؛ فردا بدون هیچ توضیحی رهایت می کنند ..... آدمهایی که ! امروز پای درد و دلت می نشینند ؛ فردا بیرحمانه قضاوت می کنند ..... آدمهایی که ! امروز لبخندشان را می بینی ؛ فردا خشم و قهر و نامهربانی شان را ..... آدمهایی که ! امروز - [متعهد](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/14/متعهد/) - می پرسند مجرد یا متأهل ؟ می گویم متعهد ! چون تجربه نشان داده نه مجرد بودن نشانه تعلق خاطر نداشتن به کسی است ، و نه متأهل بودن نشانه تعهد و وفاداری. همه قراردادها را که روی کاغدهای بی جان نمی نویسند، بعضی از عهدها را روی قلب های هم می نویسیم. حواستان به - [یک آرزوی زنونه](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/13/یک-آرزوی-زنونه/) - ماﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ : ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺤﺒﺖ می کنم ﺍﻭﻧﻘﺪﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪ ﺑﺎﻋﺸﻘﺶ ﻣﺚ ﯾﻪ ﭘﺮﻧﺴﺲ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻪ، ﺗﺎ ﺟﻔﺘﺶ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺗﻮﺩﺳﺘﺎﯼ ﯾﻪ ﻣﻠﮑﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ !! ﺭﻭﺯﺍ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ می گیرم ﻭ ﭼﻨﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻐﻠﺶ می کنم ﮐﻪ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﺎﺷﻘﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻩ !! ﺑﻬﺶ ﯾﺎﺩ - [کسی باشد بفهمد .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/12/کسی-باشد-بفهمد/) - همیشه باید كسی باشد تا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد ! باید کسی باشد که وقتی صدایت لرزید ! بفهمد ! که اگر سکوت کردی بفهمد ! باید کسی باشد ! که اگر بهانه گیر شدی ! بفهمد ! باید کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن ! - [روان ساده ، روان پاك](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/11/روان-ساده-،-روان-پاك/) - وقتی می شود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که یا دلهای کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند... یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟ نه، همیشه جنگیدن خوب نیست! این روزها فهمیده ام برای - [گاهی ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/10/گاهی-2/) - گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی ! گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی ...!! پشیمانی از کرده و ناکرده ات ... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری، انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که - [خدا](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/08/خدا/) - خدا، چيست؟ کيست؟ کجاست؟ خدا در دستی ست که به یاری می گیری، در قلبیست که شاد می کنی، در لبخندیست که به لب می نشانی، خدا در عطر خوش نانیست که به دیگری می دهی، درجشن و سروریست که برای دیگران بپا می کنی، آنجاست که عهد می بندی و عمل می کنی، خدا - [دوست](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/09/دوست-4/) - دوست خوب غمها را از بین نمی برد، اما کمک می کند با وجود غمها محکم بایستیم، درست مثل چتر خوب که باران را متوقف نمی کند، اما کمک می کند آسوده زیر باران بایستیم . . . دوست داشتن را باید گفت: بیشتر دوست نداشتن ها نتیجه ی نگفتن دوست داشتن هاست ..... ویکتور - [غـار](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/07/غـار/) - بیا به غار برگردیم! به بدوی‌ترین بوسه‌ها که بوی عقدنامه و مهریه نمی‌دادند... تا عریانی، زننده به حساب نیاید و زیباترین هدیه‌ی جهان آتشی باشد که یک روز را صرف روشن کردنش کنم برای تو... بیا به غار برگردیم! به روزگاری که مایکروویو و تلویزیون را نمی‌شناخت و در آن رنگین‌کمان اتفاقِ بزرگی بود؛ دندان - [آدم ها](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/06/آدم-ها-2/) - آدم‌ها عطرشان را با خودشان می آورند جا می گذارند و می روند‌‌ ! آدم‌ها یک روز می آيند و روز دیگر می روند ولی .. در خواب‌هايمان می مانند‌ ! آدم‌ها یک روز می آيند و روز دیگر می روند ولی .. ديروز را با خود نمی برند‌‌ ! آدم‌ها می آيند خاطره‌هايشان را - [انتظارات](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/05/انتظارات/) - شکسپیر گفت: من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند، زندگی کوتاه است پس به زندگی ات عشق بورز خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و قبل از اینکه صحبت کنی، گوش کن قبل از اینکه بنویسی، فکر - [تفاوت آدمها و انسان‌ها](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/04/تفاوت-آدمها-و-انسان‌ها/) - آدم‌ها زندگی می‌کنند… انسان‌ها زیبا زندگی می‌کنند! آدم‌ها می‌شنوند… انسان‌ها گوش می‌دهند! آدم‌ها می‌بینند… انسان‌ها عاشقانه نگاه می‌کنند! آدم‌ها در فکر خودشان هستند… انسان‌ها به دیگران هم فکر می‌کنند! آدم‌ها می‌خواهند شاد باشند… انسان‌ها می‌خواهند شاد کنند! آدم‌ها،اسم اشرف مخلوقات را دارند… انسان‌ها اعمال اشرف مخلوقات را انجام می‌دهند! آدم‌ها انتخاب کرده‌اند که آدم بمانند… - [نیروی باور و تلقین](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/03/نیروی-باور-و-تلقین/) - در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد ! پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند - [تصور کن ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/02/تصور-کن/) - تصور کن هیچ بهشتی در کار نیست ! آسان است اگر تلاش کنی ... و هیچ جهنمی در زیر پایمان نیست ! بر بالای سرمان تنها آسمان است ... تصور کن همه ی انسان‌ها برای امروز زندگی می کنند ! تصور کن هیچ کشوری نیست ! تصورش سخت نیست ... هیچ بهانه‌ای ، برای کشتن - [دیدار](https://www.weblog.videography.ir/1393/12/01/دیدار/) - کاش آدمها می دانستند که در هر دیدار، یک تکه از یکدیگر را با خود می برند. عده ای فقط غمهایشان را به ما می دهند و چقدر اندک هستند آدمهای سخاوتمندی که وقتی به خانه بر می گردی ، می بینی که تکه های شادی هایشان را در مشتهای تو جا گذاشته اند. فروغی - [کاکتوس هایتان را رها کنید](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/30/کاکتوس-هایتان-را-رها-کنید/) - اگر کسی به اندازه‌ای که دوستش دارید دوستتان ندارد، رابطه‌تان را تا نا کجا ادامه ندهید، به خودتان امید ندهید که بالاخره روزی دوستم خواهد داشت، اینکه گاهی از طرف او پذیرفته می شوید وگاهی نمی شوید، کلافه تان خواهد کرد، گویی در جا می دوید، هر چقدر تلاش می کنید، به جایی نمی رسید، - [یک حکایت زیبا از دکتر حسابی](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/29/یک-حکایت-زیبا-از-دکتر-حسابی/) - روزی یكی از دانشجویان دكتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است كه مرا از این درس می اندازید ! من كه نمی خواهم موشك هوا كنم ! می خواهم در روستایمان معلم شوم ! دكتر حسابی در پاسخ مطلبی شنیدنی بیان کردند که: تو اگر نخواهی موشك هوا كنی و فقط بخواهی - [لبخند بزن](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/28/لبخند-بزن/) - اﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨد. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ - [زن زیباست ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/27/زن-زیباست/) - زن زیبـاســت چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است چه آن زمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را می بینی چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و - [قانون کائنات](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/26/قانون-کائنات/) - كائنات شما را ... مجازات نمی كند بركت هم نمی بخشد كنترل هم نمی كند.... كائنات تنها به آن ارتعاشى كه از جانب شما ارسال می شود پاسخ می دهد. شاد بیاندیشى, شادمانى نصیبت می شود، منفى بیاندیشى، آنچه نصیبت می شود منفی است، هر سیگنالی که از تو به بیرون ارسال شود.. مثل بازگشت - [عجایب هفتگانه](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/25/عجایب-هفتگانه/) - از یک گروه از دانش آموز خواستد اسامی عجایب هفتگانه را بنویسند... علی رغم اختلاف نظر ها، اکثرا اینها را جزو عجایب هفت گانه نام بردند: اهرام مصر تاج، محل دره بزرگ (به نام گراند کانیون در امریکا)، کانال پاناما، کلیسای پطرس مقدس، دیوار بزرگ چین، آبشار نیاگارا. آموزگار هنگام جمع کردن نوشته های دانش - [سهم من از عشق](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/24/سهم-من-از-عشق/) - خیلی قبل تر از بزرگ شدن با همان فهم ساده ی کودکی حواسم جمع شد، که تمام خواسته هایم بها دارد ! کم یا زیاد، اما بهاء دارد. بالغ شدم فهمیدم بها فقط پول نیست ! گرانتر، سنگینتر هم هست، " قلبم " به بیست و پنج رسیدم " افکارم " هم قیمت دار شد - [مستحق آرامش](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/23/مستحق-آرامش/) - وقتی می شود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی، چرا باید لحظه هایت را صرف آدمهائی کنی که یا دلهای کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه است یا مدام برای نبودنت ، برای خط زدنت تلاش می کنند ؟ نه ... جنگیدن همیشه خوب نیست ! این روزها فهمیده - [زندگی ات](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/22/زندگی-ات/) - ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﻨﻮﻁ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻧﮑﻦ .. ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﯿﺎﺑﯽ ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺧﻄﺎﺏ ﻧﮑﻦ ... یاﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺧﯿﺎﻻﺗﯽ می شوﻧﺪ .. ﻫﻮﺍ ﺑﺮﺷﺎﻥ می دﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ می برند ... - [نسلِ بلاتکلیف](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/21/نسلِ-بلاتکلیف/) - پدرم دلواپسِ آینده‌ی خواهرم است، اما حتی یک ‌بار هم اتفاق نیفتاده که با هم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند. خواهرم نگرانِ فشارِ کاریِ پدرم است، اما حتی یک ‌بار هم نشده که خواسته‌هایش را به تعویق بیاندازد، تا پدر برای مدتی احساسِ آرامش کند. مادرم با - [احمق شناسی](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/20/احمق-شناسی/) - کسی که دربارۀ پول و دستمزدش زیاد اصرار نمی کند و خیال می کند دیگران انصاف و شعور دارند، احمق نیست، مناعت طبع دارد. کسی که برای شنیدن حرف ها و شعرها و قصه ها و آثار هنری یک جوان بی تجربه وقت می گذارد و حوصله به خرج می دهد، احمق نیست، انسان است. - [دوتائى ها](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/19/دوتائى-ها/) - انسان 2 نوع معلم دارد: آموزگار و روزگار. هرچه با شیرینی از اولی نیاموزی، دومی با تلخی به تو می آموزد... انسانها؛ در دو صورت چهره واقعی خودشان را نشان می دهند: اول، بدانند کامل به خواسته هایشان رسیده اند، دوم اینکه بدانند هرگز به خواسته هایشان نمی رسند . . . دو چیز شما - [بعضی آدمها دنیا رو زیبا می کنند](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/18/بعضی-آدمها-دنیا-رو-زیبا-می-کنند/) - آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن: خوبم وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین غذا می خوره راهشون رو کج می کنن که اون نپره ... اگه یخ ام بزنن، دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون.. آدم هایی كه با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شینن، - [حق نداری](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/17/حق-نداری/) - ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻛﺴﯽ ﻣﻄﻤﺌﻦ نیستی "ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ" ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﺑﮕﻴﺮی ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﺕ ﻋﺎﺩﺗﺶ ﺑﺪﯼ... ﻭﻗﺘﻲ کسی ﺭﻭ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩﺕ نمی دونی "ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭی" ﭘﻴﭻ ﻭ ﺗﺎﺏ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﻭ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺭﻭ ﻛﻨﯽ... ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻮﻧﺪﻧﯽ نیستی "ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ" ﺍﺯ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺭﻭﻳﺎ ﺑﺴﺎﺯﯼ... ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺷﻚ - [گذشته و امروز](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/16/گذشته-و-امروز/) - تاوان حرف هایی که نمی توانيم بزنيم... موهای سفیدی ست که لابلای موهايمان داريم ... ولی به همه می گويیم ارثیست...!! اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردم، ولی اگر کارهای دیروزم را نمی کردم، عقل و تجربه امروزم را نداشتم !!! رنجهایم را داخل کیسه ریختم و دم در گذاشتم، اما - [اگر می توانستم ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/15/اگر-می-توانستم/) - اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم. دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم، حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار بود و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده ... در سالن پذیرایی ام ذرت بو داده می - [قوانین زیبای زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/14/قوانین-زیبای-زندگی-2/) - قانون یكم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست. قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی كرده‌اید كه"زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها - [خوشحالی](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/13/خوشحالی/) - "کارل گوستاو یونگ" روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد: بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی توانمندی بالای ما در شكیبایی و استقامت در برابر سختی ها. خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ - [خودت باش](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/12/خودت-باش/) - ﻣﻬﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ. ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺭﻭﺯ ﺷﻨﺒﻪ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﯼ ﺭﻭﺯ ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ ﺍﺳﺖ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺷﻴﻮﻩ ﺧﻮﺩﺕ، ﺑﺎ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺧﻮﺩﺕ، ﺑﺎ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻗﻠﺒﯽ ﺧﻮﺩﺕ، ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻫﺴﺘﯽ، ﻫﺮ ﺟﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺷﺎﺩ - [مذهب ، تعصب ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/10/مذهب-،-تعصب/) - شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان میان این تعصب ها، میان جنگ مذهب ها! یکی افکار زرتشتی، یکی افکار بودایی یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی یکی در فکر تورات است، یکی هم هست نصرانی! هزاران دین و مذهب هست، در این دنیای انسانی خدا یکی، ولی. اما... هزاران فکر روحانی .... رها - [فقط یک نفر](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/11/فقط-یک-نفر/) - بی شمارند آنهایی که نامشان " آدم " است، ادعایشان " آدمیت" کلامشان " انسانیت" من دنبال کسی می گردم که... نه " انسان " باشد نه " دوست " نه " رفیق صمیمی" تنها " صاف " باشد و " صادق" پشت سایه اش " خنجری " نباشد برای " دریدن " هیچ نگوید - [مستحق بخشش](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/09/مستحق-بخشش/) - ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪﻥ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ ! ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪﻩﺍﻡ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ ... ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪﻩﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩﻡ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﺷﻢ ! ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺧﻮﺏ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﺩﻡﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﻪ ﻧﻈﺮ ... آﺩﻡﻫﺎﯼ ﺣﺴﻮﺩ ... ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺟﻨﮕﯿﺪ ! ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺟﻨﮕﯿﺪ ! ﺑﺮﺍﯼ - [محبت](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/08/محبت/) - محال است بارانی از محبت به کسی هدیه کنی و دستهای خودت خیس نشود. چه زیباست بی قید و شرط عشق بورزیم، بی قصد و غرض حرف بزنیم، بی دلیل ببخشیم و از همه مهمتر بی توقع به تمام موجودات محبت کنیم... عجیب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش می کنند! اگر - [دوست](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/07/دوست-3/) - دوست که باشی، فرقی نمی کند که زن باشی یا مرد، دور باشی یا نزدیک، رفاقت فاصله ها را پر می کند، گاهی با حرف، گاهی با سکوت، نسبت ها بی معنی می شوند. فرقی نمی کند مادرم باشی یا فرزند. دوست که باشی، فرقی نمی کند کدام خون در رگهایمان است، کدام هورمون ها - [خاطرات](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/06/خاطرات-2/) - خاطرات تلخ گذشته گاهی مثل آدمها پیر می شود عصا به دست می گیرد اخم می کند روی نیمکتی درپارک روبروی تو می نشیند به تو زل می زند تا دوباره تو را درگیر خودش کند زمان حالت را خراب کند رویاهای فردایت را از تو بگیرد آرزوهایت را در تو بکشد و تو دیگر - [ظرفیت](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/05/ظرفیت/) - یادتان باشد آدم‌ها هم ظرفیتی دارند. تا یک جایی کنارتان می‌مانند. با شما قدم برمی دارند. با شما حرص می‌خورند. با شما گریه می‌کنند و با شما می‌خندند. دلخوری‌هایشان را تا یک جایی چال می‌کنند و به هدف مشترکشان با شما فکر می‌کنند. تا یک جایی قدم‌های شما را برای جهان ترجمه می‌کنند و صدایشان - [فرصت](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/04/فرصت/) - ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍ اگر ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ؛ "ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ " می شود " ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ" می شود ﺑﺴﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﯼ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺩﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺘﻪ ، و ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺷﮑﻼﺗﯽ ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻕ ﻫﯿﭻ ﻃﺒﻌﯽ ﺧﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ .. ﺧﻮﺭﺩﻩ نمی شود ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ - [من یک انسانم ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/03/من-یک-انسانم/) - من خویشاوند هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی کند. نه ابرو درهم می کشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایه بان دیگران است. نه ایرانی را به غیرایرانی ترجیح می دهم نه ایرانی را به ایرانی. من یک لر ِ بلوچ ِ کردِ فارسم، یک فارس زبان ترک، یک - [بخشیدن اصلا سخت نیست](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/02/بخشیدن-اصلا-سخت-نیست/) - نگو من چیزی ندارم که ببخشم... محدود چیزهایی داری! یک صورت که می توانی لبخند بر آن داشته باشی! یک دهان که می توانی از دیگران تمجید کنی وحرف خوب بزنی! یک قلب که می توانی بروی دیگران بگشایی! چشمانی که می توانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی! فقر واقعی فقر - [راز](https://www.weblog.videography.ir/1393/11/01/راز-2/) - از معجزه کلمات استفاده کن ؛ کلمه می تواند تو را مشتاق کند مثل: دوست داشتن ؛ کلمه می تواند تو را سبز کند مثل: خوشحالم ؛ کلمه می تواند تو را زیبا کند مثل: سپاسگزارم ؛ کلمه می تواند تو را پیش ببرد مثل: ایمان دارم ؛ کلمه می تواند تو را آغاز کند - [اگر قدر ندانم ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/30/اگر-قدر-ندانم/) - سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه یا "سنگی" در دامان یک کوه یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس شاید "خاکی" از گلدان‌ یا حتی "غباری" بر پنجره اما مرا از این میان برگزیدند : برای " نهایت" برای " شرافت" - [اینو میگن ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/16/اینو-میگن/) - ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ ! ﯾﮑﯽ ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ ! ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ نمی کنه ! ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ نمی ده ! ﯾﮑﯽ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ می ده ! ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ نمی گیره ! یکی محبت نمی کنه ! یکی دیگه - [از پشت کوه](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/29/متنی-بسیار-زیبا،-عمیق-و-تأمل-برانگیز-از/) - متنی بسیار زیبا، عمیق و تأمل برانگیز از مرحوم استاد محمد بهمن بیگی، بنیانگذار آموزش عشایری ایران: آری از پشت کوه آمده ام، چه می دانستم اینور کوه باید برای ثروت، حرام خورد، برای عشق، خیانت کرد، برای خوب دیده شدن، دیگری را بد نشان داد، و برای به عرش رسیدن، باید دیگری را به - [فاصله](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/25/فاصله/) - مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید ! روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کزد ! مرد نمازش را قطع کرد و داد زد : هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی ؟ مجنون - [خاطره ها](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/28/خاطره-ها/) - حال آدم که دست خودش نیست عکسی می بیند ترانه ای می شنود خطی می خواند اصلا هیچ هم نشده یکهو دلش ریش می شود حالا بیا و درستش کن آدم دلگیر منطق سرش نمی شود برا ی آنها که رفته اند آنها که نیستند می گرید دلتنگ می شود حتی برای آنها که نیامده - [دوست](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/27/دوست-2/) - دوست یعنی انتخاب، یعنی از بنده سلام از تو جواب. دوست یعنی دل به ما بستی رفیق؟ دوست یعنی یاد ما هستی رفیق؟ دوست یعنی مطلبت را دیده ام، یعنی احوال تو را پرسیده ام. دوست یعنی در رفاقت كاملی. دوست یعنی: نیستی و... در دلی دوست یعنی: دوستی را لایقم؟ تو حقیقت، من مجازی - [لایق امانتداری](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/26/لایق-امانتداری/) - ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻨﻢ ، ﺍﻧﮕﺸﺘﻢ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﻭ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ ، ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﺩﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ . ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﯿﺶ - [تجربه حضور در لحظه](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/24/تجربه-حضور-در-لحظه/) - برای حضور در لحظه اکنون باید از دنده های سر سخت ذهن که با گذشته و آینده معرفی می شوند، عبور کنیم. این ساختار ها با تعریف غمِ حاصل از گذشته و ترسِ از آینده، سعی می کند فرصت در اینجا و اکنون بودن را از شما بگیرند. یکی دیگر از موانع حضور در اکنون، - [انسان](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/23/انسان-2/) - نه سفیدی بیانگرزیبایی است و نه سیاهی نشانه زشتی کفن سفید، اما ترساننده است و کعبه سیاه، اما محبوب و دوست داشنتی است انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش اگر صدای بلند نشانگر مردانگی بود، سگ سرورمردان بود و اگر لختی و برهنگی نشانه زن بودن بود، میمون ازهمه خانمتر بود قبل از اینکه - [روابط نزدیک](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/22/روابط-نزدیک/) - افراد پنج نیاز مهم دارند، که فقط می توانند از طریق روابط نزدیک با دیگران برآورده شوند: 1- نیاز به صمیمیت که ما را در جهت شریک کردن دیگران در احساسهایمان سوق می دهد. 2- نیاز به همبستگی اجتماعی به این معنی که ما نیازمند فردی هستیم که شریک دغدغه ها و نگرانیهایمان شود. 3- - [حس تملک](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/21/حس-تملک/) - حس مالکیت بزرگترین دشمن یک زندگی غنی‌ست. اصیل‌ترین دارایی انسان لحظه‌ی کنونی‌ست که تنها حقیقت موجود نیز هست. در حالی که تصور دارایی، چه در ارتباط با یک شیء باشد، یک موقعیت و یا یک شخص! باعث می‌شود که توهمی از گذشته و آینده را در ارتباط با آن تصور کنیم، و این امر نیز - [نسل سوخته](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/20/نسل-سوخته/) - نسل ما هرگز پیر نخواهد شد، چرا که ما جوانی نکرده ایم به قدر کافی. رقمِ سِنِمان بالا می رود اما هنوز سرشاریم از اشتیاقِ کشفِ شیطنت های جوانی، پوستمان چروک می شود اما پُریم از نا گفته های احساسمان، موهایمان سفید می شود در زیر چارقدهای بی خورشید، اما هنوز جوانیم مثل میوه هایِ - [بی آن که .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/19/بی-آن-که/) - من سال ها نماز خوانده ام بزرگترها می خواندند ، من هم می خواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد می بردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سر گذر گفت: نماز را روی بام مسجد بخوانید، تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید! مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد، - [دلتنگ کننده](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/15/دلتنگ-کننده/) - وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی و می‌بینی چقدر آهسته می رود، تازه می‌فهمی، چقدر پیر شده ! وقتی مادر بعد از غذا پنهانی مشتی دارو را می‌خورد ، تازه می‌فهمی، چقدر درد دارد، اما چیزی نمی گوید ! در ۱۰ سالگی : ” مامان ، بابا عاشقتونم ” در ۱۵ - [باور](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/18/باور/) - مسیح هرچه می گوید تجربه خود اوست و یك مسیحی هرچه می گوید، باور اوست و فاصله بین تجربه و باور از زمین تا آسمان است. آن دو هرگز به هم نمی رسند. اگر می خواهی حقیقت را بشناسی، هیچگاه باور نكن. نمی گویم كه یك بی اعتقاد شو، زیرا این نیز یك باور است. - [سکوت و حس تنهایی](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/17/سکوت-و-حس-تنهایی/) - گاهی سکوت می کنی ! چون اینقدر رنجیدی ! که نمی خوای حرف بزنی ! گاهی سکوت می کنی ! چون واقعا حرفی برای گفتن نداری ! سکوت گاهی یک اعتراضه و گاهی هم انتظار .... اما بیشتر وقتها سکوت برای اینه که هیچ کلمه ایی نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف - [بازی روزگار](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/16/بازی-روزگار/) - بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم ... ؛ داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند. همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم، پس - [انسان یک معبد است ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/14/انسان-یک-معبد-است/) - انسان یك معبد است اما از بیرون فقط می توانی دیوارهای این معبد را ببینی. بسیار عجیب است كه نه فقط دیگران از بیرون بر تو می نگرند، بلكه تو نیز خودت را از بیرون می بینی! به آیینه می نگری تا چهره ات را پیدا كنی. به چشمان مردم می نگری تا تصویرت را - [ﺍﯾﻦ ﻫﻢ می گذرد](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/10/ﺍﯾﻦ-ﻫﻢ-می-گذرد/) - ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺷﻬﺮ می گذشتم، ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ می گرﯾﺴﺖ. ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ. ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ "ﺍﯾﻦ ﻫﻢ می گذﺭﺩ " . ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﮔﻔﺖ: - [و امروز ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/13/و-امروز/) - هر از گاهی خودت را هَرَس كن شاخه های اضافیت را بزن پای تمام شاخه بریده هایت بایست تمام سختی هایت دردهایت باغبانی کن خودت را خاطرات بدت را سَبُك كن فكرت را از هرچه آزارت می دهد ریاضیدان باش حساب و کتاب کن خوبیهای زندگیت را جمع کن آدمهای بدِ زندگیت را کم کن - [نگو دوستت دارم ! ؟](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/12/نگو-دوستت-دارم/) - نگو دوستت دارم انسان این واژه را می شنود واژه از پوستش رد می شود با نگاهی پایین می رود اسب های قلبش شیهه می کشند تندتر می دوند بر سینه اش محکم تر سم می کوبند نگو دوستت دارم انسان باور می کند افسارِ اسب وحشی را به دستت می دهد به تو تکیه - [فرصت های کوتاه](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/11/فرصت-های-کوتاه/) - پسرک كه سرش حسابی گرم بود،برگشت و دید یه پـروانه كوچیک اونجاست! ... پروانه با شور و شوق گفت: می خوام باهات دوست بشم، لطفا پنجره رو باز كن. اما پسرک با اوقات تلخی جواب داد: نمی شه، تو یه پروانه هستی! پروانه خجالت زده سرش رو كج كرد و با صدای لرزون گفت: لطفا - [بال هایت را کجا جا گذاشتی؟](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/09/بال-هایت-را-کجا-جا-گذاشتی؟/) - پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت: اما من درخت نیستم ! تو نمی توانی روی شانه های من آشیانه بسازی ! پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسانها را اشتباه می گیرم! - [دلم می خواست های من](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/08/دلم-می-خواست-های-من/) - چقدر وقت کم است برای دیدن تمام دنیا! برای بودن با تمام مردم دنیا! چقدر حیف است که من می میرم و غواصی در عمق اقیانوس ها را تجربه نمی کنم ! می میرم و حداقل یکبار زمین را از روی کره ماه نمی بینم ! دلم می خواست چند سال در یک جنگل یا - [زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/07/زندگی-6/) - زندگی ذره كاهی است، كه كوهش كردیم، زندگی نام نکویی است، كه خارش كردیم، زندگی نیست بجز نم نم باران بهار، زندگی نیست بجز دیدن یار زندگی نیست بجز عشق، بجز حرف محبت به كسی، ورنه هر خار و خسی، زندگی كرده بسی، زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دو سه تا كوچه و پس كوچه - [خدایی](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/06/خدایی/) - ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما ... به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. یتیمان را پدر می شود و مادر محتاجان برادری را - [پاسخ](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/05/پاسخ/) - ﺍﺳﺘﯿﻮجابز" ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺣﻀﻮﺭﯼ ﺷﻐﻠﯽ ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺘﯽ ﺭﻓﺖ. ﻣﺪﯾﺮ ﺷﺮﮐﺖ، ﯾﮏ ﻭﺭﻗﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺍﺳﺘﯿﻮ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ تا ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ" ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﻫﺪ ! ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ: شما ﺩﺭ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻧﻰ ، ... ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻯ ﺧﻠﻮﺕ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻰ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ - [فقط دزدی نکن ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/04/فقط-دزدی-نکن/) - خالد حسینی تو رمان "بادباک باز" می نویسه : در دنیا فقط یک گناه هست و آن دزدی ست ! مرد آهسته در گوش فرزند تازه به بلوغ رسیده اش برای پند چنین نجوا کرد : پسرم در زندگی هرگز دزدی نکن ! پس متعجب و مبهوت به پدر نگاه کرد، بدین معنا که او - [تبدیل باورها به اصل و قانون](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/30/تبدیل-باورها-به-اصل-و-قانون/) - در معبدی گربه ای زندگی می کرد، که هنگام عبادت راهب ها مزاحم تمرکز آنها می شد. بنابر این استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد، یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد. این روال سالها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن - [دیروز گریستم ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/02/دیروز-گریستم/) - دیروز گریستم ! برای تمامی روزهایی که گرفتار، خسته یا عصبانی بودم. برای تمامی روزها و تمامی نگرش هایم، برای تمامی لحظاتی که سبب بی حرمتی، بی احترامی و جدایی از خودم شده و موجب شده بود، انعکاس رفتار دیگران در من چنان باشد، که خود نیز همان رفتار را با خود داشته باشم. دیروز - [مفهموم زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/01/مفهموم-زندگی/) - چنان زندگی را سخت گرفته ایم، گویی سالها قرار است باشیم ! کاش یاد بگیریم، رها کنیم، بگذریم. گاهی باید رفت، دل به ساحل نبندیم، باید تن به آب زد، ما به آرزوهایمان یک رسیدن بدهکاریم، زندگی کوتاه است، شاید ... فرصتی نیست تا عکسی شویم یادگاری بر روی طاقچه ای که هر روز گردگیری - [مجادله بر سر اثبات .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/10/03/مجادله-بر-سر-اثبات/) - بیهوده است مجادله بر سر اثبات دیانت یا بی دینی آدمها ! کسی که دروغ نمی گوید، کسی که مهربان و با انصاف است، کسی که از رنج دیگران اندوهگین می شود و از شادمانی دیگران شاد است، کسی که انسان را و پرنده را و گیاه و زمین را، محترم می دارد، به مقصد - [یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/29/یک-لحظه-سکوت-برای-لحظه-هایی-که-خودمان-نی/) - لحظه هایی هستند که هستیم چه تنها ، چه در جمع اما خودمان نیستیم انگار روحمان می رود همانجا که می خواهد بی صدا بی هیاهو همان لحظه هایی که راننده ی آژانس می گوید: رسیدیم ! خانم فروشنده می گوید : باقی پول را نمی خواهی؟ راننده تاکسی می گوید صدای بوق را نمی - [آدم ها عاشق ما نمی شوند !](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/28/آدم-ها-عاشق-ما-نمی-شوند/) - آدم‌ ها عاشق ما نمی ‌‌شوند ، آدم ‌ها جذب ما می‌‌ شوند. در لحظه‌ ای حساس حرف ‌هایی‌ را می‌‌ زنیم که شخصی‌ نیاز به شنیدنش داشته. در یک لحظه ی حساس طوری رفتار می ‌‌کنیم که شخص احساس می ‌‌کند تمام عمر در انتظار کسی‌ مثل ما بوده! در یک لحظه ی حساس - [یکی به جرم ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/27/یکی-به-جرم/) - انسان هایی هستند که دیوار بلندت را می بینند ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که ، تو را فرو بریزند! تا تو را انکار کنند! تا از رویت رد شوند! مراقب باش ! دست روزگار هلت می دهد ؛ ولی قرار نیست تو بیفتی ، اگر بی تاب نباشی و - [نفس](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/26/نفس/) - گاهی کسی هست که فقط امروز را باید باشد، فقط همین آلان، همین آلانِ آلان را باید باشد! نفس! نفس! نفس!... باید سرت زیر آب، یا گلویت در مشتِ کسی باشد، تا بفهمی "نفس" یعنی همین الان، همین یک لحظه، همین یک دم! و بدانی به قدرِ همین یک دم، فقط همین یک دم، چقدر - [مشتی از لحظات](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/25/مشتی-از-لحظات/) - پولدارى؛ منش است و ربطى به ميزان دارايى ندارد... گدايى؛ صفت است و ربطى به بى پولى ندارد... دانايى؛ فهم و شعور است و ربطى به مدرك تحصيلى ندارد... نادانى؛ ياوه گويى است و ربطى به زياده گويى ندارد... دشمن؛ نمايشى از كمبودها و ضعف هاى خويش است و ربطى به بد سرشتى و بدخواهى - [پند استاد: آرامش سنگ یا برگ ](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/24/پند-استاد-آرامش-سنگ-یا-برگ/) - مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می‌گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: عجیب آشفته‌ام و همه چیز زندگی‌ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش - [معمولی ترین معمولی ها](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/23/معمولی-ترین-معمولی-ها/) - بعضی ها چهره شان معمولیست، اما آنچه در قسمت چپ سینه شان می تپد دل نیست، اقیانوس محبت است... بعضیها تن صدایشان خیلی معمولیست، اما سخن که می گویند در جادوي كلامشان غرق مي شوي...... بعضيها قد و قامتشان معموليست، اما حضورشان طپش قلب مي آورد..... بعضيها خيلي معمولي هستند، اما همين معمولي بودنشان از - [مستحق ستایش](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/22/مستحق-ستایش/) - کسی که برایت آرامش بیاورد، مستحق ستایش است. انسان ها را در زیستن بشناس، نه در گفتن ! در گفتار همه آراسته اند. كوروش مي گويد: "بودن با كسى كه دوستش ندارى و نبودن با كسى كه دوستش دارى همه اش رنج است،پس اگر همچون خود نيافتى مثل خدا تنها باش و اگر يافتى آنرا - [لذت یک دست بودن](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/21/لذت-یک-دست-بودن/) - کاش از انگشتهای دستمان یاد می گرفتیم یکی کوچک, یکی بزرگ یکی بلند و یکی کوتاه یکی قوی تر و یکی ضعیف تر اما هیچکدام دیگری را له نمی کند و هیچکدام دیگری را مسخره نمی کند و هیچکدام برای دیگری تعظیم نمی کند آنها کنار هم یک دست می شوند و کار می کنند. - [گريز دلپذير](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/20/گريز-دلپذير/) - همیشه صبر کردن، بخشیدن، ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود. لازمه گاهی وقت ها دست از این تظاهر کردن برداری، باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ. وقتی می مانی و می بخشی فکر - [آدمهای رنگارنگ](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/19/آدمهای-رنگارنگ/) - کم کم یاد گرفتم که به هیچکس تمام احساسم را ابراز نکنم که به هیچکس نگویم توی دلم چه می گذرد که فکر نکنم آدمها ماندنی اند در زندگی ام! که کمتر کسی حوصله عشق واقعی را دارد! یاد گرفتم که می توانم تحمل کنم که محکم باشم پای هر خداحافظی!! کم كم... ياد گرفتم - [گاهی باید گذاشت و ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/13/گاهی-باید-گذاشت-و/) - خسرو شکیبایی چه زیبا گفت ، گاهی باید نبخشید ، کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید ! تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد ، گاهی نباید صبر کرد ، باید رها کرد و رفت ! تا بدانند اگر ماندی رفتن را بلد بوده ای ، گاهی بر سر کارهایی که - [کائنات](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/18/کائنات/) - كائنات شما را ... مجازات نمی كند، بركت هم نمی بخشد، كنترل هم نمی كند، كائنات تنها به آن ارتعاشى كه از جانب شما ارسال می شود، پاسخ می دهد. شاد بیاندیشى, شادمانى نصیبت می شود، منفى بیاندیشى, آنچه نصیبت می شود منفی است، هر سیگنالی که از تو به بیرون ارسال شود، مثل بازگشت - [تعریف شما از زندگی چیست؟ ](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/15/تعریف-شما-از-زندگی-چیست؟/) - مطمئن باشید هر تعریفی که از زندگی داشته باشید لحظه ها و روزهایتان نیز همان طعم را دارند. خودت را تکانی بده ، رنگ زندگی ات را تغییر بده. خوب گوش کن ! زندگی یعنی به خاطر گذشته کلاهت را بردار (پوزش به خاطر خطا ها) و به خاطر اَینده اَستین هایت را بالا بزن - [دوست چیز دیگری ست...](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/17/دوست-چیز-دیگری-ست/) - دوست عجب امنیت خوبی ست می توانی با او خود خودت باشی می توانی درد هایت را هر چقدر ناچیز هر چقدر گران بی خجالت با او در میان بگذاری از عاشقی هایت بگویی از حماقت هایت دوست انتخاب آزاد توست، اختیار توست نامش را در شناسنامه ات نمی نویسند نامت را در شناسنامه اش - [دنیای آدم بزرگا](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/12/دنیای-آدم-بزرگا/) - ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ می خواﺩ ﻧﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﺁﯾـــــــــــﻨﺪﻩ .... ﺩﻟﻢ می خواد ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻼﻝ می خورم ﮐـــﻞ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺯﻏﺎﻟﯽ ﺷﻪ ! صدبار ﯾﻪ ﺳﺮﺳﺮﻩ ﯼ یک ﻣﺘﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺮﻡ، ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻢ ! ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﺎ ده ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺑﺨﻮﺭﻡ ! ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻭ ﭘﻔﮏ ﻭ ﻟﻮﺍﺷﮑﻮ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﻡ ! ﺳﺮﭼﯿﺰﺍﯼ - [تئوری شن ](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/11/تئوری-شن-2/) - مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد ! و دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد: در کیسه ها چه داری ؟ او می گوید: شن ! مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت می کند، ولی پس - [آرامش ذهن](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/10/آرامش-ذهن/) - روزی کشاورزی متوجه شد، ساعت طلای میراث خانوادگی اش را در انبار علوفه گم کرده ! بعد از آنکه در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت، از گروهی کودک که بیرون انبار مشغول بازی بودند کمک خواست. وعده داد هرکس آنرا پیدا کند جایزه می گیرد. به محض اینکه اسم جایزه برده - [فقر](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/09/فقر/) - فقر، چیزی را نداشتن است، ولی آن چیز پول نیست! طلا و غذا نیست! فقر، همان گرد و خاكی‌ست كه بر كتابهای فروش نرفته‌ی یک کتابفروشی می‌نشیند، فقر، كتیبه‌ی سه هزار ساله‌ای‌ست كه روی آن یادگاری نوشته‌اند، فقر، پوست موزی‌ست كه از پنجره‌ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می‌شود، فقر، همه جا سر می‌كشد، فقر، - [شاهکار](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/29/شاهکار/) - به ابوسعید ابوالخیر، گفتند : فلانی شاهکار می کند، چرا که قادر است پرواز کند! گفت : این که مهم نیست، مگس هم می پرد. گفتند : فلانی را چه می گویی؟ که روی آب راه می رود! گفت: اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار می کند، گفتتند : پس از نظر تو - [هنوز یاد نگرفته ایم ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/08/هنوز-یاد-نگرفته-ایم/) - خوب یاد گرفته ایم برانداز کردن همدیگر را یک خط کش این دستمان و یک ترازو آن دستمان اندازه می گیریم و وزن می کنیم ؛ آدم ها را رفتارشان را انتخاب هایشان را تصمیم هایشان را حتی قضا و قدرشان را به رفیقمان یک تکه سنگینی می اندازیم بعد می گوییم خیر و صلاحت - [ادب ، احترام و اخلاق](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/06/ادب-،-احترام-و-اخلاق/) - جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از او عذرخواهی کند و کمکش کند تا از جایش بلند شود، شروع به خندیدن و مسخره کردن او نمود؛ سپس راهش را کشید و رفت. پیرزن صدایش زد و گفت: چیزی از تو افتاده است ! جوان به سرعت برگشت و شروع - [آزرده گی و خوبی](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/07/آزرده-گی-و-خوبی/) - یک روز دو دوست با هم و با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می کردند. بعد از چند ساعت سر موضوعی با هم اختلاف پیدا کرده و به مشاجره پرداختند. وقتی که مشاجره آنها بالا گرفت ناگهان یکی از دو دوست به صورت دوست دیگرش سیلی محکمی زد . بعد از این - [تغییر](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/27/تغییر/) - در زندگی از چیزهای زیادی می ترسیدم، و نگران بودم تا اینکه آنها را تجربه کردم، و حالا ترسی از آنها ندارم. از تنهایی می ترسیدم، تا اینکه یاد گرفتم خود را دوست بدارم. از شکست می ترسیدم ، تا اینکه یاد گرفتم تلاش نکردن یعنی شکست. از نفرت مردم می ترسیدم، تا اینکه یاد - [وقتی دیدم ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/05/وقتی-دیدم/) - وقتی دیدم درشکه را اسب می كشد و انعام را درشكه چی می برد و به چشمان اسب چشم بند زده، بر دهانش پوزبند تا كم ببیند و کم بخورد و دم نزند! همه چیز را فهمیدم... تداعی تراژدی غم انگیز زندگی فلاکت بار مردم نگون بختی که روی گنج نشسته اند ولی از جهل - [تشکر خشک و خالی](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/04/تشکر-خشک-و-خالی/) - زندگی موهبتی الهی است. ما زندگی را به دست نیاورده ایم و در حقیقت حتی شایستگی این زندگی را هم نداریم. ما چنان موجودات ناسپاسی هستیم كه حتی یك " تشكر خشك و خالی " هم نمی كنیم. شكرگزار فرصتی كه برای رشد یافتن، دیدن، عشق ورزیدن، خندیدن و لذت بردن از نغمه هستی و - [شفای تن](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/03/شفای-تن-2/) - هفت کلید طلایی آرامش در ارتباطات: یک: قضاوت دیگران تاثیری بر زندگی من ندارد. دو: مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند. سه: من مسول اصلاح یا تربیت کردن دیگران نیستم. چهار: از کسی در برابر لطفی که به او می کنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمی کنم پنج: کسانی که - [زندگی را ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/02/زندگی-را/) - معلمم ﮔﻔﺖ : ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻦ ... ﮔﻔﺘﻢ : ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ! ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ ﻭ ﻧﻤﺮﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺻﻔﺮ ﺩﺍﺩ ! ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻋﺼﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ . ﺟﻠﻮ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ : ﺳﻼﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻦ ... آﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ - [آدم ها باید ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/09/01/آدم-ها-باید/) - آدم ها باید توی زندگیشان ، پای خیلی چیزها بایستند. پای حرف هایی که می زنند، قول هایی که می دهند، اشتباهاتی که می کنند، احساساتی که بروز می دهند، نگاه هایی که از عمق جان می کنند، نوازش هایی که با سرانگشتانشان می کنند، دوستت دارم هایی که می گویند، زندگی هایی که می - [وای بر من که قدر ندانم ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/30/وای-بر-من-که-قدر-ندانم/) - ﺳﺮ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ‌ ﺧﻼ‌ﺻﻪ‌ ‌ﮐﻨﻨﺪ، ﻣﯽ‌ﺷﻮﻡ‌ ﻣﺸﺘﯽ‌‌ ﺧﺎﮎ ﮐﻪ‌ ﻣﻤﮑﻦ‌ ﺑﻮﺩ ﺧﺸﺘﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﯾﮏ‌ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﺎ ﺳﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﯾﮏ‌ ﮐﻮﻩ ﯾﺎ ﻗﺪﺭﯼ ﺳﻨﮕﺮﯾﺰﻩ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﻭ ﯾﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺎﮐﯽ ﺍﺯ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﻏﺒﺎﺭﯼ ﺑﺮ ﭘﻨﺠﺮﻩ. ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻧﺪ براي انسانيت ، ﻧﻬﺎﯾﺖ ، شرافت. - [قوانین طبیعت](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/10/قوانین-طبیعت/) - به یادم آمد بامدادی پیله کرم ابریشمی را بر تنه درختی مشاهده کردم، درست لحظه ای بود که پروانه می کوشید تا پیله را شکافته و از آن خارج شود ... مدتی درنگ کردم تا مگر پیله باز شود ... انتظارم که به درازا کشید روی آن خم شدم و با نفس گرم خود بر - [تا وقتی به این فکر ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/04/قشنگ-ترین-حس-دنیا/) - تا وقتی به این فکر چسبیده اید که : دلیل خوب زندگی نکردنتان ، بیرون از وجودتان است، هیچ تغییر مثبتی در زندگی تان رخ نمی دهد. تا وقتی مسئولیت خود را به دوش دیگران بیاندازید، که با شما بی انصافی می کنند ؛ مثلا یک شوهر لات یا یک کارفرمای زیاده طلبی که از - [ماندن](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/28/ماندن-2/) - آدمها می آیند ... گاهی در زندگیت می مانند و گاهی در خاطرت... آنهایی که در زندگیت می مانند همسفر می شوند... آنهایی که در خاطرت می مانند، تجربه ای برای سفر می شوند.. گاهی تلخ ، گاهی شیرین... گاهی با یادشان لبخند می زنی... گاهی یادشان لبخند از لبانت بر می دارد.... اما تو - [آدم هایی که .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/26/آدم-هایی-که/) - آدم هایی كه می دانند چه می خواهند را دوست دارم، آدم هایی كه مرز دارند، كه نه گفتن بلدند، كه می توانند بگویند چه چیز را می خواهند و چه چیز را نمی خواهند. آدم هایی كه تو را در "هزارتوی ابهام" و "حدس بزن چه چیزی توی دلم دارم" گرفتار نمی كنند، آدم - [خیر](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/25/خیر/) - اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران؛ روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای ... پس "خیر" را بکار، روی هر زمینی... و زیر هر آسمانی .... برای هر کسی .. تو نمی دانی کی و کجا آن را خواهی یافت؟! که کار نیک هر جا که کاشته شود - [قصد رفتن به .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/24/قصد-رفتن-به/) - انسانها وقتی به تنهایی قصد رفتن به بهشت را دارند، عموما موجودات بی آزاری هستند. دقیقا مشکل از آنجایی شروع می شود، که عده ای نادان بر اساس تصورات غلط می خواهند، سایرین را نیز با خود به بهشت ببرند و در این باره به خشونت و توحش هم متوسل می شوند. مهاتما گاندی - [عاشق انسانیت](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/23/عاشق-انسانیت/) - هرگاه زندگی را ادراك نكنید؛ در حالیكه باطناً زشتخو و كوته فكر مانده اید، رشدخواهید كرد و هر چند هم كه در جهان بیرونی توانگر باشید و سوار بر ماشینهای گرانبها فخر بفروشید، در درون خود ابله و كودن و تهی خواهید ماند. بدین روی بسیار مهم است كه خود را رها ساخته و كل - [هستی](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/22/هستی/) - نقاشی مشهور در حال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی به طور باورنکردنی زیبا بود که می بایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده می شد. نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود ک ناخودآگاه در حالی که آن نقاشی را تحسین می کرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام - [زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/21/زندگی-5/) - وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم، از خواست اینکه همیشه حق با من باشد دست کشیدم و از اینکه همه کارهای من باید درست باشند و به این ترتیب کمتر دچار اشتباه شدم. امروز آن را تواضع می نامم. وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم، دیگر از اینکه در گذشته زندگی - [کشف حقیقت](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/20/کشف-حقیقت/) - برای کشف حقیقت هر کس باید راه ویژه بخود را بیابد ، بسازد ، ایجاد کند. زیرا حقیقت امری است که مربوط به ادراک ، و همچنین تجربه فردی است . در اینصورت شما نمی توانید به راه شخص دیگری بروید، هر قدر آن شخص بزرگ و خرد مند باشد. - [لذت اول](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/19/لذت-اول/) - زندگانی یک بار است و بیش از یک بار هم نیست؛ یک بار. همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم، همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم، همان یک بار که سیبی را گاز می زنیم و همان یک بار که تن در - [فرصتی برای محبت کردن](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/17/فرصتی-برای-محبت-کردن/) - ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ : ﻣﻦ 20 ﺩلار ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﮐﺴﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ آﺩﺭﺱ ﻓﻼﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ. شخصی ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﻭ ﻣﺒﻠﻎ 20 ﺩلار ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ - [می دانی چیست؟ ](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/16/می-دانی-چیست؟/) - بعضی ها شبیه یک انجیر رسیده می مانند که یکهو از آسمان می افتند در دامن رنگ و وارنگ زندگی ات آن قدر بی هوا که اصلا نمی دانی چه شد ... چگونه شد اصلا خودت را میزنی به کوچه علی چپ و از بودنش لذت می بری. بعضی ها شبیه عطر بهارنارنجی هستند در - [آگاهی و جهل](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/18/آگاهی-و-جهل/) - در جهان تنها یک فضیلــت وجود دارد و آن «آگــــاهـــی» است، و تنهـا یک گـــــناه و آن «جــــــــهل» است. و در این بین، باز بودن و بسته بودن «چـــشم» ها تنها، تفاوت میان انسان های آگـــاه و نـاآگـاه است. نخستین گام برای رسیدن به آگاهـــی؛ توجه كافی به «كردار، گفتار و پندار» است. زمانی كه - [واکنش های ما ](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/15/واکنش-های-ما/) - دراین نبرد دائمی که آنرا زندگی می نامیم، کوشش ما بر این است تا قانونی برای رفاه و سلوک خود بیابیم، که مطابق با جامعه ای باشد که در آن رشد کرده و پرورش یافته ایم. چه این جامعه کمونیستی باشد، یا جامعه ای به اصطلاح آزاد، ما بعنوان هندو، مسلمان، مسیحی یا هر چه - [بهترین روز](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/12/بهترین-روز/) - بهترین روز عده ای دوست در یک مهمانی شام گرد هم جمع شده بودند. هر یک از آنها خاطراتی از گذشته تعریف می کردند. یک نفر پرسید: بهترین روز عمرتان کدام روز بوده است؟ زن و شوهری گفتند: بهترین روز عمر ما روزی بود که با هم آشنا شدیم. زنی گفت: بهترین روز زندگیم روزی - [ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/13/ﮔﺎﻫﯽ-ﺑﺎﯾﺪ/) - ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑُﺮﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻩ ﻭ ﺑﯽ ﮔﺎﻩ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﻧﺸﻮﯼ، ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡِ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﻄﻠﻖ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﻨﺪ، ﺗﺎ ﺑﺎ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻮﻫﻤﺎﺕ ﺩﻝ ﺑِﮑَﻨﯽ .... ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﺍﻩِ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﯽ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﻣﺴﯿﺮﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎﺯ ﻣﺮﻭﺭ ﮐﻨﯽ، ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯾﯽ - [قدر داشته هایت را .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/14/قدر-داشته-هایت-را/) - ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻫﺎ می خوﺍﻫﻨﺪ ﻃﻼﻕ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ! ﻣﺠﺮﺩﻫﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻨﺪ. ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ می خوﺍﻫﻨﺪ ﺯﻭﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻫﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺮﮔﺮﺩﻧﺪ. ﺷﺎﻏﻼﻥ ﺍﺯ ﺷﻐﻠﺸﺎﻥ می ناﻟﻨﺪ، ﺑﯿﮑﺎﺭﻫﺎ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻐﻠﻨﺪ، ﻓﻘﺮﺍ ﺣﺴﺮﺕ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ می خوﺭﻧﺪ، ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﻏﺪﻏﻪ می ناﻟﻨﺪ، ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺎﯾﻢ می شوﻧﺪ، ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺎﺩﯼ - [بعضی ها ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/11/بعضی-ها-2/) - ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﺠﻮﺭ ﺧﺎﺹ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺍﻧﺪ ﯾﮏ ﺟﻮﺭ ﻋﺠﯿﺐ ﺩﻟﻨﺸﯿﻨﻨﺪ ... ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ؛ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﯾﮏ ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺎﻥ ... ؛ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ می نشینی ﻭ ﺧﺴﺘﻪ نمی شوی ... ﺍﺻﻼ ﺳﯿﺮ نمی شوی ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﯾﺸﺎﻥ. ﻫﻤﺎﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﯾﮑﻬﻮ ﺩﻟﺖ می گیرد ﻭ ﺗﻪ ﺩﻟﺖ - [درس ظلم ستیزی](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/03/درس-ظلم-ستیزی/) - روز چهارشنبه دکتر حسابی سر کلاس به شاگرداش گفت: بچه ها پنجشنبه امتحان تاریخ و جغرافیا داریم بصورت شفاهی... همان روز دکتر گفت: اصلا همین امروز امتحان می گیرم و اونم کتبی... بچه ها همه اعتراض کردند، و دکتر گفت: همین که هست... هر که نمی خواد بیاد جلو در بایسته... از 50 نفر، 3 - [آهنگ زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/02/آهنگ-زندگی/) - آهنگ زﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﯼ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﻴﺪ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ "ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ" ﺯﻧﺪﮔیت می شوند ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻫﺎ ، ﻣﯽ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﺧﻮﺩﺕ خواهی ماند. ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﻨﻮﺍﺯﯼ، ﻛﻪ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ "ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ" ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﯼ ﻭ - [وقتی از کسی ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/06/وقتی-از-کسی/) - وقتی از کسی رنجش و کینه ای به دل می گیرید، درحقیقت برده او می شوید، او افکار شما را تحت کنترل خود می گیرد، اشتهای شما را از بین می برد، آرامش ذهن و نیات خوب شما را می رباید و لذت کار کردن را از شما می گیرد، اعتقادات شما را از بین - [یاد بگیریم كه ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/07/یاد-بگیریم-كه/) - یاد بگیریم كه گاه مسائل را رها سازیم : بدین معنا كه به هر مسئله ای دائما گره نخوریم. وقتی همیشه و همه جا در فكر مسائل خود هستیم و به مرور آنها می پردازیم، در واقع همیشه بار اضافه ای را با خود حمل می كنیم كه این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس - [ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ !](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/08/ﻧﺒﺎﯾﺪ-ﺑﻪ-ﺁﺯﺭﺩﻩ-ﺷﺪﻥ-ﻋﺎﺩﺕ-ﮐﺮ/) - ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ، ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺪﮐﻲ ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ . ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﮐﻤﻲ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . ﺧﺮﻳﺪﻡ ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ، ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ ، ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﺳﺎﺧﺖ . ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ، ﺑﻬﺮ - [او هم آدم است ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/09/او-هم-آدم-است/) - آدمی که دوستت دارد خیلی زود برایت عادی می شود حرف هایش، دوستت دارم هایش و تو خیلی زود کلافه می شوی از بهانه هایش، اشکهایش، توقع هایش و چون تصور می کنی که همیشه هست، همیشه دوستت دارد؛ هیچوقت نگاهش نمی کنی نگرانش نمی شوی برای از دست دادنش نمی ترسی او همیشه هست - [رسم خوبی](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/19/رسم-خوبی/) - چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجین گذاشته و به راه افتاد . چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت : به گردنت بزنم یا به لبت ؟ چوپان گفت : آیا سزای خوبی این است ؟ مار گفت : سزای خوبی بدی است - [حقیقت درون](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/17/حقیقت-درون/) - اﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؟ ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ. ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ. ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ - [گذشته ایران از یاد رفت ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/05/گذشته-ایران-از-یاد-رفت/) - ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻗﺘﻞ ﻧﺰﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺪ . قاﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﻣﻬﻢ ﺩﺭﻗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ ... ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ : ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ - [پاشــــــو](https://www.weblog.videography.ir/1393/08/01/پاشــــــو/) - پاشـــو ! یه سری به خودت بزن ............ از خودت بگو چند وقتِ که از خودت خبر نداری؟ کجایی ؟ نیستی؟ کم پیدایی ! یه سر به خودت بزن بقیه رو ول کن ... یکمی به خودت فکر کن ... مگه چقدر زنده ای ؟ اگه تا آخر عمرت هم به این رویه ادامه بدی - [نمایشگاه جیتکس 2009 دبی](https://www.weblog.videography.ir/1388/08/05/سفرنامه-دوبی/) - برای بازدید از بیست و نهمین نمایشگاه Gitex و بررسی بازار کار و فرصتهای تجاری از طرف شرکت (اعمار سیستم) همراه با همکار گرامیم (مهندس توسلیان) عازم دوبی شدم . چند روز قبل از حرکت طبق معمول با Google Earth منطقه رو حسابی بررسی کردم ، مخصوصا که یک روز قبل از حرکت مدیر شرکت (مهندس عبدی) حسابی ما رو برای این سفر توجیه کردند ! - [نمایشگاه جیتکس 2010 دبی](https://www.weblog.videography.ir/1389/08/05/جیتکس-2010/) - با اراده حق تعالی آماده پذیرش سفر به جهت شرکت در نمایشگاه جیتکس 2010 شدم . برای ویزا اقدام کردم و ویزا دو روز بعد آماده شد . در دقایق پایانی در آخرین لحظات برای بلیط هم اقدام کردم و بلیط تهیه کردم . ناصر در مشهد جهت انجام پیگیری کارهای شخصی مقیم شده بود - [نمایشگاه جیتکس 2011 دبی](https://www.weblog.videography.ir/1390/07/17/جیتکس-2011/) - بزودی ........ - [نمایشگاه جیتکس 2012 دبی](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/06/جیتکس-2012/) - بزودی ........ - [نمایشگاه CABSAT 2014 دبی](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/18/نمایشگاه-cabsat-2014-دبی/) - CABSAT بزرگترین همایش شرکتهای ارایه دهنده تجهیزات ارتباطی و بسترهای محتوای دیجیتالی - [نمایشگاه 2014 GeSec دبی](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/19/نمایشگاه-gesec-دبی/) - بزودی ...... - [نمایشگاه جیتکس 2014 دبی](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/20/نمایشگاه-جیتکس-2014/) - بزودی ..... - [هنوز به دیدار خدا می روند](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/21/هنوز-به-دیدار-خدا-می-روند/) - هنوز به دیدار خدا می روند خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست. خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند، خدا در دستان مردی است که نابینایی رااز خیابان رد می کند. خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد. خدا در - [صدای درون تو](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/18/درون-تو/) - درون تو صدایی هست ، که تمام روز در تو زمزمه می کند: حس می کنم این درسته ! می دانم این یکی اما، غلطه ! نه معلم و نه واعظ ... نه پدر و نه مادر، نه دوست و نه هیچ آدم عاقلی ، نمی تواند بگوید: چه چیز درست است و چه چیز - [خانه تو](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/16/خانه-تو/) - خانه ی تو آنجایی نیست که درآن متولد می شوی . خانه ی تو آنست که وقتی به عقل می رسی و می توانی تصمیم بگیری که چه چیز را دوست داری و چه چیز را دوست نداری، خودت برای بقیه ی سال های عمرت انتخاب می کنی. اوریانا فالاچی | پنه لوپه به جنگ - [زندگی زیباست](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/15/زندگی-زیباست/) - با دستهای خالی به دنیا آمده ایم با دستهای خالی هم از دنیا خواهیم رفت پس نگران چیزهایی که آرامش را از تو می گیرند نباش پس بیا کفــش هایمان را دربیــاوریم یواشکی نوک پـــا , نوک پــا … از خودمان دور شــویم یواشکی لبخند بزنیم زندگی زیباست. - [زندگی جای دیگری است](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/14/زندگی-جای-دیگری-است/) - فکر می کنید گذشته برای این قابل تغییر نیست، که دیگر گذشته و تمام شده ؟ وای ، نه لباس گذشته، از تافته ای هزار رنگ درست شده و هر بار که به طرفش بر می گردیم، آن را به رنگ دیگری می بینیم. گذشته لباسی از تافته های هزار رنگ پوشیده است. زندگی جای - [زن همانند ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/12/زن-همانند/) - یک مرد متأهل در مجلسی گفت: زن همانند کفش است که هرگاه مرد اندازه دلخواهش را یافت، می تواند آن را عوض کند! حاضران در مجلس به مرد خردمندی که در میان شان نشسته بود نگریستند و نظرش را در مورد این سخن پرسیدند و اینک ببینید پاسخ مرد حکیم را: حرف این مرد کاملا - [در مکه ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/13/در-مکه/) - درمكه كه رفتم خیال می كردم، دیگر تمام گناهانم پاك شده است، غافل از اینكه تمام گناهانم گناه نبوده، و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته، و نوشته شده بود. درمكه دیدم خدا چند سالیست كه از شهر مكه رفته و انسانها به دور خویش می گردند، در مكه دیدم هیچ انسانی به فكر فقیر - [وصیت نامه زیبای وحشی بافقی ](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/11/وصیت-نامه-زیبای-وحشی-بافقی/) - روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کنان - [می توان ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/10/می-توان/) - می توان زیبا زیست… نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم، نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب! لحظه ها می گذرند، گرم باشیم، پر از فکر و امید… عشق باشیم و سراسر خورشید… - [باور کن](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/09/باور-کن-2/) - زندگی زیباست.... تماشاییست! چرا زیبا نمی بینیم؟ چرا گاهی به پای این همه خوبی نمی شینیم؟ چرا با هم نمی خندیم؟ مگر دنیا چه کم دارد؟ ببین این آسمان آبی ست، ببین دنیای ما آکنده از پاکی ست، و خوبی تا ابد پاینده می ماند... تو باور کن ... همین کافیست... - [آنچه که هستید](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/08/آنچه-که-هستید/) - بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند، خودتان را از آنها رها سازید، از دست شان خلاص شوید... منتظر نباشید تا قدر تلاش هایتان را بشناسند و عشق تان را بفهمند. در را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها را بتکانید، از آنچه هستید دست بردارید، و - [بودن را ﺑﭽﺶ](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/07/بودن-را-ﺑﭽﺶ/) - سکوت گورستان رامی شنوى؟ دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... می رسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ... خاک آنتن نمی دهد که نمی دهد...! بی ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ، ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ، ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ می کند. ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭘﺲ - [بی نیازی](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/06/بی-نیازی/) - دست از شدن بردار، لحظه ای به همانی که هستی بیندیش. لحظه ای، تنها لحظه ای خودت را همانگونه که هستی نگاه کن. قفط برای یک ثانیه، شدن هایت و تمام نبودن هایت را به کناری بگذار و خودت را ببین. شاید چیزی که هستی آرزوی کسی باشد، اما تو حتی لحظه ای حاضر به - [توصیه های پیکاسو ](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/05/توصیه-های-پیکاسو/) - تمام عددهای غیرضروری را از زندگیت بیرون بریز، این عددها شامل سن، قد، وزن و سایز هستند. بادوستان شاد و سرحال معاشرت کن. به آموختن ادامه بده و همیشه مشغول یادگیری باش. تا می توانی بخند. وقتی اشک هایت سرازیر می شوند، بپذیر، تحمل کن و به پیشروی ادامه بده. رنگ خاکستری رو از زندگیت - [سازگار با ضمیر](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/04/سازگار-با-ضمیر/) - فردی به نام كالاماس از بودا پرسید: تكلیف ما در برابر سخنان متناقض مدعیان حقیقت چیست و حقیقت با كدام آنها است؟! ما با تردید و شك خود چه كنیم؟! و بودا پاسخ داد: شك شایسته انسان است و سرگشتگی و حیرت از جمله گذرگاه های رسیدن به حقیقت است، اما بدان ای كالاماس كه - [فقط یک بار ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/03/فقط-یک-بار/) - در حسرت گذشته ماندن چیزی جز از دست دادن امروز نیست. تو فقط یکبار هجده ساله خواهی بود، یکبار سی ساله، و یکبار هفتاد ساله. در هر سنی که هستی، روزهایی بی نظیر را تجربه می کنی. چرا که مثل روزهای دیگر، فقط یکبار تکرار خواهد شد. هر روز از عمر تو زیباست و لذتهای - [می دانی ؟](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/02/می-دانی-؟/) - می دانی؟ یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است! و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت. باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی، دست هایت را زیر سرت بگذاری، به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، - [شرم از انسان بودن](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/19/شرم-از-انسان-بودن/) - دکترشریعتی می گوید: ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺷـــــﺮﻡ می کن!! گاﻫﯽ می خواﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﺎﺷﻢ! ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﯾﻮﻧــــﺠﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ! ﺍﻣــــﺎ ﺩﻟـــــﯽ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻧﮑﻨﻢ! ﮔﺮﮔﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﺭﻡ ﺍﻣــــﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ، ﮐﺎﺭﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺫﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻫـــــﻮﺱ! ﺧﻔﺎﺵ ﺑﺎﺷﻢ، ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﮔﺮﺩﺵ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﮐﻮﺭ... اﻣﺎ ﺧـــــﻮﺍﺑﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﭘﺮ ﻧﮑﻨـــﻢ! ﮐﻼﻏﯽ - [باور کن](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/18/باور-کن/) - ﺍﺯ ﺧﻮﺷﯽ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻋﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .. ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ .. ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ... ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ِ ﮐﺴﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺶ ... ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻥ... ﺑﻪ ﻧﺒﻮﺩﻥ... به ﻋﺸﻖ، ﺑﻪ ﺑﯽ ﻋﺸﻘﯽ ... ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ... ﺑﻪ ﺳﮑﻮﺕ ... ﺑﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻦ ... ﺑﻪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻥ ... - [ظرفیت آدمها](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/17/ظرفیت-آدمها/) - به اندازه لیاقت و ظرفیت آدمها به آنها محبت کن، چون آنها دچار توهم ، خود بزرگ بینی ، دل زدگی ، جو زدگی، ارتفاع زدگی ، دریا زدگی ، سرگیجه و سپس حالت تهوع خواهند شد و زمانی که حتی نمی توانند، ادای خوب بودن تو را در بیاورند، از تو کینه به دل - [گاهی باید ، گاهی نباید ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/16/4767/) - ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ، ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ. ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ، ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ، ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪی، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍی. ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ می دﻫﯽ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ، ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ - [دوباره آغاز](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/15/دوباره-آغاز/) - وقتی می خواهی از خودت آدم دیگری بسازی، اول احساس ویرانی می کنی، حس تنهاییِ عمیق و درک نشدن ... و فاصله می گیری ؛ این هزینه ای ست که برای ساختن زندگیت پرداخت می کنی ، و پس از آن خیز بر می داری ... یادت باشد این بار احساس تنهایی ات را جدی - [احترام](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/04/احترام/) - ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ : ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻦ ! ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﮕﻮﻧﻪ ؟ ﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ می گذاری، ﺣﺎﻟﺶ ﺭﺍ می ﭙﺮﺳﯽ، ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺳﺮﺍﻍ ﮐﯿﻒ ﻭ ﻧﻤﺮﺍﺕ ﺍﻭ نمی ﺮﻭﯼ، ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻧﻮﻉ - [کاش آدمها ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/02/کاش-آدمها/) - پیاده در شطرنج وقتی مسیر رو طی می کنه و با موفقیت به آخر می رسه ، وزیر می شه ... کاش آدمهای پیاده، وقتی یک مسیر رو طی می کنن و با موفقیت به آخرش می رسن تغییر نکنن و باز هم همون آدم باقی بمونند ... آخر یک مسیر شدی: یک دکتر ، - [بازی های زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/05/بازی-های-زندگی/) - در زندگی بازی هایی وجود داره که تنها شرط برنده شدن در اونا بازی نکردنه . شاید بهتر باشه فکر کنیم تمام زندگی یک فرصت و معجزه است از جانب خداوند. سعی کنید همیشه شاد باشید بدون این که برای این شادی دلیل خاصی باشید و اینگونه‌ به آرامش می رسی. ما همیشه سعادت را - [دردهای ما](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/03/دردهای-ما/) - تمامی درد و رنج های ما هدفی دارند، آنها به ما آموزش می دهند، راهنمایی می کنند و خرد لازم برای اهدای هدیه مان به جهان را به ما می بخشند. بیشتر ما، زخمها و دردهایمان را بهانه می کنیم تا خودمان را تنبیه کنیم و اسیر و حقیر بمانیم. اما وقتی رنج ها و - [لازم نیست ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/01/لازم-نیست/) - لازم نیست یکدیگر را "تحمل" کنیم، کافیست همدیگر را "قضاوت" نکنیم. لازم نیست برای "شادکردن" یکدیگر تلاش کنیم، کافیست بهم "آزار" نرسانیم. لازم نیست دیگران را " اصلاح" کنیم، کافیست به "عیوب" خود بنگریم. حتی لازم نیست یکدیگر را "دوست" داشته باشیم، فقط کافیست "دشمن" هم نباشیم !... آری، در کنار هم شاد بودن و - [یاد می گیری ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/14/یاد-می-گیری/) - در بازی زندگی یاد می گیری اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه مثل آویختن به طنابی پوسیده ست. یاد می گیری نزدیک ترین ها به تو گاهی می توانند دورترین باشند، که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی، بتوانی یک روزی تمامت را بغل کنی و راه بیفتی و بروی - [شفای تن](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/13/شفای-تن/) - هنگامی که در نقش قربانی گرفتار می شویم، تصور می کنیم دیگران می خواهند ما را محبوس کنند. ما تشخیص نمیدهیم فقط افکارمان است که ما را به این طریق محبوس می کند. تصور می کنیم که دشمن در دنیای بیرون است، پس می جنگیم تا آزاد شویم. جنگ را به دنیا و هر کس - [گاهی اوقات ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/12/گاهی-اوقات/) - گاهی اوقات بر سر راه ِ آدمیزاد، آدم هایى قرار می گیرند که فراتر از یک دوست معمولی هستند، كه می شود با آنها به هر چیز احمقانه ای بخندی... دوست هایی هستند در زندگی که بی دغدغه، می شود بدون نقاب بر صورت با آنها معاشرت کرد، می شود یادت برود که میزبانی یا - [پائیز](https://www.weblog.videography.ir/1393/07/01/پائیز/) - حواست هست یک تابستان دیگر هم گذشت و هیچ معجزه ایی نشد ؟؟؟ حالا باید دوباره دلخوش کنیم به پاییز ، یک پاییز خوشرنگ که زرد و نارنجی نباشد آبی باشد لاجوردی باشد بنفش یاسی باشد حتی ، یک پاییزی که دلت نگیرد ، که غروبش غم نداشته باشد ، که توی کوچه پس کوچه - [تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن! ](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/11/تو-اگر-دوست-می-خواهی-مرا-اهلی-کن/) - شازده کوچولو مودبانه گفت:سلام شازده کوچولو گفت:بیا با من بازی کن. نمی دانی چقدر دلم گرفته است! روباه گفت: نمی توانم با تو بازی کنم، آخرهنوز کسی مرا اهلی نکرده است. شازده کوچولو گفت:من دنبال دوست می گردم. اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت: "اهلی کردن" چیز بسیار فراموش شده ای است, یعنی "علاقه ایجاد - [مهر](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/31/مهر/) - مهر نزدیک است و مهربانی در خواب .. نخواهم گذاشت بیش از این به خواب روی .. دیگر بس است خفتن و در خفا ماندن .. بیدار خواهم ماند .. تا بیدارکنم تو را .. می توان بدون رنگ بود هم مهربان بود .. با شاخه های خشک در هزار معنا .. خزان نردیک است - [هر آدمی باید یک .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/10/هر-آدمی-باید-یک/) - هر آدمی باید یک «در» داشته باشد. یک در، که هروقت لازم شد آن را ببندد. ببندد و هراس و دلواپسی و هیاهوی دنیای بیرون را پشت آن در بگذارد و برود توی خودش، توی زندگی خودش که صدای زنگ‌های مختلف و فکر ِکارهایِ نکرده و نگرانی آدم‌های دوروبر و هزار و یک چیز دیگر - [بعضی آدمها ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/09/بعضی-آدمها/) - ... بعضــی آدمهـــا نا خواستــه همیشه متـهمنـــد ، به خاطــر سکــوتشان ، خلوتـــشان ، کــاری به کســی نـداشتنــشان ، روی پــای خـــود ایستادنـــشان ، کمــک نخواستنـــشان ، بــی آزار بودنـــشان ... دوست داشتنــــشان و از همــــــه بــــدتــــر !!!... زود فــرامــوش می شود خوبیهایــــــشان.... - [ما بدهکاریم به یکدیگر.... ](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/08/ما-بدهکاریم-به-یکدیگر/) - ما بدهکاریم به یکدیگر.... و به تمام "دوستت دارم " های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماندند.. و ما آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم..... و بدهکاریم به تمام "نگاههایی" که از چشمان هم دزدیدیم تا نشان دهیم اسیر عشق نیستیم.. و به "دستهایمان" که نوازش را از آنها دریغ کردیم - [نمایشگاه ISAF 2014 استانبول](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/27/نمایشگاه-isaf-2014-استانبول/) - بزودی ....... - [نمایشگاه CeBit 2014 استانبول](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/20/نمایشگاه-cebit-2014-استانبول/) - بزودی ........... - [خلقت "زن"](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/07/خلقت-زن/) - داستـان خلقـت زن از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت. فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟" خداوند پاسخ داد: " دستور کار او را دیده‌ای‌؟ باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر - [روز "دختر"](https://www.weblog.videography.ir/1393/06/06/روز-دختر/) - ﺗﻮ ﺭﺍ "ﺩُﺧﺘــﺮ " ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ؛ ﻣﻀﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﺶ ﻧﻔﺲﮔﯿﺮ ﺍﺳﺖ… ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﺗﻮ، ﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﻊ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻣﻌﻨﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﻭ ﺍﻓﺴﻮﻥ! اﻣﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﺗﻮ ﻧﻪ ﺿﻌﯿﻔﯽ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭﺕ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﺯﻭﺭ ﺑﺎﺯﻭ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ ... اﺷﮏ - [درد دارد ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/29/درد-دارد/) - درد دارد همخانه ای داشته باشی که تو را نه می بیند، نه می شنود، نه می بوید، نه می خواند، و تو برای دیده شدن و شنیده شدن، به هر دری بزنی برای رسیدن به "بوسه ای از سر عشق" تمام دار و ندارت را بدهی. گاه دست به دامان خدا شوی و در - [می دانید چرا اختلاس ها پیگیری نمی شوند؟ ](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/27/می-دانید-چرا-اختلاس-ها-پیگیری-نمی-شوند؟/) - روایت است یك روز یك آدم دزد با یك نابینا یك كاسه آلوچه خریدند و با هم قرار گذاشتند 2 تا 2 تا بخورند تا تمام شود. وسط كار نابینا مچ دزد را گرفت و به او گفت : مرتیكه چرا تو مشت ، مشت می خوری؟ دزد گفت: تو كه نابینایی ! از كجا - [یازده دقیقه](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/26/یازده-دقیقه/) - من کشف کردم که چرا یک مرد به خاطر زن ها پول می پردازد: او می خواهد که شاد باشد. او هزار فرانک نمی پردازد که فقط یک ارگاسم را تجربه کند. او می خواهد که شاد باشد. من هم می خواهم، هر کسی می خواهد اما هیچ کس شاد نیست. من چه چیزی به - [به جلو نگاه کنید](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/25/به-جلو-نگاه-کنید/) - پیری برای جمعی سخن می راند، لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.... او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت : وقتی - [بابا لنگ دراز](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/31/بابا-لنگ-دراز-جین-وبستر/) - شکر خدا که من هیچ خدایی را از هیچکس به ارث نبرده ام ! ! ! من آزادم که خدای خود را آنطور که دلم می خواهد مجسم و انتخاب کنم، خدای من مهربان، بخشنده، دلسوز، چیز فهم، و اتفاقا خیلی هم شوخ است! بابا لنگ دراز : جین وبستر - [حسرت](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/30/حسرت/) - یک پرستار استرالیایی بزرگترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ رو جمع کرده و 5 حسرت رو که بین بیشتر آدم‌ها مشترک بوده منتشرکرده: اولین حسرت: کاش جرات‌اش رو داشتم اون جوری زندگی می‌کردم که می‌خواستم٬ نه اون جوری که دیگران ازم توقع داشتن. حسرت دوم: کاش این قدر سخت کار نمی‌کردم. حسرت سوم: کاش شجاعت‌اش - [وصیت سیمین بهبهانی](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/28/وصیت-سیمین-بهبهانی/) - وصیت کرده ام بعد از مرگم؛ همراه من دو تا فنجان چای هم دفن کنند ! شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید ! بهرحال دلخوریها کم نیست، ازبندگانش، همانهایی که بی اجازه وارد شدند، خودخواهانه قضاوت کردند، بی مقدمه شکستند، وبی خداحافظی رفتند....... - [معمولی بودن](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/23/معمولی-بودن/) - فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را می گذارد کنار، نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند، نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش می گیرد، نه حق - [لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/24/لذت-بردن-را-یادمان-ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ/) - از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم. در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم. تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصير غروب جمعه است و بس! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ - [من واقعا نمی دونم ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/04/من-واقعا-نمی-دونم/) - "من واقعا نمی دونم" این عبارت رو با خودمودن تکرار کنیم وقتی داریم به کسی فکر می کنیم و برای رفتارش دلیل می تراشیم. وقتی داریم به شرایط ناخوشایند یا شکست مون فکر می کنیم و دنبال توجیه و مقصر می گردیم. وقتی داریم به درد دل یه دوست شاکی گوش می دیم که بهونه - [اونی که ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/20/اونی-که/) - ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﺤﺚ ﻭ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮﯾﯽ .. ، ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﻨﻪ ، ﺷﺠﺎﻉ ﺗﺮﯾﻨﻪ … ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻝ می بخشه ، ﻗﻮﯼ ﺗﺮﯾﻨﻪ … ﻭ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ می کنه ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﯾﻨﻪ … ، ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﺪﯼ ﮐﻨﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺎﺧﺘﯽ - [گذشت ](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/21/گذشت-2/) - بزرگوارانه سکوت می‌‌کنیم . . صبورانه بغض مان را فرو می دهیم، محجوبانه لبخند می‌زنیم، و چنان قاطعانه شانه‌هایمان را بالا می‌‌اندازیم، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است ! انگار هیچ چیزی احساسِ بکرِ ما را خدشه دار نکرده است ! انگار رنجیدن، حسِ غریبی ‌ست، فرسنگ‌ها دور از حضورِ بی‌ گفتارِ ما، می گذاریم هرطور - [آدم ها](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/22/آدم-ها/) - شازده کوچولو پرسید: پس آدم ها کجا هستند ؟ آدم در بیابان احساس تنهایی می کند ! مار گفت: آدم با آدم ها هم احساس تنهایی می کند .... شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری - [زندانی مشو](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/03/زندانی-مشو/) - تمام عددهای غیر ضروری را از زندگیت بیرون بریز، این عددها شامل سن، قد، وزن و سایز هستند. با دوستان شاد و سر حال معاشرت کن. به آموختن ادامه بده وهمیشه مشغول یادگیری باش. تامی توانی بخند. وقتی اشک هایت سرازیر می شوند، بپذیر تحمل کن و به پیشروی ادامه بده. رنگ خاکستری رو از - [رهایی .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/02/رهایی/) - ما تنها با گوشه ای از احساس خود زندگی می کنیم و هرگز با همه احساس خود به چیزی توجه نداریم. آنگاه که به عظمت کوه می نگرید، همه احساس شما درحال فعالیت می باشد، لذا خود را فراموش می کنید. وقتی به حرکت امواج دریا می نگریم و یا آسمان را با آن قرص - [رویاء](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/08/رویاء/) - گاهی.....هستی....ولی نیستی ! توی دنیای خودتی، منفک از اینجا...... توی عالم رویا جایی که می خوای، با کسانی که می خوای، در شرایطی امن و راحت که می خوای و آرزو داری......، یهو یکی از اطرافیان میاد صدات می کنه! انگار از عرش... بومب، .... کوبیده میشی به فرش !!!! اما دلخور نشو ! عالم - [نوبل و جایزه نوبل](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/07/نوبل-و-جایزه-نوبل/) - آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی درگذشت خود را بخواند! شاید شنیده باشید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است ! آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با - [آدمهای با امضاء](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/06/آدمهای-با-امضاء/) - آدمهایی هستند که خیلی «وجود» دارند نمی گویم خوبند یا بد؛ چگالی ِ وجودشان بالاست اصلا یک «امضا» هستند برای خودشان! افکار، حرف زدن، رفتار و هر جزئی از وجودشان امضادار است. اینها به شدت «خودشان» هستند یعنی تا خودشان نباشند اینطور خاص و امضادار نمی شوند که! در یک کلمه، «شارپ» هستند و یادت - [یک نفر ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/17/یک-نفر/) - به گمـــــــــانم در زنــــــــدگی هرکس بـــــاید یک نفر باشد مرد و زن بـــــــودنش مهــــــــــم نیست فقط باید یــــــک نفــــــــر باشد یک آدم یک دوســــــت یک همـــــــدم یک رفیـــــــــق یک نفـــــــــر که جــــــــویای حالـــــــــت باشد که نگرانـــــــت باشد که تو را بهتـــــــر از خــــــــودت بشناسد یک نفر که شماره اش را بگیری و بگویی حالم بد - [آن من سابق](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/12/آن-من-سابق/) - گاهی برای پی بردن به یک اشتباه باید تاوان سختی در زندگی پرداخت، مثل از دست دادن لحظه هایی از عمر که حسرتش تا ابد بر دلت باقی می ماند، مثل باختن زندگی و مالی که برای بدست آوردنش رنج ها کشیده بودی، مثل تنها شدن زخم زبان خوردن ها و یا حتی تحقیر شدن، - [لایه ای از حزن](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/19/لایه-ای-از-حزن/) - شاید دیگر زندگی برایت معنایی ندارد و مثل گذشته ها زندگیت شیرین نیست. مثل آن روزهایی که ساعت ها به تماشای ابرها می نشستی و به دنبال شکل های متفاوت بودی، یا به جستجوی سیاره ها و سفینه ها در شب به آسمان خیره می شدی، و یا ساعت ها نظاره گر پرنده ها و - [آنگاه تو از عشق سرشار می شوی...](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/18/آنگاه-تو-از-عشق-سرشار-می-شوی/) - هستی چون دریاست و ما امواجی هستیم كه در زیر نور خورشید به رقص و آواز در می آییم. پیوسته پدید و ناپدید می شویم. موج هیچ تولد و مرگی ندارد، بلكه جاودان است. در ظاهر اینگونه به نظر می رسد كه موج متولد می شود و می میرد، اما فقط در ظاهر اینگونه است، - [جوانمرد ، نام دیگر تو](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/16/جوانمرد-،-نام-دیگر-تو/) - مردی به زیارت می رفت. جوانمرد به او رسید و پرسید کجا می روی ؟ مرد گفت : به زیارت می روم ، به دیاری. جوانمرد گفت : چه می خواهی و چه طلب می کنی از زیارت؟ مرد گفت : خدا را طلب می کنم ! جوانمرد گفت : خـــدای دیار خود را چه - [گذشته و زندگی ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/15/گذشته-و-زندگی/) - گذشته گور شماست. قلب خود را به آنچه پیش رویتان است، ‌باز كنید. به خورشید در حال طلوع خوشامد بگویید. از موهبتهای فراوان زندگی سپاسگزاری كنید،‌ ولی هرگز به آنها نچسبید. اگر بتوانید این نكات را به خاطر داشته باشید،‌ زندگی تان رشد می كند و بالغ می شود. هر گام و هر ماجرای جدید،‌ - [لحظات زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/14/لحظات-زندگی/) - مردی در حال مرگ بود. وقتی که متوجه مرگش شد، خدا را با جعبه ای در دست دید ! خدا: وقت رفتنه ! مرد: به این زودی ؟ من نقشه های زیادی داشتم ! خدا: متاسفم ولی وقت رفتنه. مرد: در جعبه ات چی دارید ؟ خدا: متعلقات تو را. مرد: متعلقات من؟ یعنی همه - [تنها سرمایه گرانبها ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/13/تنها-سرمایه-گرانبها/) - ﺩﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﯾﺎﺩ می گیری، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ، ﺑﺪﻭﻥ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ، ﻣﺜﻞ ﺁﻭﯾﺨﺘﻦ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺳﺖ ! ﯾﺎﺩ می گیری، ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﺎﻫﯽ می توﺍﻧﻨﺪ ﺩﻭﺭﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﻨﯽ، ﻭ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﻮﻓﺘﯽ ﻭ - [انسان](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/10/انسان/) - تو برهنه به دنیا آمده ای و برهنه از دنیا می روی. تو به همان میزان که با خود به دنیا آورده ای با خود از دنیا می بری. تو در میان عریانی تولد و عریانی مرگ ، نقش واسطه را ایفاء می کنی. تو از زندگی می گیری و به زندگی می بخشی. تو - [دنیا](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/11/دنیا-2/) - دور دنیا رو هم که بگردی همه جور خدمت و عشق و حال و سیاحت هم که بکنی آخرش خودتی و خودت..... بر می گردی تو همون خونه، منتها با کوله باری از تجربه و خاطره که همش انحصاری مال خودته، کسی با شنیدن خاطراتت هم حس و هم فازت نمیشه ! پس حواست اول - [قانون جذب "کارما"](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/05/قانون-جذب-کارما/) - ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺟﺬﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﺮﺣﻠﮥ ﺑﻌـﺪﯼ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺷﺨﺼﯿﺘﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ . ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﮑﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ - [از دست دادن ها](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/01/از-دست-دادن-ها/) - ﺍﺯ ﺑﻮﺩﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ، ﭼﻪ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻫﻴﭻ !! ﺍﻣﺎ ، ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ !! خشم، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ، ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺪﻡ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﯼ ﻭ ﻣﺮﮒ ... همیشه ﺑﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﺎﻟماﻥ - [آدم های ساده](https://www.weblog.videography.ir/1393/05/09/آدم-های-ساده/) - بعضی آدم ها ساده و بی شیله پیله اند، بی هیچ پیچیدگی، دوست دارند چون دلشان می گوید، دوست دارند چون گِل وجودشان از عشق است به همین آسانی، به همین آسودگی... نه سیاست این زمانه را از حفظند، نه طریق شکستن می دانند ونه خیانت سرشان می شود. نمی توانند لحظه ای بیش، دل - [یه دوست خوب](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/31/یه-دوست-خوب/) - ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ؛ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﺖ ﻣﺜﻞ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭمی کنه .. ﺍﻣﺎ ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ؛ ﺩﺭِ ﯾﺨﭽﺎﻟﺘﻮ ﺑﺎﺯ می کنه ﻭﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ می کنه .. یه ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ؛ ﻫﺮﮔﺰ ﮔﺮﯾﻪ ﺗﻮ ﻧﺪﯾﺪﻩ .. ﺍﻣﺎ ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ؛ ﺷﻮﻧﻪ ﻫﺎﺵ ﺍﺯﺍﺷﮑﺎﯼ ﺗﻮﺧﯿﺴﻪ .. ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ؛ ﺍﺳﻢ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﭘﺪﺭﻭﻣﺎﺩﺭ ﺗﻮ ﻧمی دﻭﻧﻪ .. ﺍﻣﺎ ﯾﻪ - [بیست یا سی سالگی .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/30/بیست-یا-سی-سالگی/) - بيشتر مردم در حقيقت در بیست يا سی سالگی می ميرند و اگر چه به ظاهر زنده می مانند، اما ديگر چيزی ياد نمی گيرند و انعكاسی از گذشته ی خود می شوند و در سال های بعدی خودشان را تكرار می كنند و ماشين وار آنچه را كه بيش از بیست يا سی سالگی - [محاکمه عشق !](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/25/محاکمه-عشق/) - جلسه محاكمه عشق بود و عقل قاضی ، و عشق محكوم .... به دلیل تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند ! قلب شروع كرد به طرفداری از عشق ، آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش - [شور و شعور ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/28/شور-و-شعور/) - ﺩﻭ ﺗﺎ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺭﺍ ﻣﺮﺩﻡ ، ﻋﻮﺍﻡ ، ﻧمی توﻧﻦ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺳﻮﺍ ﮐﻨﻦ ؛ ﯾﮑﯽ "ﺷﻮﺭ ﻣﺬﻫﺒﯿﻪ" ؛ ﯾﮑﯽ " ﺷﻌﻮﺭ ﻣﺬﻫﺒﯿﻪ ..." ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺗﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ ، ﺩﻭ ﺗﺎ ﻣﻘﻮﻟﻪ ﯼ ﺟﺪﺍﺳﺖ ، ﺍﻭﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﻮﺭ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺧﯿﺎﻝ می کنه ﺷﻌﻮﺭ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻩ ؛ ﻭ ﭼﻮﻥ - [فعل مخصوص](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/24/فعل-مخصوص/) - "راه" رفتنی ست ... "در" بستنی ست ... "حرف" زدنی ست ... "غصه" هم خوردنی... هر چیز در زندگانی با فعل ِ مخصوص به خود تعریف می شود... مثل راهی که باید رفت و دری که باید بست و حرفی که باید زد ، غصه را هم باید خورد ... خوردنی را باید خورد دیگر - [رفیق من : ](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/21/رفیق-من/) - همیشه رو به نور بایست , اگرمی خواهی تصویر زندگی ات سیاه نیفتد .. همیشه خودت را نقد بدان , تا دیگران تورا به نسیه نفروشند .. سعی کن استاد تغییر باشی ، نه قربانی تقدیر .. در زندگیت به کسی اعتمادکن ، که به او ایمان داری نه احساس .. و هرگز بخاطر مردم - [به یاد هم باشیم شاید فردا ..... !](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/20/به-یاد-هم-باشیم-شاید-فردا/) - مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید، هیچکس به او کار نمی داد ! همه می گفتند : تو به هیچ دردی نمی خوری! یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی شب گم شده بودند ، مداد سفید تا صبح ماه کشید، مهتاب کشید، و آنقدر ستاره کشید، که کوچک و کوچکتر - [زندگی کن و لذت ببر](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/19/زندگی-کن-و-لذت-ببر/) - شکسپیر گفت: من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم، انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز .. خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و .. قبل از اینکه صحبت کنی ، گوش کن - [یک تمرین ساده](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/17/یک-تمرین-ساده/) - با ترس و نگرانی لحظه ناب اکنون را از دست می دهیم . از همین لحظه هر گاه احساس ترس و یا اضطراب به سراغت آمد، به جای همدلی و همنشینی با آن از خود این سئوال کلیدی را بپرس : آیا احساسی که دارم مربوط به این لحظه من است یا مربوط به ثانیه - [می کشتند و می کشند .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/30/می-کشتند-و-می-کشند/) - زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است، زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است، زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است، زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است، زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است، زمان پسرش می‌کشتند که خرابکار است ، امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و فردا - [حس تنهایی ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/15/حس-تنهایی/) - گاهی سکوت می کنی، چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی .... گاهی سکوت می کنی، چون واقعا حرفی برای گفتن نداری .... سکوت گاهی یک اعتراضه و گاهی هم، انتظار ... اما بیشتر وقتها سکوت برای اینه که : هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه و - [لحظه ها .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/10/لحظه-ها/) - لحظه هایی هستند که هستیم چه تنها، چه در جمع، اما خودمان نیستیم ! انگار روحمان می رود، همانجا که می خواهد، بی صدا، بی هیاهو ! همان لحظه هایی که راننده ی آژانس می گوید : رسیدین ! فروشنده می گوید : باقی پول را نمی خواهی؟ راننده تاکسی می گوید : صدای بوق - [آیا خدا جهان را ساخته است؟ ](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/09/آیا-خدا-جهان-را-ساخته-است؟/) - هنگامی که به عمقِ اتم سفر می کنیم با یک سری پروتون مواجه می شویم که هر وقت که می خواهند "خود به خود" به وجود می آیند و به خودیِ خود، هر وقت که می خواهند نابود می شوند. ما آن را "مکانیک کوانتوم" نام گذارده ایم. قوانین طبیعت به ما می گویند که - [اشارت عشق](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/08/اشارت-عشق/) - هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد، ‌از پی‌اش بروید،‌ هرچند راهش سخت و ناهموار باشد. هنگامی که بال‌هایش شما را در بر می‌گیرد، ‌تسلیمش شوید،‌ گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروح‌تان کند. وقتی با شما سخن می‌گوید باورش کنید،‌ ... گرچه ممکن است صدای رؤیاهاتان را پراکنده سازد،‌ همان گونه که - [فقط ماییم که میریم بهشت !](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/07/فقط-ماییم-که-میریم-بهشت/) - توریستی از ایران که به اسپانیا سفر کرده بود، خاطره جالبی رو تعریف کرد: می گفت : در یکی از روستاهای اسپانیا وارد قهوه خانه ای شدم و برای خود و همراهم قهوه سفارش دادم . در حالی که روی میز منتظر سفارشمان بودیم، در کمال تعجب دیدیم که بعضی از مشتریان جلوی پیشخوان آمده - [دلم برای یه نفر تنگ شده](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/04/دلم-برای-یه-نفر-تنگ-شده/) - کبریت های سوخته هم روزی درخت های شادابی بودند مثل ما که روزگاری می خندیدیم قبل از اینکه عشق روشنمان کند. - [کاویدن در غم ها](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/02/کاویدن-در-غم-ها/) - روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟ خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟ آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده‌ام و می‌خواهم روز وفات آنها بروم - [ما فقط نمی دانستیم .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/04/03/ما-فقط-نمی-دانستیم/) - ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﮐﺎﻣﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺣﻔﻆ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﮐﺎﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﺍﺳﺖ ... ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﯿﻢ؛ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ... ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻫﻤﻪﯼ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﻮﺩ؛ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﭼﻪ - [کاش نمی فهمیدیم ! ! !](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/28/کاش-نمی-فهمیدیم/) - می خواهم کمی بفصیل برایت بنویسم، اگر حال خواندن نداری....از همین سطر نخست بی خیال شو! دیروز حال غریبی داشتم عصر، پای پیاده از منزل دور شدم به جایی شلوغ و پر ازدحام رفتم چه ها می شود دید؟ بدون شک تو هم تجربه کرده ایی و می دانی! اما من دیدم که آفتاب عصر - [عشق میل به خود ویرانگری دارد](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/25/عشق-میل-به-خود-ویرانگری-دارد/) - وقتی کسی در زندگی ات نباشد، همه ش یک دغدغه داری، غصه ی نبودن کسی در حیاط خلوت زندگی. اما وقتی کسی می آید، هزار دغدغه همراه ش می آید سراغت، همه ش دلهره داری، می ترسی، ترس از دست دادنش، دلهره نبودنش، رفتن و برنگشتنش. آدمیزاد اما همیشه دومی را می خواهد، که کسی - [آدمها ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/26/آدمها/) - آدمها باعث می شن از یه سری رفتارهای قشنگت دست بکشی، باعث می شن از داشتن یه سری رفتارهای قشنگت ناراحت بشی، آدمها باعث می شن با یه سری احساسات قشنگت بجنگی، باعث می شن از یه سری فکرهای قشنگت پشیمون بشی، آدمها باعث می شن که خودتو مجبور کنی دنبال حس های قشنگت نری، - [و یک سال بعد ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/18/و-یک-سال-بعد/) - [گاهی ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/13/گاهی/) - گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی ! گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی، اما سکوت می کنی ! گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات ! گاهی دلت نمی خواهد، دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که ! - [بچه که بودیم .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/12/بچه-که-بودیم/) - شاید ما به سرعت از بچگی هامون دورشدیم، کوچیک که بودیم چه دلای بزرگی داشتیم، حالا که بزرگیم چه دلای کوچیکی... کاش دلامون به بزرگیه بچگی بود، کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم، کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود، کاش قلبها در چهره بود، حالا اگر فریاد هم بزنیم کسی - [گاهی خودت را زندگی کن](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/11/گاهی-خودت-را-زندگی-کن/) - ساده باش اما ساده قضاوت نکن، نیمه ی پنهان آدم ها را ! ساده زندگی کن، اما ساده عبور نکن، از دنیایی که تنها یکبار تجربه اش می کنی ! ساده لبخند بزن، اما ساده نخند به کسی که، عمق معنایش را نمی فهمی ! ساده بازگرد، اما هرگز برنگرد به دنیای کسی که به - [کمی انــــــــــــــــسان باشیم ... ](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/10/کمی-انــــــــــــــــسان-باشیم/) - کمی دنبال نگاه های معصوم و پاک باشیم. کمی دنبال دست ها و صورت های خسته و رنج کشیده باشیم. کمی هم دنبال حرف های ساده باشیم... بیایید بجای سوق دادن نگاه ها و ذهن یکدیگر به سمت های نامشخص و هرز، دلهای یکدیگر را به سمت مهربانی، صداقت، سادگی و تمام خوبی هایی که - [بعضی ها ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/09/بعضی-ها/) - بعضی ﻫﺎ ﺍﺻﻼ می آیند، ﮐﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺍﺻﻼ می آیند، ﮐﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﺩﻟﺖ ﺳﺨﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼِ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺧﻮﺏُ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﻭﯾﺎ ﭘﺮﺩﺍﺯﺍﻧﻪ ﺷﺎﻥ. ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ می آیند، ﮐﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﯼ ﮐﻨﻨــﺪ می آیند، ﻭ ﺑﻌﺪﺍ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺘﯽ می آیند، ﻭ ﺗﻮ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﭘﺎ ﺭﻭﯼِ - [وقتی‌ هیچ‌ کسی نبودم .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/08/وقتی‌-هیچ‌-کسی-نبودم/) - کتابش رو بستم. جامدادی رو که چند دقیقه پیش از شدتِ عصبانیت پرت کرده بودم برداشتم. مداد هاش رو یکی‌ یکی‌ گذاشتم سر جاش. کنارش نشستم، بغلش کردم. بوسیدمش. سرش رو بوسیدم، موهای عرق کرده‌اش رو، پیشونیش رو، گونه ی بر افروخته‌اش رو. گفتم : نمیخوام هیچی‌ بشی‌ ! نمی‌خوام دکتر و مهندس بشی‌ ! - [گاهی بعضی ها .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/07/گاهی-بعضی-ها/) - گاهی بعضی ها با ما جور در می آيند، اما همراه نمی شوند، گاهی نيز آدم هايی را می يابيم كه با ما همراه می شوند اما جور در نمی آيند. برخی وقت ها ما آدم هايی را دوست داريم كه دوستمان نمی دارند، همان گونه كه آدم هايی نيز يافت می شوند كه دوستمان - [زندگی را نخواهیم فهمید اگر ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/06/زندگی-را-نخواهیم-فهمید-اگر/) - زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم، فقط چون در کودکی وقتی خواستیم، گل ‌سرخی را بچینیم، خاری در دستمان فرو رفته است ! زندگی را نخواهیم فهمید، اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم - [خاطرات ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/05/خاطرات/) - آدم است دیگر گاهی برمی گردد، هی به پشت سرش نگاه می کند به راهی که آمده، مسیری که گذرانده، هی روزهای رفته را مرور می کند، تمام صحنه ها را سکانس به سکانس می آورد جلوی چشمش، یادش می رود قصه تمام شده، از این فصل رفته فصل دیگر، هی گذشته را ورق می - [اینک ای آدمیان گردهم آیید... ](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/04/اینک-ای-آدمیان-گردهم-آیید/) - روزی است که همیشه دور از دسترس مانده. روزی است که همیشه در سرزمین «ای کاش ها» ما جا مانده. روزی است که به شب پایان می دهد؛ به جهل، به فقر و به جنگ پایان می دهد. روزی است که در طول تاریخ، زنان و مردانی عاشق و آزاده، بابت طلوع خورشیدش، خون دل - [ماندن](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/03/ماندن/) - ماندن همیشه خوب نیست . . . رفتن همیشه بد نیست . . . گاهی رفتن بهتر است، گاهی باید رفت . . . باید رفت تا بعضی چیزها بماند. . . اگر نروی هر انچه ماندنیست خواهد رفت . . . اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی - [چهار گام بسوی عشق ](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/02/چهار-گام-بسوی-عشق/) - مرحله اول "حضور در لحظه" است، زیرا عشق تنها در حال ممکن است. دومین قدم این است که "یاد بگیری چگونه سموم وجودت را به شهد تبدیل کنی". عشق بسیار شکننده است اَیا با وجود خشم و تنفر و حسادت عشق می تواند جان سالم بدر ببرد؟ مرحله ی سوم "تقسیم کردن و بخشیدن" است. - [انتظار ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/03/01/انتظار/) - من همیشه خوشحالم، می دانی چرا؟ چون از هیچکس انتظاری ندارم. انتظارها همیشه پایان بدی دارند. زندگی کوتاه است، زندگیت را دوست بدار، شاد باش، لبخند بزن و به یاد داشته باش، قبل از صحبت کردن، گوش کن. قبل از نوشتن، فکر کن. قبل از آزردن، دیگری را هم در نظر بگیر. قبل از تنفر، - [گذشت ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/31/گذشت/) - شبی مار بزرگی وارد دكان نجاری می شود برای پیدا كردن غذا. عادت نجار این بود كه موقع رفتن بعضی از وسایل كارش را روی میز بگذارد. آن شب هم اره كارش روی میز بود. همینطور كه مار گشتی می زد، بدنش به اره گیر می كند و كمی زخم می شود. مار خیلی ناراحت - [زمان](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/29/زمان/) - یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد، اما وقتی زمانش برسد، فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است. زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند. در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید. شاید امروز قدرتمند باشید، اما یادتان باشد، زمان از شما قدرتمندتر است. از - [نثار عشق](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/28/نثار-عشق/) - آدمهایی که منتظرند به همان اندازه عشق دریافت کنند که می بخشند، به شدت آسیب خواهند دید. زیرا عشق را نه می شود وزن کرد، نه می توان به قطعات کوچک تبدیل کرد و توزیع کرد و نه می شود با قطره چکان به خورد مردم داد. آدمها با هم متفاوتند هر کدام با امکانات، - [رفتار ما ](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/27/رفتار-ما/) - ماهیمون هی می خواست یک چیزی بهم بگه، تا دهنشو باز می کرد آب می رفت تو دهنش، نمی تونست بگه... دست کردم تو آکواریوم درش آوردم، شروع کرد از خوشحالی بالا و پایین پریدن، دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو، اونقد بالاو پایین پرید، خسته شد ... ! خوابید ! ! ! دیدم بهترین - [روز پدر](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/23/پدر/) - غریب به یک سالی است که پدرم رفت ...... ولی یادش هست .... و آخرین نگاهش .... در واپسین شب .... کاش یک لحظه صدای نفسش باز آید .... دور دست نظرم چهره او را می بینم .... او به من لبخند می زند.... یاد آخرین کلامهای او می افتم.... هر کجا هم باشی .... - [چند یادآوری مفید](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/26/چند-یادآوری-مفید/) - منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباشید, اشکهایت را با دستهای خودتان پاک کنید؛همه رهگذرند ! زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند، پس مراقب حرفهایتان باشید! به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند بی اعتنا باشید، آنها به همان جا تعلق دارند، یعنی دقیقا"پشت سر شما - [شکستن آدمها](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/25/شکستن-آدمها/) - ﺁﺩﻡﻫﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽﺷﮑﻨﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻦﺷﺎﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺗِﻖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﻼﻧﯽ ﻓﻼﻥ ‌ﺭﻭﺯ ﻓﻼﻥ ‌ ﺟﺎ ﺷﮑﺴﺖ ! ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﺑﺸﻮﺩ ﺩﯾـﺪ، ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩﻫﺎﯼ ﻳﻬﻮیی ﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ ﺟﻤﻊ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﺗﻮﯼ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ، ﺍﺯ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺩﺭ - [سکوت](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/24/سکوت/) - وقتی سکوت می کنیم ، دست کم می گیرند ما را ... ولی نمی دانند فراتر از آنچه می گوییم ، می دانیم. زیادتر از آنچه به زبان می آوریم ، می اندیشیم و بیشتر از آنچه به نظر می آییم ، می فهمیم !... مشکل از ما نیست ، از نفهمی بعضی هاست. "داستایوفسکی" - [تنهایی ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/21/تنهایی/) - تنهایی اساسا" از نبودن کسی شروع می شود که باید باشد و نیست، یک حقیقت تلخ است که می خورد وسط پیشانی آدم و کاریش هم نمی شود کرد. تنهایی حقیقتی ست که توی بغض هامان گم کردیم، همان بغضی ست میان سینه که نه بالا می آید لامصب، نه پایین می رود لعنتی. تنهایی - [صبر ](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/22/صبر-2/) - صبوری مهم ترین چیز است در حیات معنوی انسان. ای بسا كه انسان پس از كشت دانه باید منتظر بماند! در ابتدا همه تلاش ها بیهوده به نظر می رسد. به نظر چیزی اتفاق نخواهد افتاد ! و آنگاه یك روز انتظار به پایان می رسد و واقعیت نمایان می شود. دانه می شكافد، از - [گاندی خطاب به معشوقه اش](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/20/گاندی-خطاب-به-معشوقه-اش/) - خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ... زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم. تو ، نباید آن کسی باشی که من می خواهم ، و من نباید آنکسی باشم که تو می خواهی . کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا - [دیگران را بفهمیم ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/19/دیگران-را-بفهمیم-2/) - اگر کسی بیش از حد می خندد،حتی به مسائل خیلی ساده و معمولی؛ او از درون به شدت اندوهگین است. اگر کسی بیش از حد می خوابد، مطمئن باشید که او احساس تنهایی می کند. اگر کسی کمتر حرف می زند و یا در زمان حرف زدن بسیار سریع صحبت می کند؛ این بدان معنیست - [اوبونتو](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/18/اوبونتو/) - یک پژوهشگرانسان شناس، در آفریقا، به تعدادی از بچه های بومی یک بازی را پیشنهاد کرد. او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد، آن میوه های خوشمزه را برنده می شود. هنگامی که فرمان دویدن داده شد ، آن بچه ها دستان هم - [انتخاب... ](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/17/انتخاب-3/) - کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی - [کارما ](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/16/کارما/) - 1- آنچه که به بیرون می فرستید ..... به شما برمی گردد، 2- آنچه را می کارید ..... درو می کنید، 3- آنچه می دهید ..... می گیرید، 4- آنچه در دیگران می بینید ..... در خودتان وجود دارد، 5- قضاوت نکنید ..... تا در موردتان قضاوت نشود، 6- عشق باشید ..... مورد عشق واقع - [یک .......](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/15/یک/) - یک درخت می تواند شروع یک جنگل باشد، یک لبخند می تواند آغازگر یک دوستی باشد، یک دست می تواند یاری گر یک انسان باشد، واژه می تواند بیانگر هدف باشد، یک شمع می تواند پایان تاریکی باشد، یک خنده می تواند فاتح دلتنگی باشد، امید می تواند رافع روحتان باشد، یک نوازش می تواند - [اگر پیامبر بودم .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/14/اگر-پیامبر-بودم/) - من اگر پيامبر بودم، رسالتم شادمانى بود، بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن كودكان ... نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده مي دادم ... تنها مى آموختم انديشيدن را و "انسان" بودن را ... چارلی چاپلين - [بضاعت دانش](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/13/بضاعت-دانش/) - هر کسی در حد بضاعت و دانش خود برای خویش دنیایی ساخته .... آنگونه که می خواهد .... گاه می اندیشم دنیای واقعی جای دیگریست! نه آنگونه که ما می خواهیم .... بلکه آنگونه که هست ... و تنها وارستگان از اندیشه و علم ، مجاز.... قادر به درک آنند !!! می دانی چه می - [ظاهر](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/12/ظاهر/) - ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ . ﺩﻭﻣﯽﮔﻔﺖ : ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ . ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ، ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ - [قوانین زیبای زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/11/قوانین-زیبای-زندگی/) - قانون یكم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست. قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی كرده‌اید كه "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این - [فرصت رو غنیمت شمارین](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/10/فرصت-رو-غنیمت-شمارین/) - اگه بگن یه روز واسه زندگی کردن فرصت دارین ، اگه اعلام کنن دنیا داره تموم می شه، تمام خطوط تلفن اشغال می شه، واسه دوستت دارم گفتن ها . یعنی در آخرین لحظات تازه به اون کسی که واقعا دوستش داریم ابراز علاقه می کنیم ! در همان یك روز دست بر پوست درخت - [برای ماندگارها تلاش کنیم](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/09/برای-ماندگارها-تلاش-کنیم/) - فردی که متوجه مردن خود شده بود خدا را دید که نزدیک می آید با یک چمدان در دست ! خوب فرزندم، زمان رفتن فرا رسیده ! مرد با تعجب گفت : قربان به همین زودی ! کلی نقشه داشتم که ناتمام مونده ! متأسفم وقت وقت رفتنه. در آن چمدان چه دارید ؟ هرآنچه - [اعتقاد](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/08/اعتقاد/) - اعتقاد، انکار حقیقت است. به خدا اعتقاد داشتن خداجویی نیست. نه معتقدین و نه غیرمعتقدین خدا را نخواهند یافت. چون واقعیت ناشناخته است و اعتقاد انسان یا عدم اعتقاد او چیزی است شناخته شده و فرافکنی صرف است، بنابراین حقیقت به شمار نمی آید. می دانم که شما معتقدید و این را هم می دانم - [دوباره سلام](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/06/دوباره-سلام/) - دوست داشتن ساده است. همانقدر که نفرت دشوار است. همیشه میان خودمان و همه آدمهایی که می توانیم دوست بداریم، خودمان مانع می شویم. با زخم های مان که از سالها قبل بر تن مان نشسته، با زبان تلخی که زخم می زنیم بر تن دیگران. با دستی که دراز نمی کنیم برای فشردن دستی - [وقتی ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/07/وقتی-2/) - وقتی می توانستم صحبت كنم، گفتند گوش كن... وقتی می توانستم بازی كنم مرا كاركردن آموختند... وقتی كاری پیدا كردم ازدواج كردم... وقتی ازدواج كردم بچه ها آمدند... وقتی آنها را درك كردم مرا ترك كردند... وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی كنم زندگی تمام شد .... شكسپیر - [هرگاه .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/05/هرگاه/) - هرگاه کسی خشم داشت بدانید که: به نوازش و کلام مهرآمیزی نیازمند است. هرگاه کسی نومید بود آگاه باشید که : به کلماتی که سپاس او را ابراز کنند محتاج است. و هرگاه کسی حسد می‌ورزید :نیاز دارد دیده شود. اگر کسی شاکی و گله مند بود : نیاز دارد شنیده شود. اگر کسی تلخ - [قضاوت](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/04/قضاوت-2/) - پشت سرم حرف بود، حدیث شد ! می ترسم آیه شود ! سوره اش کنند به جعل ! بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل ! ! ! قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی، کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن. از خیابانها، کوهها و - [داستان زندگی .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/02/داستان-زندگی-2/) - بعضی وقتها دلت می خواهد داستان زندگی تو هم قصه توی کتابی بود ، کتابی چند جلدی چند فصلی، " برباد رفته " مثلا، گاهی دستت می گرفتی، ورقش می زدی، برمی گشتی به فصل های قبل تر، آدمهای بیخود توی قصه ات را پیدا می کردی، برایشان توضیح می دادی چقدر عمرت را بیهوده - [امکان ندارد ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/01/امکان-ندارد/) - همه ی مردانی که جنس مونث را کمتر از جنس مذکر می دانند، از خانواده هایی می آیند که در آنها "مادر" نقش کمرنگ و ضعیفی داشته است. افراد مردسالار ، در زندگی شخصی خود الگویی از زن موفق ندیده اند ! بیشتر آنها مادرانی با کمترین میزان تحصیلات و درجه اجتماعی را داشته اند. - [زندگی کوتاه است](https://www.weblog.videography.ir/1393/02/03/زندگی-کوتاه-است/) - این زندگی از آن توست. هرآنچه دوست داری انجام بده و آنرا به کرّات انجام ده. اگر چیزی را دوست نداری تغییرش بده. اگر شغلت را دوست نداری، ترکش کن. اگر وقت کافی نداری، از تماشا کردن تلویزیون خودداری کن. اگر عشق زندگی ات را جستجو می کنی، دست نگه دار! آن زمان که تو - [آماده دویدن](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/12/آماده-دویدن/) - هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار می شود، که می داند باید از شیر تندتر بدود ، تا طعمه او نگردد ، و شیری که می داند، باید از آهوئی تندتر بدود، تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب، با تمام توان آماده دویدن - [ایستادگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/14/ایستادگی/) - اگر درد را احساس کردی ، زنده ای ... اما اگر درد و محنت دیگران را احساس کردی ، انسانی. دنبال تغییر دادن جهان نباش ! بلکه ذهنت را نسبت به جهان تغییر بده. برای آنچه که اعتقاد دارید، ایستادگی کنید، حتی اگر هزینه اش تنها ایستادن باشد. آلبر کامو - [عقل و عشق](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/23/عقل-و-عشق/) - اگر با دلت چیزی یا كسی را "دوست داری " زیاد جدی نگیر ! چون ارزشی ندارد ! زیرا كار دل دوست داشتن است . همانند چشم، كه كارش دیدن است. اما اگر روزی با " عقلت " كسی را دوست داشتی، اگر عقلت عاشق شد، بدان كه چیزی را تجربه می كنی كه اسمش - [حق عاشق شدن](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/24/حق-عاشق-شدن/) - عشق مگر حتما باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاده حق عاشق شدن، عاشق بودن بدهد؟ گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آنرو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می - [حرف دل](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/25/حرف-دل/) - گاهی باید حرف نزد ! باید سکوت کرد و در سکوت فکر کرد، به آدم ها .... به حرف هایشان .... به رفتن ها وآمدن هایشان .... به حرف هایی که دارند و نمی گویند…. به حرف هایی که ندارند و می گویند..... به روزها…. روزهایی که می آیند و نمی دانی از آنها چه - [اندیشیدن ......](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/27/اندیشیدن/) - اندیشیدن به اندیشیدن دیگران؛ ترسیدن از اندیشیدن دیگران درباره ی تو؛ این حد بی خودی است. که تو در خود چندان جلف و سبك شده ای، كه بیم داری از اینكه دیگران چگونه به تو خواهند اندیشید، هم از این رو هیچت در اندیشه نیست ! جز اینكه به طبع دل دیگران خود را برقصانی - [دلزدگی ما آدمها](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/09/دلزدگی-ما-آدمها/) - قطعا شغل، نگرانی و گرفتاری، به وفور در سراسر زندگی همه وجود دارد. اما اگر تمام خواهش ها به محض برانگیخته شدن برآورده شوند، انسانها چگونه در زندگی خود مشغول باشند و وقت خود را بگذرانند؟ تصور کنید نژاد بشر به مدینه فاضله نقل مکان کند، جایی که هرچیزی خود به خود به ثمر برسد - [فقر ادراک !](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/10/فقر-ادراک/) - بدترین مصیبت فقر هست ! اما فقر کلا 2 حالت داره : یکی فقر مالی که گاهی از نوع پوشش افراد معلوم می شه و بیشتر به خود فرد آسیب می رسونه تا دیگران ! نوع دوم خیلی بدتر هست و با نوع پوشش معلوم نمی شه و به خود فرد آسیب نمی زنه ، - [بزرگترین درس](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/11/بزرگترین-درس/) - بزرگترین درسی که از مردم یاد گرفتم این بود که: همه تا زمانی کنارت هستند که نفعی براشون داشته باشی، کارشون که باهات تموم شد ، می ندازنت دور ! کسی هم که ننداختت دور ، حتما عاشقته و باید هواشو داشته باشی و بهش توجه کنی. "احمد شــــاملو" - [بدون درب زدن .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/29/بدون-درب-زدن/) - بعضی ﻭﻗﺘﻬﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭب ﺯﺩﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ می شن ! آﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯمی کنی می بینی ﯾﻪ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺪﻥ ! ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ می شن ! ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎﻡ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ، ﺑﺎ ﺗﻮ می باﺭﻥ ! ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﯼ ! ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻮﺩﻧﺸﻮﻥ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﺕ ﭘﺮﺭﻧﮕﻪ، ﮐﻪ - [داشتن ها و نداشتن ها ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/28/دشاتن-ها-و-نداشتن-ها/) - "داشتن‌ها" همیشه به انسان کمک نمی‌کنند؛ گاه این "نداشتن‌هاست" که موجب خلق آثار می‌شوند: آ» : «آرامش» وقتی به سراغت می‌آید که «تلاش» کرده باشی. ا» : «اعتماد به ‌نفس» یک «سرمایه» است نه یک «کلمه« ! ب» : برای «بهتر» شدن زندگی‌ات، «بهتر» فکر کن! « پ» : چرکنویس‌های زندگی‌ات گاهی به «پاکنویس» احتیاج - [گابريل گارسيا ماركز ](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/30/گابريل-گارسيا-ماركز/) - اینکه اغلب بخندی و زیاد بخندی ، اینکه هوشمندان به تو احترام بگذارند و کودکان با تو همدلی کنند ، اینکه تحسین منتقدان منصف را بشنوی و خیانت دشمنان دوست نما را تحمل کنی ، اینکه زیبایی را درک و تحسین کنی ، در دیگران بهترین ویژگی ها را ببینی و بیابی ، و دنیا - [من کیستم ؟](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/31/من-کیستم-؟/) - من« دوشیزه مکرمه» هستم، وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود، من «همسری مهربان و مادری فداکار» هستم، وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش! البته تا چهلم ! آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند ! من «زوجه» هستم، وقتی - [اسارت آدمیزاد!](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/26/اسارت-آدمیزاد/) - مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود. ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است. کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟ جواب داد: برای اسارت آدمیزاد ! طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ، طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند، - [آنچه در دل ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/22/آنچه-در-دل/) - روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از - [چه برسرمان آمده ؟](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/21/چه-برسرمان-آمده-؟/) - بدون اهمیت روزها را می گذرانيم ، کم می خنديم ... تند رانندگی می کنيم ... زود عصبانی می شويم ... زود قضاوت می کنیم ... برای اثبات خود ، پشت سر دیگران بدگویی می کنیم ، تا ديروقت بيدار می مانيم ، خسته از خواب برمی خيزيم ، کم مطالعه می کنيم ... بیشتر - [با عشق زندگی کن ](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/20/با-عشق-زندگی-کن/) - شخصی بود که تمام زندگی‌اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود و وقتی از دنیا رفت همه می‌گفتند: به بهشت رفته‌است. آدم مهربانی مثل او حتماً به بهشت می‌رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود. استقبال از او باتشریفات مناسب انجام نشد! دختری که باید او را - [رقصیدن با زندگی ....!](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/19/رقصیدن-با-زندگی/) - گاهی بادهای شدید بر درختان چنان می‌وزند که آدمی خیال می‌کند هر لحظه، آن‌ها از ریشه به در خواهند آمد. اما درختان، خود را جمع کرده و تا حد ممکن خود را خم می‌کنند تا آن مصائب را از کنارشان بگذرانند و سپس باز می‌شوند و سرافراز می‌ایستند و همچنان به خدمت کردن و محبت - [فاصله مشکل یک فرد تا راه چاره آن! ](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/18/فاصله-مشکل-یک-فرد-تا-راه-چاره-آن/) - روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و از او پرسیدند: فاصله بین دچار مشکل شدن تا راه حل یافتن برای حل آن مشکل چقدراست؟ استاد اندکی تامل کرد و گفت: فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است! آن دو - [حرف های گفته نشده](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/17/حرف-های-گفته-نشده/) - می گــــذرند روزهایی که باید بگــــذرند و می مانند چــــیزهایی که باید بمانند ! و دگـــــرگــــون می شوند چیزهایی که باید دگرگون شوند، و در گـــــذر این ســـــکــوت مـــمتد آدم ها ، حــــــــرف ها جا می مانند، و فکـــــــــر ها دگرگون می شوند، و تو می شوی عابرِ ماندگار حرف های گفته نشده ...... - [ظاهر آدمها](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/16/ظاهر-آدمها/) - بعضی ها را ظاهرشان را بگیری، هیچ ندارند ! ظاهر هم كه ماندنی نیست، پس وای وای وای! گویند: هارون الرشید از بهلول می پرسد: من چقدر می ارزم ؟ بهلول می گوید: مثلاً فلان مبلغ ...... ! هارون می گوید: این كه گفتی فقط قیمت لباسهای من است ! بهلول نیز می گوید : - [فقر روحی](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/15/فقر-روحی/) - روزی مرد فقیری از بودا سوال کرد : "چرا من اینقدر فقیر هستم؟ بودا پاسخ داد: چونکه تو یادنگرفته ای که بخشش کنی ! مرد پاسخ داد : من چیزی ندارم که بتوانم از آن بخشش کنم ! بودا پاسخ داد: چرا ! محدود چیزهایی داری ! یک صورت که می توانی لبخند بر آن - [تماشای ذهن](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/13/تماشای-ذهن/) - ذهنت را برای چند روز تماشا کن و ببین که چه چیز بیشترین انرژی تو را صرف می کند؟ حسادت؟ شهوت برای قدرت؟ نفس؟ فقط آنچه را بیشترین انرژی تو را می گیرد تماشا کن و ویژگی اساسی خودت را خواهی یافت و این ، دشمن شماره یک توست ، چیزی که همیشه فکر می - [فراموشی ...](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/08/فراموشی/) - کسی گفت چیزی را از یاد برده ام . مولانا گفت : در این دنیا اگر همه چیز را فراموش کنی باکی نیست. تنها یک چیز را نباید از یاد برد. تو برای کاری به دنیا آمده ای که اگر آن را به انجام نرسانی، هیچ کاری نکرده ای. از آدمی کاری بر می آید - [تحمل کردن ....](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/07/تحمل-کردن/) - هنر تحمل کردن انسان‌ها را می‌توان با تحمل کردن اشیاء بی‌جان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکی‌شان با سرسختی سد راه ما می‌شوند، تمرینی که هر روز میسر است. وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم، می‌توانیم در مورد انسان‌ها نیز به کار گیریم. به این منظور، باید خود - [ریشه دار باش ](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/06/ریشه-دار-باش/) - ریـــشه ی تو، آگاهی توست یک سنگ به اندازه ای بالا می رود که نیرویی پشت آن باشد. با تمام شدنِ نیرو، سقوط و افتادن سنگ طبیعی است. ولی یک گیاه کوچک را نگاه کن!! که چطور از زیر خاک ها و سنگ ها سر بیرون می آورد و حتی آسفالت ها و سیمان ها - [و مامان .....](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/04/مامان/) - مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت: "من خسته ام و دیگه دیر وقته، میرم که بخوابم." مامان بلند شد، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد، سپس ظرف ها را شست، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد، قفسه ها را مرتب کرد، شکرپاش را - [اشک](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/05/اشک/) - اشک ها سرداران بی چون و چرای صورت اند! فرماندهان بی بدیلی که امر، امر آنهاست. کافی است اراده کنند، آنگاه بخندی، نخندی، برایشان فرقی نمی کند ! می آیند و می ریزند و می روند. مخصوصاً همان مواقع که عاجزانه از آنها می خواهی از تو فاصله بگیرند، بیشتر با تو صمیمی می شوند - [بی پدر ! ! !](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/23/بی-پدر/) - "" بی پــدر "" یه فُحش نیست ! یـــه درد ِ بزرگ ِ . . . . این حرف رو به هیچکس نزنید. ممنون . . . . - [گرگ ](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/03/گرگ/) - آدمها بر دو قسم اند : یا مادر زادی گرگ به دنیا می آیند و یا بره متولد می شوند!! گرگ ها همیشه گرگ می مانند، ولی بره ها یا در نهایت تبدیل به گوسفندی تمام عیار می شوند، و یا یاد می گیرند که چگونه گرگ شوند! قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگ بره - [مسئولیت ازدواج](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/13/مسئولیت-ازدواج/) - قبل از ازدواج و تصمیم به بچه دار شدن از خود بپرسید: آیا من انرژی و حوصله اینکه نزدیک به ۲۰ سال از عمرم را صرف انسان دیگری کنم را دارم؟ آیا امنیت شغلی و درآمد من این اجازه را به من می دهد که بتوانم همه ی نیازهای کودکم را تأمین کنم؟ آیا مشغله - [آرامش... ](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/16/آرامش/) - اگر خوشبختی را برای يک ساعت می خواهيد، چرت بزنيد. اگر خوشبختی را برای يک روز می خواهيد، به پيك نيك برويد. اگر خوشبختی را برای يک هفته می خواهيد، به تعطيلات برويد. اگر خوشبختی را برای يک ماه می خواهيد، ازدواج كنيد. اگر خوشبختی را برای يک سال می خواهيد، ثروت به ارث ببريد. - [تاوان دوست داشتن](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/15/تاوان-دوست-داشتن/) - زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبرک و گرفتن نصیحتی از پير دانا نزد او رفتند. پيرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند. او از مرد پرسید: تو چقدر همسرت را دوست داری!؟ مرد جوان لبخندی زد و گفت: تا سرحد مرگ او - [دنیا](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/03/دنیا/) - بازیچه بودن این دنیا را زمانی درک خواهی کرد، که از کف بدهی، هرآنچه را که فکر می کنی، بدون آن زندگی ممکن نیست... آنگاه، تنها آنگاه خواهی فهمید هنوز زند ه ایی، و هنوز آسمان آبی است... و لذت احساسی است بی قید و شرط... ترسِ از کف دادن، ریشه تمام رنج های بشری - [زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/02/زندگی-4/) - هرجا که باشید، همیشه در آغاز کارید. به همین دلیل، زندگی اینقدر زیبا، جوان و تازه است. به محض اینکه فکر کنید چیزی کامل شده است، مرده اید؛ کمال مطلق یعنی مرگ. کمال گرایان، در حال خودکشی اند. هیچ چیز به کمال مطلق نمی رسد. هیچ چیز نمی تواند به کمال برسد؛ زیرا زندگی جاویدان - [سال 1392](https://www.weblog.videography.ir/1393/01/01/سال-1392/) - سال 92 داری کم کم میری. تو این سال هدیه های زیادی بهمون دادی. بعضی ها از زندگیمون رفتن، بعضی ها به زندگیمون وارد شدن. اتفاقهای خوب خوشحالمون کرد، اتفاقهای بد ناراحتمون کرد. بعضی اوقات زندگی به دلخواه ما بود، ولی بعضی وقتها سر ناسازگاری داشتی. فارغ از خواست ما بهمون این فرصت را دادی - [دلایل قضاوت درباره دیگران](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/01/دلایل-قضاوت-درباره-دیگران/) - هیچوقت نمی‌توانید با قطعیت بدانید که چه چیز به دیگران انگیزه می‌دهد. اما می‌توانید چیزهایی در خودتان که می‌پذیرید یا قضاوتشان می‌کنید را دریابید. واکنش ما به اظهارنظرهای دیگران همیشه به قضاوت شخصی ما از خودمان و احساس کمبود یا قدرت شخصی مان بستگی دارد، نه فرد مقابل. اکثر قضاوت های دیگران از یکی از - [نگاهی به وبلاگ هفت ساله ](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/29/نگاهی-به-وبلاگ-هفت-ساله/) - اگه فرصتی بود می نویسم........ - [دیوانه](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/14/دیوانه/) - از ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : چه کسی ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ؟ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ خندید و ﮔﻔﺖ: "ﻋﺸﻘﻢ" ﺭﺍ .... ﮔﻔﺘﻨﺪ : "ﻋﺸﻘﺖ" ﮐﯿﺴﺖ ؟؟ ﮔﻔﺖ : "ﻋﺸﻘﯽ" ﻧﺪﺍﺭﻡ !! ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﺮﺍﯼ "ﻋﺸﻘﺖ" ﺣﺎﺿﺮﯼ ﭼﻪ کارها ﮐﻨﯽ....؟ ﮔﻔﺖ : ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺎﻗﻼﻥ ﻧمی شوﻡ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ...، خیانت نمی کنم... دور نمی زنم.... وعده - [مشق زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/08/مشق-زندگی/) - گاهی لیوان آب را زمین بگذارید. استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: ۵۰ گرم، ۱۰۰ گرم، ۱۵۰ گرم استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقا - [صبر](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/05/صبر/) - به گمانم صبر کردن هم آداب دارد، زمان دارد، اینطور نیست که از امروز شروع کنی تا قیام قیامت ادامه بدهی اش. صبر هم مثل دوی ماراتن است از یک نقطه شروع می شود، در یک نقطه باید تمامش کنی. حالا به خط پایان رسیدی، هی ادامه بدهی، هی سرعتت را کم و زیاد کنی، - [انسان باش](https://www.weblog.videography.ir/1392/12/04/انسان-باش/) - مذکر عزیز : " مرد " باش ! زمین به مرد بودنت نیـاز داره ! مرد باش ؛ نـــه فقط با جسمت ! مرد باش با نگاهت ، با احساست ، . . . ! مردونه حـرف بزن ، مردونه بخند ، مردونه گریه کن ، مردونه عشق بورز ، مردونه ببخش ، . . - [ زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1392/11/19/زندگی-3/) - مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دوراز خانه شان روییده بود: پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان وپسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فراخواند و از آنهاخواست که بر اساس آنچه دیده بودند - [انتقال از مشهد به سبزوار](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/19/انتقال-از-مشهد-به-سبزوار/) - [دوست داشتن](https://www.weblog.videography.ir/1392/11/08/دوست-داشتن/) - دوست داشتن ساده است. همانقدر که نفرت دشوار است. همیشه میان خودمان و همه آدمهایی که می توانیم دوست بداریم، خودمان مانع می شویم. با زخم های مان که از سالها قبل بر تن مان نشسته، با زبان تلخی که زخم می زنیم بر تن دیگران. با دستی که دراز نمی کنیم برای فشردن دستی - [و چهل روز .......](https://www.weblog.videography.ir/1392/04/27/و-چهل-روز/) - [آرامگاه .....](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/20/4254/) - [ﻧﺎﻣﻪ ﺯﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﻫﻤﻮﻃﻨﺶ ](https://www.weblog.videography.ir/1392/01/04/ﻧﺎﻣﻪ-ﺯﻥ-ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ-ﺑﻪ-ﻣﺮﺩ-ﻫﻤﻮﻃ/) - ﻧﺎﻣﻪ ﺯﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﻫﻤﻮﻃﻨﺶ : ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮔﺬﺷﺘﻢ, ﮔﻔﺘﯽ :" ﻗﯿﻤﺘﺖ ﭼﻨﺪﻩ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ ؟ " ﺳﻮﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮔﺬﺷﺘﻢ, ﮔﻔﺘﯽ :" ﺑﺮﻭ ﭘﺸﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﯾﯽ ﺑﻨﺸﯿﻦ ! " ﺩﺭ ﺻﻒ ﻧﺎﻥ, ﻧﻮﺑﺘﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﭼﻮﻥ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺑﻮﺩ ! ﺩﺭ ﺻﻒ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﻧﻮﺑﺘﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﭼﻮﻥ ﻗﺪﺕ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺑﻮﺩ ! ﺯﯾﺮﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮ - [جیتکس](https://www.weblog.videography.ir/1389/09/26/4224/) - [easy-media med="4197"] - [بوسه زندگی !](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/24/بوسه-زندگی/) - شاید اگر آن روز تامسون کمی دیرتر خود را به همکارش می رساند، او دیگر به زندگی باز نمی گشت. به همین دلیل این عکس به "بوسه زندگی" معروف شد. - [بدون شرح 1 ](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/28/3985/) - [بدون شرح 2](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/01/بدون-شرح-2/) - [بدون شرح 3](https://www.weblog.videography.ir/1392/07/23/بدون-شرح-1/) - [به تو می اندیشم](https://www.weblog.videography.ir/1392/09/07/به-تو-می-اندیشم/) - به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا تو بمان با من تنها تو بمان جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب من فدای تو - [عشق فراموش نمی شود](https://www.weblog.videography.ir/1392/08/26/عشق-فراموش-نمی-شود/) - هر که گفته فـــــراموش می شود ! دروغ گفــته است ! بهــــانه آورده است ! تا شاید خـــودش را دلـــداری دهد ! فـــراموش نمی شود ! تا ابـــــد می ماند ! قصه دلـــدادگی و عــــاشقی ! حتی اگر متنــــفر شوی ! ببُــری ! دور شوی ! سایـــه اش را با تیــــر بزنی ! باز هـــم - [قاشق هاي دسته بلند زندگي](https://www.weblog.videography.ir/1387/01/11/قاشق-هاي-دسته-بلند-زندگي/) - یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟" خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد! - [شما استثنایی هستید](https://www.weblog.videography.ir/1387/01/07/شما-استثنایی-هستید/) - یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن یک اسکناس بیست دلاری شروع کرد . او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد ؟ دست ها بالا رفت . او گفت : من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم . - [تو فقط خوش بدرخش](https://www.weblog.videography.ir/1392/06/05/تو-فقط-خوش-بدرخش/) - روزی آهنگری جوان وارد دهکده شیوانا شد. او در کار خود بسیار ماهر بود و می‌توانست وسایل مختلف را با کیفیت خوب و قیمت مناسب بسازد و به مردم عرضه کند. در ابتدا فروش خوبی هم داشت اما به تدریج میل و رغبت مردم به خرید از او کاهش یافت و چند هفته که گذشت - [نگاه جالب یک زن به مردها](https://www.weblog.videography.ir/1392/06/01/نگاه-جالب-یک-زن-به-مردها/) - یک وقت هایی فکر می کنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمی کند. هیچ انجمنی با پسوند"... مردان" خاص نمی شود. مردها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلندگو دست گرفته اند و از حقوق و دردها - [درد دل خدا با ما](https://www.weblog.videography.ir/1392/01/03/درد-دل-خدا-با-ما/) - یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد. اما من هرگز حرف خدا - [نمی دانم کی نوشته .. ولی درود بر او](https://www.weblog.videography.ir/1392/01/02/نمی-دانم-کی-نوشته-ولی-درود-بر-او/) - از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را می دادم که چرا فوق لیسانس نمی گیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که کارشناسی ارشد مدیریت را - [و عید اول . . . ](https://www.weblog.videography.ir/1392/05/18/مراسم-عید-اول-مرحوم-پدر/) - بزودی ....... - [خروج از نیم قرن زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1392/05/19/تولدم-مبارک/) - بزودی ........ - [مشکل انسانها](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/24/مشکل-انسانها-3/) - واقعا مشکل خیلی از ما انسانها این است : همانقدر که مسخره می کنیم احترام نمی گذاریم همانقدر که اشتباه می کنیم تفکر نمی کنیم همانقدر که عیب می بینیم برطرف نمی کنیم همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم همانقدر که حرف - [شاید فردا زنده نباشیم . . .](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/22/شاید-فردا-زنده-نباشیم/) - بزودی ....... - [بهارخواب خاطرات . . . ](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/21/بهارخواب-خاطرات/) - بزودی ........ - [چیزی نمانده](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/17/چیزی-نمانده/) - چیزی به پایان یک خاطره ی عجیب نمانده... چیزی نمانده که من دیگر ، یکی دیگر نباشم... چیزی نمانده که من دیگر حتی من نباشم... آخ که چه سخته وقتی می خوای عادت ها رو با تمام خاطراتی که با اون ها داری ول کنی... هی می خوام ببینم چرا پرخاش گری هایی رو که - [مرگ زنگ می زند . . .](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/18/مرگ-در-می-زند/) - بزودی....... - [آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند](https://www.weblog.videography.ir/1392/03/20/آدم-ها-برای-هم-سنگ-تمام-می-گذارند/) - آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند. اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه... آن جا که در میان خاک خوابیدی؛ سنگ تمام را می گذارند و می روند ...! - [تو باید بفهمی](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/23/تو-باید-بفهمی/) - باید بفهمی وقتی دلت می گیره ... تنهایی ! باید عادت کنی که با کسی درددل نکنی !! باید درک کنی که هر کس مشکلات خودشو داره !! باید بفهمی وقتی ناراحتی ... دلتنگی ... یا بی حوصله ای ... هیچ کس حوصله ی تو رو نداره !! دیگه باید فهمیده باشی همه رفیق وقتای - [تفاوت](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/22/تفاوت/) - شیوانا در گوشه ای از بازار مشغول خرید بود. پسر جوانی با لباس رنگی و سر و صورتی که آرایشی عجیب داشت، در کنار او ایستاد و در حالی که سعی می کرد توجه دیگران را به خود جلب کند با صدای بلند به شیوانا گفت: استاد ! من می خواهم مثل بقیه نباشم . - [زندگی به تدریج اتفاق می افتد](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/21/زندگی-به-تدریج-اتفاق-می-افتد/) - اگر یک قورباغه تیزهوش و شاد را بردارید و داخل یک ظرف آب جوش بیندازید،قورباغه چکار می کند؟ بیرون می پرد! در واقع قور باغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست و باید برود! حالا اگر همین قورباغه یا یکی از فامیل هایش را بردارید و داخل یک ظرف آب - [حاج آقا](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/20/حاج-آقا/) - حاج آقا در راه بازگشت از حج بود که در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم می کند! نزدیک رفت و پرسید :چرا غذایت را به این حیوان نجس می دهی ? کودک سگ را بوسید و گفت :از نظر من هیچ حیوانی نجس نیست ! این سگ نه - [تفاوت نگاه ](https://www.weblog.videography.ir/1392/02/28/تفاوت-نگاه/) - یكی از اساتید دانشگاه خاطره جالبی را كه مربوط به سالها پیش بود نقل میكرد: "چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود كه یك كار گروهی برای دانشجویان تعیین شد كه در گروه های پنج شش نفری با - [زیباترین لحظات زندگی از نظر چارلی چاپلین](https://www.weblog.videography.ir/1392/01/10/زیباترین-لحظات-زندگی-از-نظر-چارلی-چاپل/) - To fall in love عاشق شدن To laugh until it hurts your stomach آنقدر بخندی که دلت درد بگیره To find mails by the thousands when you return from a vacation. بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری To go for a vacation to some pretty place. برای مسافرت به یک - [فرصت عشق ورزیدن ](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/18/فرصت-عشق-ورزیدن/) - به شیوانا خبر دادند که یکی از شاگردان قدیمی اش در شهری دور از طریق معرفت دور شده و راه ولگردی را پیشه کرده است. شیوانا چندین هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قدیمی رسید. بدون اینکه استراحتی کند مستقیماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در یک - [یکم مهربونی](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/19/یکم-مهربونی/) - چقدر دل ِ آدم میگیره وقتی حرفاش فهمیده نمیشه .. .. چقدر دل ِ آدم میگیره وقتی از خودگذشتگی هاش نادیده گرفته میشه .. .. چقدر دل ِ آدم میگیره وقتی احساس میکنه تلاش ِ بی نتیجه بوده همه کارهاش .. ... چقدر سخته که نه راه پیش داشته باشی و نه پس.. ... کاش - [و خدا دید](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/17/و-خدا-دید/) - دختری را دید آهنگی را گوش میکرد که می گفت . . . دنیا اگه تنهام گذاشت تو من و انتخاب کن . . . نزیک تر بهش شد آهسته آهسته قدم بر می داشت زیر لب پوس خندی می زد و چشمانش پر از اشک می شد دوباره محو آهنگش شد باور نمیکنم ولی - [قدرت ذهنی](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/16/قدرت-ذهنی/) - روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر - [زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/15/زندگی-2/) - امروز صبح که از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم : زندگی چه می گوید؟ جواب را در اتاقم پیدا کردم. کولر گفت : خونسرد باش. سقف گفت : اهداف بلند داشته باش. پنجره گفت : دنیا را خوب بنگر. ساعت گفت : هر ثانیه با ارزش است. آیینه گفت : قبل از هرکاری، به - [مشکل انسانها](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/14/مشکل-انسانها/) - واقعا مشکل خیلی از ما انسانها این است : همانقدر که مسخره می کنیم احترام نمی گذاریم همانقدر که اشتباه می کنیم تفکر نمی کنیم همانقدر که عیب می بینیم برطرف نمی کنیم همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم همانقدر که حرف - [نصایح زرتشت به پسرش](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/13/نصایح-زرتشت-به-پسرش/) - آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر قبل از جواب دادن فکر کن هیچکس را تمسخر مکن نه به راست و نه به دروغ قسم مخور خود برای خود، زن انتخاب کن به شرر و دشمنی کسی راضی مشو تا حدی که می توانی، از مال خود داد - [پسرک فقیر](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/09/پسرک-فقیر/) - در زمانهای قدیم پسرک فقیری در شهری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی - [الفباء زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/08/الفباء-زندگی/) - الف اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها ب بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم پ پویایی برای پیوستن به خروش حیات ت تدبیر برای دیدن افق فرداها ث ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها ج جسارت برای ادامه زیستن چ چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه ح حق شناسی برای تزكیه - [قانون بازگشت](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/07/قانون-بازگشت/) - مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید . مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و - [شــــــــــرط عــشــــق!! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/06/شــــــــــرط-عــشــــق/) - دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم می نالید. موعد عروسی فرا رسید. زن - [اصل موضوع را فراموش نکن ! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/05/اصل-موضوع-را-فراموش-نکن/) - مرد قوی هیکل ، در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند . روز اول 18 درخت برید، رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد. روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد ، ولی 15 درخت برید . روز سوم بیشتر کار کرد ، اما فقط - [رعیت و عتیقه فروش !! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/04/رعیت-و-عتیقه-فروش/) - عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن - [بز ! ! !](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/03/بز/) - روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو - [آرزوهای ویــکتور هوگو برای شما! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/02/آرزوهای-ویــکتور-هوگو-برای-شما/) - اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته - [ایــــــــمــــــــان ! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/01/ایــــــــمــــــــان/) - دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند. یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمیدانست. هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن - [وصیت اسکندر مقدونی ! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/29/وصیت-اسکندر-مقدونی/) - الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرمانده هان ارتش را - [زندگی چون پیچک است...](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/28/زندگی-چون-پیچک-است/) - هیچوقت شخصیت خودت رو برای كسی تشریح نكن، چون كسی كه تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره و كسی كه ازت بدش بیاد باور نمی‌كنه. وقتی دائم میگی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمیشی، وقتی دائم میگی وقت ندارم، بعد هیچوقت زمان پیدا نمی‌كنی. وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی، اونوقت فردای تو هیچ - [مغایرتهای زمان ما](https://www.weblog.videography.ir/1392/01/01/مغایرتهای-زمان-ما/) - ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر ! مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم ! متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی - [فــــقــــــر ! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/27/فــــقــــــر/) - فقر ... میخواهم بگویم ...... فقر همه جا سر می كشد ....... فقر ، گرسنگی نیست ..... فقر ، عریانی هم نیست ...... فقر ، گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان می كند ......... فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا - [عــــــــــاشـــــــــــــــــــق ! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/26/عــــــــــاشـــــــــــــــــــق/) - امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام ! شاهزاده گفت : زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است. امیر برگشت و دید هیچکس نیست ! شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!! عاشق به غیر نظر نمی کند. - [شـــــــــــــَــــــــک ! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/25/شـــــــــــــَــــــــک/) - هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ - [چهارشنبه سوری و تصادف و دگرش . . . .](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/30/چهارشنبه-سوری-و-دگرش/) - چهارشنبه ‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده ‌است. - [حسین پناهی از زبان خودش](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/24/حسین-پناهی-از-زبان-خودش/) - در کودکی نمی دانستم که باید از زنده بودنم خوشحال باشم یا نباشم چون هیچ موضع گیری خاصی در برابر زندگی نداشتم! فارغ از قضاوت های آرتیستیک در رنگین کمان حیات ذره ای بودم که می درخشیدم! آن روزها میلیون ها مشغله دلگرم کننده در پس انداز ذهن داشتم! از هیئت گل ها گرفته تا - [سرباز قهرمان](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/23/سرباز-قهرمان/) - Jospeh Schultz یک سرباز آلمانی در جبهه ی شرق بود. در بیستم جولای سال 1941، او به همراه 7 تن دیگر از همرزمانش به ماموریتی که گمان میکرد عادی است فرستاده شد. پس از یک راه پیمایی کوتاه، او و افراد گروه دریافتند که ماموریت با آنچه تا آن موقع انجام داده بودند به کلی - [لیلی خودش را به آتش کشید](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/22/لیلی-خودش-را-به-آتش-کشید/) - خدا گفت: زمین سردش است. چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟ لیلی گفت: من. خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت. سینه اش آتش گرفت.خدا لبخند زد. لیلی هم. خدا گفت: شعله را خرج کن. زمینم را به آتش بکش. لیلی خودش را به آتش کشید. خدا - [داستان زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/21/داستان-زندگی/) - مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود،کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد: (تمام اموالم را برای خواهرم مي‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران) اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاری کند.پس تکلیف آن همه - [روش زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/20/روش-زندگی/) - دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند... اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند ! پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم، فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد... آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه - [آن فرشته كو؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/18/آن-فرشته-كو؟/) - يک فرشــــــــته داشت می دويد توی کوچــــــــه های آســــــمان روی سنگـــــفرش کهکـــــــشان می دويد و هرکجا که می رسيد با گچ ستاره ها عکس يک شـــــــهاب می کشيد می دويد و خنــــده هاش نور بود غصــــــه را بلـــــــــــد نبـــــــود غصــــــه از بهشـــــت دور بــود می دويد و بوی رفتنش عجيب بود رد پايش از شکوفه - [تنهایی، آزادی](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/19/تنهایی،-آزادی/) - به پرتگاه چه نیستی ای زندگی من خواهد لغزید؟ فراخنای زمین،سخت تنگ است. - [سیاست چرچیل](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/16/سیاست-چرچیل/) - در جنگ جهانى دوم وقتى که قواى متحدین (آلمان و ایتالیا و ژاپن ) فرانسه را که جزء قواى متفقین (انگلیس و فرانسه و آمریکا و شوروى ) بود، شکست دادند و در جولاى سال ۱۹۴۰ میلادى انگلستان در میدان نبرد جهانى با دشمن پیروزمند، تنها ماند، در پاریس کنفرانس سرى بین سه نفر از - [سه پرسش سودمند](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/17/سه-پرسش-سودمند/) - زمانی که شایعه ای را می شنوید و قصد انتقال آن به دیگری را دارید بحث کوتاه فلسفی زیر را در ذهن خود مرور کنید: در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی درباره ی - [راه بهتری هم هست](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/13/راه-بهتری-هم-هست/) - روزی روزگاری درسرزمینی دهقانی و شکارچی باهم همسایه بودند. شکارچی سداشت که هر بار از خانه شکارچی فرار میکرد و به مزرعه و آغل دهقان میرفت و خسارتهای زیادی ببار می آورد. هر مرتبه دهقان به منزل شکارچی میرفت و شکایت از خسارت هائی که سگ او به وی وارد آورده میکرد. هر بار نیز - [پرواز شاهین](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/12/پرواز-شاهین/) - پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز - [آدم های مهم زندگی ما](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/25/آدم-های-مهم-زندگی-ما/) - من دانشجوى سال دوم بودم . یک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد ، خنده ‌ام گرفت . فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است . سوال این بود : " نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می ‌کند چیست ؟ " من آن زن نظافتچى را - [وطن](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/27/وطن/) - گروهی به حکیم ارد بزرگ گفتند : وطن تکه زمینی است بی ارزش ، آنچه در آن ارزش دارد آدمهاست و آدمها از دیوار بیزار هستند . حکیم سکوت نمود و خواست از آنها دور شود و آنها باز گفتند : حکیم شما در این تکه زمین زیر پای ما چه دیده اید که ما - [نگاهی به وبلاگ شش ساله](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/29/نگاهی-به-وبلاگ-شش-ساله/) - --------- - [ترازوی مرد فقیر](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/11/ترازوی-مرد-فقیر/) - مرﺩ ﻓﻘﯿﺮﻯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮐﺮﻩ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ، ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮﯾﻰ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ . ﻣﺮﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺑﻘﺎﻟﻰ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﯾﺪ . ﺭﻭﺯﻯ ﻣﺮﺩ ﺑﻘﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺮﻩ ﻫﺎ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ - [مجلس عروسی یکی از بزرگان](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/26/مجلس-عروسی-یکی-از-بزرگان/) - چه تلخ است روابطمان این روزها که چیزی نیست جز حسابگری ! مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند . وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضنون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر - [عشق و عبادت](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/10/عشق-و-عبادت/) - چنین آورده اند که مردی به نزد رامانوجا آمد . رامانوجا یک عارف بود ، شخصی کاملا استثنایی ، مردی به نزد او آمد و پرسید : " راه رسیدن به خدا را نشانم بده " رامانوجا پرسید :" هیچ تا به حال عاشق کسی بوده ای ؟؟ " سوال کننده پرسید : راجع به - [پیرمرد خِرِفت](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/09/پیرمرد-خِرِفت/) - برتراند راسل در اواخر عمرش در ۸۷ سالگی، مصاحبه ای با روزنامه گاردین داشت. خبرنگار از او پرسید: جناب پروفسور، شما ۸۷ سال است که می گویید خدا و زندگی پس از مرگ وجود ندارد و به زودی هم از دنیا می روید؛ حال اگر از دنیا رفتید و دیدید که هم خدا هست و - [امروز، امروز است](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/08/امروز،-امروز-است/) - امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند ناراحت نشو حتما دارن با تو قایم باشک بازی میکنن پس با آنها بازی کن امروز هرچقدر بخندی و هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش امروز هرچقدر دلها را شاد کنی کسی به - [آغاز همه ی رنج هایی که می بریم](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/07/آغاز-همه-ی-رنج-هایی-که-می-بریم/) - تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که ، ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت. انـدازه مـی گـیـری ! حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی ! مقـایـسـه مـی کـنـی ! ... و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای ، کـه زیـادتـر گذشـتـه ای - [مرد زشتی که با زیباترین دختر دنیا ازدواج کرد](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/06/مرد-زشتی-که-با-زیباترین-دختر-دنیا-ازدوا/) - موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت. موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت. موسی در کمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و - [حرف مردم کشکه ، والا](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/30/حرف-مردم-کشکه-،-والا/) - آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا: اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است ! اگر کم کار کند، میگویند تنبل است ! اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند ! اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است ! اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است ! اگر زبان آوری کند، - [عشق در نظر جبران خلیل جبران](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/10/عشق-در-نظر-جبران-خلیل-جبران/) - آنگاه المیترا گفت:با ما از عشق سخن بگوی. پیامبر سر بر آورد و نگاهی به مردم انداخت' و سكوت و آرامش مردم را فرا گرفته بود.سپس با صدایی ژرف و رسا گفت: هر زمان كه عشق اشارتی به شما كرد در پی او بشتابید' هر چند راه او سخت و نا هموار باشد. و هر - [دوچرخه سواری با خدا](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/11/دوچرخه-سواری-با-خدا/) - من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی می دانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند می داند وقتی که من مردم ، شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...! وقتی قدرت فهم من بیشتر شد ، به نظرم رسید - [ای ستاره ها](https://www.weblog.videography.ir/1391/12/12/ای-ستاره-ها/) - ای ستاره ها كه بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها كه از ورای ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته اید آری این منم كه در دل سكوت شب نامه های عاشقانه پاره می كنم ای ستاره ها اگر بمن مدد كنید دامن از غمش پر از ستاره - [شعر عاشقانه فروغ فرخزاد و حمید مصدق برای یکدیگر](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/05/شعر-عاشقانه-فروغ-فرخزاد-و-حمید-مصدق-برا/) - شعر زیبای حمید مصدق: تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در - [مرغابی یا عقاب؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/04/مرغابی-یا-عقاب؟/) - وقتی به نیویورک سفر کنید، هنگامی که پس از خروج از فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است و اگر راننده ی تاکسی شهر را بشناسد بخت یارتان است و اگر راننده عصبانی نباشد، با حسن اتفاق مواجه هستید. هاروی - [مهرورزی](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/03/مهرورزی/) - توجه کردین در ايران پدرها و مادرها مقابل فرزندشون همدیگر را نوازش نمی کنند و در آغوش نمی کشند و اينکار رو مقابل کودک زشت می دانند. (البته خانواده های فرهیخته هم وجود دارند که چنين نيستند) اما هنگام مشاجره رعايت فرزند را نمی کنند و مقابل او با هم مشاجره می کنند! و فرزند - [سیاست انگلیسی](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/02/سیاست-انگلیسی/) - آورده اند روزی سفیر دولت بریتانیا در تهران با درشکه به جایی می رفت. در راه مدام درشکه چی به سفیر بریتانیا و دولتش زیر لب بد و بیراه می گفت. همراه ایرانی سفیر معذب از گستاخی درشکه چی به سفیر می گوید: شما که متوجه الفاظ توهین آمیز این مرد می شوید پس چرا - [یک تفاوت ساده](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/01/یک-تفاوت-ساده/) - تفاوت آدم های موفق و ناموفق، در زمین خوردن و یا نخوردنشان نیست، در نوع عکس العمل آنها بعد از زمین خوردنشان است. آن هایی که زمین نمی خورند، دلیلش این نیست که حتما خوب راه می روند، احتمالا ایستاده اند و اصلا راه نمی روند. این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر! به جایی - [احساس پدرانه](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/30/احساس-پدرانه/) - یك روز از بابام پرسیدم: یادته مـــن چه ساعتی به دنیا آمدم ...؟ بابا در جواب گفت: بامداد بود كه به دنیـــا آمدی ... دوباره پرسیدم، دقیق نمیدونی كـــی بود ...؟ بابا گفتش دم دم ای صبح بود ... من تو دلـــم گفتم: ای بابا انقدر براش مهم نبودیم كه ساعتش و یادش نمیاد ... - [زنجیره حیات](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/29/زنجیره-حیات/) - پسرک بی‌آنکه بداند چرا، سنگ در تیر کمان کوچکش گذاشت و بی‌آنکه بداند چرا، گنجشک کوچکی را نشانه رفت. پرنده افتاد، بالهایش شکست و تنش خونی شد. پرنده می‌دانست که خواهد مرد. اما پیش از مردنش مروت کرد و رازی را به پسرک گفت تا دیگر هرگز هیچ چیزی را نیازارد. پسرک پرنده را در - [زیبایی نارسیس](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/28/زیبایی-نارسیس/) - نارسیس جوان زیبایی بود. همه روزه برای دیدن زیبایی خود به دریاچه آبهای شیرین در وسط جنگل میرفت. آنچنان شتابان از میان مردم می گریخت که مبادا کسی او را ببیند و از زیبایی اش لذت ببرد, آنچنان شتابان از میان درختان می گریخت که مبادا اوریادها الهه جنگل ها او را ببیند و از - [یادت باشه](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/27/یادت-باشه/) - اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت ولی موفق باش اگر شریف و درستکار باشی فریب می دهند،ولی شریف و درستکار باش آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند - [با امیدتون زندگی کنید](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/26/با-امیدتون-زندگی-کنید/) - تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتن تا ببینن چند ساعت دوام میارن، حداکثر زمانی رو که تونستن دوام بیارن 17 دقیقه بود. سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر 17 دقیقه می تونن زنده بمونن به همون استخر انداختن، اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادن. - [مردها، خیلی هم خوبند!](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/15/مردها،-خیلی-هم-خوبند/) - دوست داشتنی هستند و مهربان! و عاشق محبت واقعی! گاهی عین یک بچه از ته دل خوشحال می شوند و عین یک بچه می خندند! برف بازی کردنشان با همدیگر عین جنگ واقعیست! این ها وقتی یک سیستم جدید مکانیکی یا یک گوشی جدید می بینند، دوست دارند عین زمان بچگی شان دل و روده - [دلیل داد زدن](https://www.weblog.videography.ir/1391/11/14/دلیل-داد-زدن/) - استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم. استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست - [لیوان را زمین بگذار](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/25/لیوان-را-زمین-بگذار/) - استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ۵٠ گرم، ١٠٠ گرم، ١۵٠ گرم. استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من - [نتیجه گیری بدون دانستن تمام حقایق](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/24/نتیجه-گیری-بدون-دانستن-تمام-حقایق/) - مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که - [بخشش](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/23/بخشش/) - بانوی خردمندی در کوهستان سفر می کرد که سنگ گران قیمتی را در جوی آبی پیدا کرد. روز بعد به مسافری رسید که گرسنه بود. با نوی خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه ،سنگ قیمتی را در کیف بانوی خردمند دید ، از ان خوشش آمد و - [پاره آجر](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/22/پاره-آجر/) - روزی مرد ثروتمندی در اتومبیل جدید و گرانقیمت خود باسرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت . ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاپ کرد پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع - [همیشه اولین شانس رو بچسب!](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/21/همیشه-اولین-شانس-رو-بچسب/) - مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر ِ زیباروی کشاورزی بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیره. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر رو یک به یک آزاد میکنم، اگر تونستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری، میتونی - [توجه به دیگران](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/20/توجه-به-دیگران/) - من دانشجوى سال دوم بودم.. یک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت! فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال این بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چیست؟ من آن زن نظافتچى را بارها دیده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى - [دانه ای که سپیدار بود](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/19/دانه-ای-که-سپیدار-بود/) - دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود. دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه ؟ گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها - [مرد آب فروش](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/18/مرد-آب-فروش/) - بهرام دستور داد که تمام اموال مرد تاجر را بگیرند و به مرد آب فروش بدهند ! تا یا بگیرد که انسان حتی اگر در اوج تنگدستی و فقر باشد باید شرافت ، مردانگی و مهمان نوازی خویش را حفظ کند. - [روزگار من](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/17/روزگار-من/) - و فردا را در پس ابری که بارانی خواهد بود، می‌دیدی و باز بر آن می‌خندید...... - [این جمله خیلی مهمه](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/16/این-جمله-خیلی-مهمه/) - اوه ، نه !! تو این كار رو نمی كنی مردك !! و بیرون دویدم و به پنجرۀ اتومبیل مشت كوبیدم و گفتم : آقای جیمز ای كارت ، من كارل كارت ، اینجا در روز تولد پنجاه سالگی ام ، میخواهم ركورد گفتن « دوستت دارم » را بشكنم !! تا اینكه جیم به پایین خیابان پیچید . این است كه می توانم زنده بمانم چون ، آخرین جمله ای كه به جیم گفتم این بود : "دوستت دارم " - [امروز](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/15/امروز-2/) - تو را درخود می میراند و بزرگ و کوچکت می کند و این سرنوشتی است که به اختیار تو رقم خواهد خورد. پس بهترین ها را برای خودت طلب کن و تا فرصت هست امروز را بساز.‎.‎. - [همه می توانند](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/14/همه-میتوانند/) - در واقع این برداشت كه برای خلاق بودن لازم است ابتدا نبوغ بسیار داشت یا تنها افرادی خلاق‌اند كه ضریب هوشی بالایی داشته باشند تصورات اشتباهی است كه پایه علمی یا دلایل و شواهد تجربی ندارند و تنها باعث می‌شوند اطراف جهان بی‌پایان خلاقیت، حصارهایی كشیده شود تا همگان امكان ورود نداشته باشند. - [هفت نصیحت مولانا](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/13/هفت-نصیحت-مولانا/) - بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا) اگر می خواهی دیگران خوب باشند، خودت خوب باش (مثل آینه) - [دروغ](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/12/دروغ/) - از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ! ! ! اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود... - [غــرور](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/11/غــرور/) - فرشتگان نگهبان بر روی زمین برای خداوند از مردی بنام اولینوس که در امپراتوری قدیم روم زندگی می کرد خبری بردند به این مضمون که اولینوس مهربان در همه ۴۷ سال زندگیش نه به کسی بد کرده و نه هیچ گاه نا امید و گرسنه ای را از خود رانده است او آنقدر خوب است - [فقر و گرسنگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/10/فقر-و-گرسنگی/) - لوئیجی دلاپانته تفنگ شکاری همسایشان را قرض گرفت تا به شکار برود تا شاید با شکاری خانواده ۸ نفره گرسنه خود را سیر کند. از این جمع پسر ۱۰ ساله او آندره آ گفته بود که حاضر است گرسنه بماند و بمیرد ولی از گوشت حیوان شکار شده نخورد و این عقیده خود را دیشب - [سنگی مغرور با چشم هایی از عقیق](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/09/سنگی-مغرور-با-چشم-هایی-از-عقیق/) - و اگر چوبی نباشد که آن را بتراشند و اگر سنگی نباشد که به پایش بیفتند، خیال خود را خواهند تراشید و به پای خود خواهند افتاد و خود را خواهند پرستید. - [افسوس زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/08/افسوس-زندگی/) - پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردندر مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟ گذشته را فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد. - [آخرین بهانه زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/07/آخرین-بهانه-زندگی/) - ارد بزرگ اندیشمند برجسته می گوید : هیچگاه امید کسی را نا امید نکن، شاید امید تنها دارایی او باشد . می گویند : چند روز دیگر هم ابوریحان در نیشابور بماند و روزی که آن شهر را ترک می کرد آن مرد با همسر بازگشته خویش ، او را اشک ریزان بدرقه می کردند. - [جریان زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/06/جریان-زندگی/) - تلاش کن واسه چیزی که میخوای اما هدفت رو بر پایه خواسته هات نذار، چون هیچ تضمینی نیست بهش برسی، و اون وقته که حسرت همین لحظات از دست رفته رو میخوری! - [عشق چیست؟ ](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/05/عشق-چیست؟/) - هر چند که باران نمی گذاشت جلوی پایش را ببیند ولی او نایستاد. سکوت کرد و فقط رفت، - [حواست بهش هست ؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/04/حواست-بهش-هست-؟/) - ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ، ﻭﻓﺘﯽ ﺁﻗﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ... ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭼﺘﻪ ؟ ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ؟ !! ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ... ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻣﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟؟ ... ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ؟ ... ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ - [بیخودی نخند](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/02/بیخودی-نخند/) - به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز از آدامسهایش نمی خری. نخند! به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ای کوتاه معطلت کند. نخند! - [من کیم ؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/01/من-کیم-؟/) - همونی که سیگار همه رو روشن میکنه اما از وقتی گاز فندکش خالی شده کسی سیگارش روشن نمیکنه همونی که هقهق همه رو به جون دل گوش میده اما خودش بغضاش زیر بالش میترکونه..... - [ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ،](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/30/ﺗﺎﺭﯾﺦ-ﻧﺸﺎﻥ-ﺩﺍﺩ،/) - ﺍﻣﺎ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﯼ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺧﺮﺩ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ،ﺩﺭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺁﺩﻣﻬﺎ می بینیم. ﭘﺲ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﺎﺷﻤﺎﺳﺖ . - [یکروز زندگی با خدا‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/29/یکروز-زندگی-با-خدا‎/) - پیرمرد هم به خانه اش رفت. همسر پیرش با تعجب پرسید: چرا اینقدر خوشحالی؟ پیرمرد جواب داد: امروز بهترین روز عمرم بود، من امروز در پارك با خدا غذا خوردم! - [اصالت یا تربیت](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/28/اصالت-یا-تربیت/) - شهریارا ! یادت باشد اصالت ِ گربه موش گرفتن است گرچه" تربیت " هم بسیار مهم است ولی" اصالت " مهم تر ! یادت باشد با " تربیت" میتوان گربه اهلی را رام و آرام كرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و” اصالت " خود بر می گردد. - [شش نکته مهم](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/27/شش-نکته-مهم/) - 5.آدما مثل عکس هستن، زیادی که بزرگشون کنی کیفیتشون میاد پایین! 6.زندگی کوتاه نیست، مشکل اینجاست که ما زندگی را دیر شروع می کنیم! - [سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکنیم](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/26/سه-چیز-را-هیچگاه-و-هیچوقت-فراموش-نکنیم/) - اما سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکنیم: "خدا" ، "مرگ" ، "دوست با معرفت" - [ترس از قانون](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/25/ترس-از-قانون/) - کم‌کم ‏توجه‌شان به آنچه که شهردار «ترس از قانون» می‌گفت، جلب شد. ‏در افسانه آمده که هرگز از آن چوبه‌ی دار استفاده نشد، اما وجود آن همه چیز را عوض کرد. - [مزه زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/23/مزه-زندگی/) - سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است. - [کار تیمی](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/22/کار-تیمی/) - نتیجه اخلاقی: وقتی کار تیمی انجام می دهیم حق نداریم بدون توجه به دیگران, تنها به وظیفه خود فکر کنیم. - [اهمیت تفکر](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/21/اهمیت-تفکر/) - پادشاه گفت: " آری، كلك در همین بود! در قفل نبود! قفل باز بود! من منتظر بودم كه یكی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن كردید؛ در همین جا نكته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن كار می كردید نمی توانستید آن را حل كنید. - [فورد](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/20/فورد/) - "فورد" میلیاردر معروف آمریکایی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده انواع اتومبیل در آمریکا بود. وقتی از او پرسیدند: "اگه فردا صبح که از خواب بیدار می شی, ببینی تمام ثروت خودت رو از دست دادی و دبگه چیزی در بساط نداری, چه کار می کنی؟" او جواب داد: دوباره یکی از نیازهای - [علم بهتر است يا ثروت ؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/19/علم-بهتر-است-يا-ثروت-؟/) - پسرک درحالى که دستهاى قرمز وباد کرده اش را به هم مى ماليد، زير لب گفت: آرى ثروت بهتراست چون اگرداشتم دفتری می خریدم و انشایم را می نوشتم ! ! ! - [کوروش مقدس نیست..](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/18/کوروش-مقدس-نیست/) - کوروش مقدس نیست.. اما کوروش انسان بود، و انسانیت است که مقدس است.. کوروش مقدس نیست.. اما خدمتی که کوروش به این سرزمین کرد، مقدس است.. کوروش مقدس نیست.. اما در تمام دنیا ایران و ایرانی را با نام کوروش می شناسند.. ایران است که مقدس است.. کوروش مقدّس نیست.. اما کوروش جاودانیست، و جاودانگیست - [چگونه موفق شویم؟ How to succeed؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/17/چگونه-موفق-شویم؟-how-to-succeed؟/) - 1.PLAN" while others are playing" ۱.برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند. 2.STUDY" while others are sleeping" ۲.مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند. 3.DESIDE" while others are Delalyng" ۳.تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند. 4.PREARE" while others are daydreaming" ۴.خودرا آماده کن وقتی که دیگران درحال خیال پردازیند. 5.BEGINE" while others procrasting" - [سرابی بنام عصر ارتباطات!](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/16/سرابی-بنام-عصر-ارتباطات/) - ولی می دانیم که دختر ِ فلان دوست ِ ندیده ، دیروز عروسکی خریده است که وقتی دلش را فشار دهی " آی لاو یو " می گوید ! اینگونه است که دیگر همسایه از همسایه خبر ندارد ! - [منجی بشریت](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/15/منجی-بشریت/) - پشت پارچه یك آینه ی بزرگ بود كه تصویر خودم را می دیدم. و در زیر آن نوشته شده بود : میتوانی باور كنی، میتوانی باور نكنی ! ! ! - [پسرک بیکار](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/14/پسرک-بیکار/) - می گویند در زمانهای دور پسری بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش كار با ارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به كلیسایی در نزدیكی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگی كه در حیاط كلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت. روزی - [وسعت زیبا دیدن](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/13/وسعت-زیبا-دیدن/) - دوباره پرستار رو صدا زد و جریان رو براش تعریف کرد . پرستار جمله ای گفت که سر تا پام گیج رفت ... پرستار گفته که جک نابینا بود... - [سه تا دوست](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/12/سه-تا-دوست/) - شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند. - [ﺑﻌﻀﯿـــــــــﺎ می گوﯾﻨﺪ ....](https://www.weblog.videography.ir/1391/10/03/ﺑﻌﻀﯿـــــــــﺎ-ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ/) - ﺑﻌﻀﯿـــــــــﺎ می گوﯾﻨﺪ .... ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺩﺭﺳﺖ می ﺸﻮﺩ ..... ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ میﺸﻮﺩ ... ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ... ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ ..... ﯾﮏ ﺣﺮﻑ .... ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ ....... ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ می شوﺩ ... ﻣﻦ ﻣﻄﻤئنم ﺍﯾﻦ ﺑﻌﻀﯿﺎ .. ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ ... ﮐﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺼﻤﯿﻢ می گیرﻧﺪ ﺭﺍﺣﺖ ... - [بالاخره خواهی فهمید](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/11/بالاخره-خواهی-فهمید/) - به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی کسی که دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش. - [اسارت اسکندر](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/10/اسارت-اسکندر/) - خشم و شهوت. من آن دو را رام خود كرده ام ؛ حال آن كه آن دو بر تو اميرند و تو را به هر سو كه بخواهند مى كشند. برو آن جا كه تو را فرمان مى برند؛، نه اين جا كه فرمانبرى زبون و خوارى. - [زندگی دیوانه وار](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/09/زندگی-دیوانه-وار/) - پرسیدم:چرا به نظر تو زشت بود؟مگر مراسم خاک سپاری بدون گریه هم میشود؟ جواب داد:مگر برای کسی که به مرگ لبخند زده است باید گریه کرد؟؟ - [کاهن معبد و شیوانا](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/08/کاهن-معبد-و-شیوانا/) - او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد ! ” - [شكار میمون زنده و رابطه آن با ذهن انسان](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/07/شكار-میمون-زنده-و-رابطه-آن-با-ذهن-انسان/) - ذهن انسان هم گاه مانند مشت بسته میمون است تقلا می كند و بی تاب می شود و روی یك مسئله قفل می شود در حالی كه چاره در رها كردن و آزادی از قید و بندهای ذهن است... - [یکی بود یکی نبود](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/06/یکی-بود-یکی-نبود/) - یکی بود یکی نبود، داستان زندگی ماست. همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود. در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن. با هم ساختن. برای بودن یکی، باید دیگری نباشد. - [درس بزرگی برای زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/05/درس-بزرگی-برای-زندگی/) - کارگرا که رفتن، بابا اومد پیشم، صورتم و بوسید، گفت میخواستم ازت عذرخواهی کنم! اما این، تو زندگیت هیچوقت یادت نره که هیچوقت با آبروی کسی بازی نکنی، علی اصغر کار بسیار ناشایستی کرده، اما بردن آبروی مردی جلو فامیل و در و همسایه، از کار اونم زشت تره. - [میانبر؟ اصلا!](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/24/میانبر؟-اصلا/) - به خود و فرزندانتان دانش بیاموزید، میانبر وجود ندارد. به هیچ وجه نگذارید فرزندانتان از دانش آموزی منحرف گردند . شما را به خدا ، دیگه از فشار به بچه های خود برای بدست آوردن نمره 20 دست بردارید. به آنها کارگروهی بیاموزید. جلو زدن از هم و دیگران را پشت سرگذاشتن را به آنها - [فکر مثبت](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/04/فکر-مثبت/) - خردمند پاسخ داد: دشتی از گل سرخ. خداوند, آن گاه که قدرت حافظه را به من می بخشید, بسیار سخاوتمند بود. می دانست در زمستان, همواره می توانم بهار را یه یاد آورم و لبخند بزنم. - [بخشي از كتاب بابا لنگ دراز اثر جين وبستر](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/03/بخشي-از-كتاب-بابا-لنگ-دراز-اثر-جين-وبستر/) - جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. - [همسر زیبا](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/02/همسر-زیبا/) - اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت. زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است ... - [راننده کامیون](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/30/راننده-کامیون/) - رستورانچی جواب داد: از همه بدتر رانندگی هم بلد نبود، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت!!! نتیجه اخلاقی: زورگوها, از جایی چوبش رو خواهند خورد که فکرش رو هم نمی کنن. - [سگ و شیر](https://www.weblog.videography.ir/1391/09/01/سگ-و-شیر/) - شیر گفت:«برو پی کارت، من سرزنش همه حیوانات دیگر را خوشتر دارم از اینکه شیرها مرا سرزنش کنند که چرا به یک سگ ضعیف زور می گویی. اصلاً وقتی من با تو کشتی بگیرم شیرها حق دارند در شیر بودن من شک کنند. شیر اگر شیر است باید با شیر کشتی بگیرد!!!» - [لحظه های زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/29/لحظه-های-زندگی/) - عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید، این هردو احساس را در زندگی تجربه خواهید کرد. سعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید و تا لحظه مرگ لحظه ای از هم جدا نشوید... - [انرژیهای مثبت و منفی](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/28/انرژیهای-مثبت-و-منفی/) - تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست. دوستان عزیز قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون "دوبروی"! قانون دوبروی به زبان ساده میگه که: هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است. خودکار ، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال - [از شیمی آموختم](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/27/از-شیمی-آموختم/) - از شبکه بلور جامد های یونی آموختم که با وجود تضادها می توان چنان گرد هم آمد و پیوستگی ایجاد کرد که شبکه ای مقاوم در مقابل دماهای ذوب بالا بوجود آید . . . - [حس دوستی و همکاری](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/26/حس-دوستی-و-همکاری/) - ا این بازی ما از بچگی به كودكان خود آموزش میدیم كه هر كی باید به فكر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و كمك به همدیگر و كار تیمی رو یاد میدن. - [یه سری به خودت بزن‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/25/یه-سری-به-خودت-بزن‎/) - وقتی سعی کردی کامل بشی و روی پای خودت بایستی ...چیزی یا کسی رو که میخوای بدستش میاری ... همین حالا پاشو ...پاشو ! یه سری به خودت بزن ... خیلی وقته که خودتو تنها گذاشته بودی ... - [شهامت گذشتن از گردو ها](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/24/شهامت-گذشتن-از-گردو-ها/) - بسیاری از شکارچیان باهوش به دنبال سبد هستند و نه گردوهای داخل آن. بنابراین حواسمان جمع باشد که بی‌جهت سرگرم گردوبازی نشویم و اصل کاررا ازدست ندهیم. - [آینه اعمال](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/22/آینه-اعمال/) - در چند فرسنگی اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم كه داشتم از هوش می رفتم. ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت به سراغم آمد. او یك نان به من داد و گفت: “این تنها چیزی است كه من هر روز میخورم امروز آن را به تو می دهم زیرا تو بیش از من به آن احتیاج داری!” - [داستانی که همه ی ایرانیان از کودکی در کتاب مولانا به یاد دارند](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/21/داستانی-که-همه-ی-ایرانیان-از-کودکی-در-کت/) - بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟ نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان - [فرق گاو و خوک](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/19/فرق-گاو-و-خوک/) - اما در مورد من چی؟ من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟ - [اتمام حجت از روز اول !](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/17/اتمام-حجت-از-روز-اول/) - این میشود که بچه های ما فکر و ذکرشان، میشود دکترشدن، مهندس شدن و خلبان شدن، یعنی شغلهای رویایی و به شدت مادی که نفع و رفاه «شخص» در آن حرف اول و آخر را میزند نه نیاز کشور، میدونی؟ - [به او اعتماد کن](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/16/به-او-اعتماد-کن/) - مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود،هیچ گاه شاد نبود. او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت: - [4 حقیقت زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/15/4-حقیقت-زندگی/) - میدونین چرا بغل کردن حس خوبی به آدم میده ... چون در سمت راست بدن قلب وجود نداره و اونجا خالیه ولی وقتی کسی رو که دوست داری بغلش میکنی قلبش اون جای خالی رو پر میکنه و انگار که تو صاحب دو تا قلب شدی ... !!! - [10 شخصیت مسموم که درون ما زندگی می کنند](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/18/10-شخصیت-مسموم-که-درون-ما-زندگی-می-کنند/) - متاسفانه هر کدام از ما ابعاد شخصیتی معیوبی داریم که در درون ما هستند و ممکن است زندگی ما را تحت تأثیرات منفی خود قرار دهند. اگرچه همه ما انسانیم و شخصیت هرکدام از ما نواقصی دارد بعضی از مسائل به شدت سمی هستند. آن ها شادی ها، روابط، عزت نفس و آرزوهای ما را نشانه می گیرند. - [12 اندیشه شاد برای زمان مشکلات](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/14/12-اندیشه-شاد-برای-زمان-مشکلات/) - زندگی در جریان است و این یعنی تجربه ای گام به گام و نه آنی! امروز روزی جدید است یک شروع دوباره مثبت ها را جایگزین منفی ها کنیم. افکار شادی بخش داشته باشیم، ورزش کنیم ، آب بیشتری بنوشیم، پر از انرژی! سلامتی در شادمانی است. - [10 درس بی زمان برای زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/13/10-درس-بی-زمان-برای-زندگی/) - رضایت و خرسندی همیشه در انجام آنچه می خواهیم نیست. بلکه در فهم این نکته است که چقدر به خاطر داشته هایمان احساس خوشبختی می کنیم. رضایت آن نیست که همه چیز به راحتی به دست بیاید و آن طور که می خواهیم باشد بلکه باید قدردان آن چه پیش می آید و آن چه بدست می آوریم باشیم. - [با من تماس بگیر‏‏‏‏، خدایا ](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/12/با-من-تماس-بگیر‏‏‏‏،-خدایا/) - هر روز شیطان لعنتی خط های ذهن مرا اشغال می كند هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت من اشتباه می كنم و او با اشتباه های دلم حال می كند. دیروز یك فرشته به من می گفت: تو گوشی دل خود را بد گذاشتی آن وقت ها كه خدا به - [12 نشانه اصلی برای پایان یک رابطه](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/23/12-نشانه-اصلی-برای-پایان-یک-رابطه/) - چیزهایی وجود دارند که به هیچ عنوان نمی خواهیم از دست بدهیم، افرادی که ترک کردنشان برایمان کابوس است! ولی بدان! ترک همه آن ها پایان دنیا نیست بلکه آغاز زندگی ای نو است. - [تو چه کردی؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/11/تو-چه-کردی؟/) - گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد ! گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ - [اسمش رو نمیبریم](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/09/اسمش-رو-نمیبریم/) - از کنار دختر، که لباسش در قصه ما نقشی ندارد به خیابانی، که تعداد ماشین هایش را بیخیال می شویم - [ناگهان چقدر زود دیر میشود](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/08/ناگهان-چقدر-زود-دیر-میشود/) - گاهی که نفسم می گیرد می نشینم و به بچه های که تند و تند پایین می ایند می خندم دیروز پسربچه ای از من پرسید بابابزرگ چرا می خندی؟! - [معامله یهودی](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/05/معامله-یهودی/) - بالاخره یک پسر خردسال یهودی گفت: "می دانم چه کسی است، او عیسی مسیح است" خواهر روحانی جواب داد صحیح است و یک دلاری را به او دادخواهر روحانی که از جواب پسربچه یهودی قدری شگفت زده شده بود! - [نامه ای به فرزند](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/04/نامه-ای-به-فرزند/) - وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی.... زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو ... روزی خود میفهمی - [همراه تنهایی های این روزهام](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/03/همراه-تنهایی-های-این-روزهام/) - و بلند تر میخنده به راستی که اسم "پاییــــــــــــــــــــز" برازندشه - [تئوری شن](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/02/تئوری-شن/) - من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟ قاچاقچی میگوید : دوچرخه! بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند! - [سنگ قبر شیوانا](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/01/سنگ-قبر-شیوانا/) - شیوانا خنده ای کرد و پاسخ داد : سنگ قبر مرا از جنس آیینه انتخاب کن و روی آن هیچ چیز ننویس! بگذار مردمی که بالای آن می ایستند تصویر خودشان را ببینند و اگر هم آمرزشی طلب می کنند نصیب خودشان شود. - [دوچرخه سفالی](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/30/دوچرخه-سفالی/) - من هرگز نمی توانم این دوچرخه سفالی زیبا را که پدر با دست خودش برایم ساخته، با دوچرخه واقعی عوض کنم. این دوچرخه سفالی را به دوچرخه واقعی ترجیح می دهم. - [نابغه ابله](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/29/نابغه-ابله/) - در دهکده‌ای مردی زندگی میکرد که به ابله بودن اشتهار داشت و ابله هم بود . تمام آبادی مسخره اش می کردند . ابلهی تمام عیار بود و مردم کلی با او تفریح میکردند. ولیاو از بلاهت خود خسته شد . بنابراین از مرد عاقلی راه چاره را پرسید. - [روانشناسی , چیزی که باید باشی !](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/10/روانشناسی-چیزی-که-باید-باشی/) - مادامی که دنیایمان درگیر بدست آوردن داشته های دیگران است هیچگاه احساس خوشبختی در ما متولد نمی شود! زیرا همیشه در هر سطحی که باشیم باز هم چیزی هست که نداشته باشیم و دوباره درگیر تصاحب میشویم - [باید مرد باشی](https://www.weblog.videography.ir/1391/08/07/باید-مرد-باشی/) - مرد بودن سخت ترین کار دنیاست، درست مثل بیدار شدن از خواب در صبح روز های پاییزی که یکی از سخت ترین کار های دنیاست! مرد که باشی همه دنیا از تو انتظار دارند، انتظارات بجا و نابجا! اما تو مردی باید خورد شوی و شکسته شوی و تکه تکه شوی اما دم نزنی! مرد - [قورباغه را قورت بده‎!‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/27/قورباغه-را-قورت-بده‎‎/) - در این مقاله مهمترین و سخت ترین کار در زندگی به قورباغه ای تشبیه شده که شما مجبورید در هر حال آن ‏را بخورید. همان کاری که اگر همین الان فکری به حالش نکنید به احتمال زیاد برای انجام آن تنبلی ‏خواهید کرد‎.‎ - [گاهی به نگاهت نگاه كن ...](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/28/گاهی-به-نگاهت-نگاه-كن/) - اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه كنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های كوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد كنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض كنید. - [داستان سخت یک دوستی](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/26/داستان-سخت-یک-دوستی/) - و این از آن آرزوها و حسرتهای من است، که همچین دوستی را که ندارم داشته باشم، که همچین صمیمیتی را که ندارم داشته باشم، که همچین تجربه‌ای را که ندارم داشته باشم. که کسی که آنقدر نزدیکم است، نزدیکش باشم، که آنقدر مهمم است، مهمش باشم. جنسیتش هم مهم نیست، نه اینکه حتی همچین آدمی باشد و بماند ور دلم. اصلا برود یک سیاره‌ی دیگر! فقط من حس دلتنگی را برای کسی داشته باشم که دلتنگم باشد، که حس دلتنگی‌اش خودجوش باشد. شما که همچین چیزی دارید، غرِ دلتنگی نزنید! - [یادها، خاطره ها و تجربه ها](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/25/یادها،-خاطره-ها-و-تجربه-ها/) - با عقل‌تان، دلبستگی‌های دنیوی را از خودتان دور کن؛ وگرنه خواهيد ديد كه این دلبستگی‌هایتان هستند که عقل‌تان را از شما دور مي‌کنند . . . مدیر خوب، یک نقطۀ مثبت در فرد پیدا میکند و روی آن کار میکند. ولی مدیر بد، یک نقطه ضعف در فرد پیدا می‌کند و به آن گیر می‌دهد . . - [خدا در همین نزدیکیست !](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/24/خدا-در-همین-نزدیکیست/) - خدا همین جاست ، نه فقط در عربستان! خدا زبان مادری تو را می فهمد ، نه فقط عربی را ! ... خدایا دوستت دارم ... - [پیک نیک لاک پشتی](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/23/پیک-نیک-لاک-پشتی/) - بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم. - [دیوار شیشه‌اى](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/22/دیوار-شیشه‌اى/) - دیوار شیشه‌اى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش. - [کوتاه از کافکا](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/21/کوتاه-از-کافکا/) - اما او همزمان یک شهروند آزاد و مطمئن آسمان هم است، زیرا که مشابه زنجیر زمینی به زنجیری آسمانی نیز بسته شده است. حال اگر او بخواهد سوی زمین برود قلاده آسمان حلقش را میفشرد، بخواهد بسوی آسمان برود، قلاده زمین خفه اش میکند. - [حكایتی از مولانا](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/20/حكایتی-از-مولانا/) - پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود... - [بهترین دوران زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/19/بهترین-دوران-زندگی/) - موقعی که پدری جوان بودم و بچه هایم جلوی چشمانم بزرگ می شدند ، آن دوران بهترین دوران زندگی من بود. وحالا جو دوست عزیزم من 79 سال دارم. صحیح و سالم هستم، احساس نشاط می کنم و زنم را به اندازه ای که روز اول دیده بودمش دوست دارم و این بهترین دوران زندگی من است. - [چگونـه شـادتر زنـدگی کنیـم؟!](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/18/چگونـه-شـادتر-زنـدگی-کنیـم؟/) - همچون قانون طبیعت که هیچ چیزی ثابت باقی نمی‌ماند و دائما تغییر می‌کند، زندگی نیز پویاست؛ پس لازم است ما هم در این بین به حرکت در آییم. حداقل فایده‌اش این است که وقتی در حال فعالیت هستیم، فرصتی برای نگران شدن نداریم و حداکثر اینکه در پی فعالیت‌های اجتماعی انسانی قوی‌تر، تواناتر، با اعتماد به نفس بالاتر، خوشبخت‌تر و سالم‌تر خواهیم داشت. - [وقت بگذارید](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/17/وقت-بگذارید/) - به خود بگویید رمز و راز خلقت هر چه باشد ، هدف امروز من درست زیستن در اینجا و اکنون است. - [دلم گرم است، می دانم‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/16/دلم-گرم-است،-می-دانم‎/) - به در گفتم، تمام آنچه در دل بود بدان امید، شاید بشنود دیوار. - [دوست یعنی](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/15/دوست-یعنی/) - ادعا نمی کنم که همیشه به یاد دوستانم هستم ولی ادعا می کنم که لحظاتی که به یادشون نیستم هم دوستشون دارم... - [قداست مادر](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/14/قداست-مادر/) - شرمنده می کند فرزند را، دعای خیر مادر، در کنج خانه ی سالمندان... به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچر شونو هول بدن!!! - [سخنرانی فراموش نشدنی ویکتور هوگو در مجلس فرانسه](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/13/سخنرانی-فراموش-نشدنی-ویکتور-هوگو-در-مج/) - فقر بدترین دشمن نظم و قانون است. فقر نیز، همانند جهل، شبی تاریک است که الزاما می باید سپیده ای بامدادی در پی داشته باشد. - [پَندهای چکاوک](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/12/پَندهای-چکاوک/) - مرد که به خودش آمده بود، خوشحال شد که چکاوک دروغ گفته و پرسید خوب پند سومت چیست؟ چکاوک گفت: با آن دو پند چه کردی که سومی را به تو بدهم؟!!! - [در بــرابــر خــدا](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/11/در-بــرابــر-خــدا/) - بانگ پر از نیــــاز مرا بشنو آه ای خدای قادر بی همتا - [چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی ...](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/10/چیزهایی-هست-که-وقتی-از-دستش-دادی/) - اما دیگه چه اهمیتی دارد؟ چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی اهمیت ش را می فهمی. نون سنگک خشخاشی دو آتشه هم یکی اش. - [به خودمون کمک کنیم](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/09/به-خودمون-کمک-کنیم/) - " من به او کمک نمی کنم!! من دارم به خودم کمک می کنم. اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه روی به آسمان برگردانم و از خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم. من دارم به خودم کمک می کنم !" - [تو همانی که می اندیشی](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/08/تو-همانی-که-می-اندیشی/) - بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت. تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن. - [آدم‌ها و انسان‌ها](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/02/آدم‌ها-و-انسان‌ها/) - اینکه آدم باشند یا انسان... انتخاب با خودشان است... - [ركاب بزن...!](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/06/ركاب-بزن/) - زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این كه دست از ركاب زدن بردارد ! اوایل، خداوند را فقط یك ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه كه همه عیب و ایرادهایم را ثبت می‌كند تا بعداً تك تك آنها را به‌رخم بكشد به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند - [برای تو که می خواهی بهترین باشی](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/05/برای-تو-که-می-خواهی-بهترین-باشی/) - تنها به شادی در بهشت نیندیشید به خود بگویید رمز و راز خلقت هر چه باشد هدف امروز من درست زیستن در اینجا و اکنون است... - [دیگران را بفهمیم...](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/04/دیگران-را-بفهمیم/) - اگر کسی به سادگی میگرید، حتي در برابر مسائل خیلی ساده، او فردی بی گناه و دل نازک است. - [خداوند از انسان چه می خواهد؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/03/خداوند-از-انسان-چه-می-خواهد؟/) - او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد ومی پذیرد ، « نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!!!» - [دو برادر](https://www.weblog.videography.ir/1391/07/01/دو-برادر/) - تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند! آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند . - [استادان یک استاد](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/31/استادان-یک-استاد/) - ابرها، درختان، پرندگان و گل ها استادان من بودند . انسان خود ساخته ممکن است استاد مشخصی نداشته باشد ولی توانایی آموختن و باور آموختن در او زنده است . - [مهربان باش](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/29/مهربان-باش/) - مهربانی خصیصه کسی است که کارهای فکری مثبت زیادی انجام داده و به بینش عمیقی از خود فهمی و عقل دست یافته است. - [احساس آرامش](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/26/احساس-آرامش/) - این كار، باعث احساس آرامش و رها شدن از باورهای ذهنی می‌شود و خواب را آسان‌تر می‌كند. ذهن كه بدین ترتیب از عوامل انرژی خوار پاك شده است، می‌تواند با استراحت كردن قوایش را تجدید كند. - [پرواز به فراسوی ترس ها](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/28/پرواز-به-فراسوی-ترس-ها/) - باید که دل از شاخه درخت برید و لانه زمینی را به هیچ گرفت و هراس را از دل راند و شکوه پرواز را تجربه کرد که اگر پرواز را تجربه کردیم دیگر زمین را در نظر نیاوریم و از اوج آسمان فرود نیاییم. پس به فراسوی ترسها پرواز کنیم. - [زندگی با عشق](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/27/زندگی-با-عشق/) - كلودیا اما این چیزها را نمی داند. بچه ها هم نمیدانند. - [زندگی کوتاست](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/30/3482/) - مثل صفحات كتابى كه باد ورق مى زند، آنهم كتاب كوچكى كه پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد... - [ داستان کوتاه لیلی و مجنون](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/25/داستان-کوتاه-لیلی-و-مجنون/) - چگونگی و کیفیت افراد ، وقایع و یا سخنان دیگران به تفسیر ی است که ما ، از آنها می کنیم ، و چه بسا که حقیقت ، غیر ازتفسیر ماست . قضاوت همیشه آسانست ، اما حقیقت در پشت زبان وقایع نهفته است . - [غریب است دوست داشتن](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/24/غریب-است-دوست-داشتن/) - تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند . . . - [نگهبان سکوتم](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/15/نگهبان-سکوتم/) - بی تو،من زندگی را،شوق را،بودن را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی رااز یاد می برم بی تو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،نگهبان سکوتم - [چیزای کوچیک همیشه مهم هستن](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/18/چیزای-کوچیک-همیشه-مهم-هستن/) - صدای ماشینها و آدمها، صدای شهر اذیتم می کند. هدفون را دوباره روی گوشهایم می گذارم، سرم را به عقب تکیه می دهم و چشمانم را می بندم. کمی جلوتر ماشین می ایستد و دختر پیاده می شود. این را از خالی و سبک شدن سمت راستم می فهمم. سرم را بلند نمی کنم. چشمانم همانطور بسته می ماند! ! ! - [داستان ناپلئون و پیرمرد](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/23/داستان-ناپلئون-و-پیرمرد/) - ناپلئون که کم کم داشت از سئوالات کلافه می شد…یکدفعه گفت اینکه پرسیدن ندارد..میروم و گوشه ای زیر آفتاب دراز می کشم! - [نكته هایی از دالائی لاما](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/22/نكته-هایی-از-دالائی-لاما/) - 16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفته‎ای. 17- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست داده‎ای که چنین موفقیتی را به دست آورده‎ای. - [به شستشو نیاز داری؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/21/به-شستشو-نیاز-داری؟-2/) - Keep in touch with your friends, you never know when you'll need each other با دوستانت در تماس باش. شما هرگز نمی دونین کی به هم محتاج میشین - [زندگی چه می گوید؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/20/زندگی-چه-می-گوید؟/) - در گفت: در راه هدف هایت، سختی ها را هُل بده و كنار بزن ! زمین گفت: با فروتنی نیایش كن ! - [شیطان بازنشسته شد](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/19/شیطان-بازنشسته-شد/) - زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم - [زمانی برای گاز گرفتن اسب ها‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/17/زمانی-برای-گاز-گرفتن-اسب-ها‎/) - وقتی اوضاع سخت می شود اسب هایی که یک گاری را می کشند به جای آنکه به یکدیگر کمک کنند تا بار را با هم به دوش بکشند - [نجات یک فرد، نجات یک اجتماع](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/16/نجات-یک-فرد،-نجات-یک-اجتماع/) - [در سینه ات نهنگی می تپد](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/14/در-سینه-ات-نهنگی-می-تپد/) - و حیف از این ماهی که در گل و لای، بلولد و حیف از این قلب که در غلط بغلتد! - [از دفتر خاطرات یک روسپی ](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/13/از-دفتر-خاطرات-یک-روسپی/) - همین یازده دقیقه، صنعت عظیم لوازم ‌آرایش، رژیم‌های غذایی، باشگاه‌های ورزشی، پورنوگرافی و قدرت را می‌گرداند. و تازه وقتی مردها دور هم جمع می‌شوند، ‌برخلاف تصور زن‌ها، اصلاً راجع به زن‌ها حرف نمی‌زنند. از کار و پول و ورزش حرف می‌زنند....!!!!! - [خواست زن](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/12/خواست-زن/) - با شنیدن این پاسخ، پیرزن جادوگر اعلام کرد که برای همیشه و در همه اوقات زیبا خواهد ماند، چرا که لنسلوت به این مسئله که آن زن بتواند خود مسئول انتخاب نوع زندگی خودش باشد، احترام گذاشته بود. - [دنیا ، دار مکافات](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/11/دنیا-،-دار-مکافات/) - اما وقتی زمانش برسد ..... فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافیست ..... - [افق دید](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/10/افق-دید/) - اما اگر رویت را به سمت مقابل غروب یعنی به سمت طلوع آفتاب بر گردانی و کمی صبر و امید داشته باشی خواهی دید که به زودی خورشید با زیباترین جلوه هایش،آسمان را پر خواهد کرد. اگر می خواهی روشنایی را ببینی چشمانت را از این سمت غم افزا بر گردان و به سمت افق دیگری خیره شوو صد البته کمی هم صبر داشته باش! - [زندانی بدون دیوار](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/09/زندانی-بدون-دیوار-2/) - بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد. - [هیچی ارزششو نداره](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/08/هیچی-ارزششو-نداره/) - وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه ، قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه ، یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره! - [قانون و منطق](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/07/قانون-و-منطق/) - همسر شما یك معشوقه 22 ساله دارد كه منطقی است ولی قانونی نیست و این حقیقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل دادید در صورتیكه باید آن درس را رد می شد ، نه قانونی است و نه منطقی !!!! - [عشق افلاطونی Platonic Love ](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/06/عشق-افلاطونی-platonic-love/) - People give flowers as presents because flowers contain the true meaning of Love. Anyone who tries to possess a flower will have to watch its beauty fading. But if you simply look at a flower in a field, you will keep it forever, because the flower is part of the evening and the sunset and - [جملاتی برای موفقیت](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/05/جملاتی-برای-موفقیت/) - حتی اگر كارها انطور كه می خواستی انجام نشدند مهم این است كه احساس بهتری نسبت به خود پیدا می كنی - [بهتـرین لحـظات زنـدگی از نـگاه چـارلی چاپلیـن](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/04/بهتـرین-لحـظات-زنـدگی-از-نـگاه-چـارلی/) - وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشون میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده ... - [دلقک](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/03/دلقک/) - غافل از اینكه دارای مشكلات فراوانی هستند اما نه تنها اجازه نمی دهند دیگران به آن مشكلات واقف شوند، بلكه با رفتارشان باعث از بین رفتن ناراحتی و مشكلات دیگران نیز می شوند - [فقط چند جمله .....](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/02/فقط-چند-جمله/) - • کسی که هدف های بزرگ دارد بزرگ می میرد. • در میدان عشق قاتل و مقتول محبوب یکدیگرند. - [گل واژه های ناب و پر معنای زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/06/01/3426/) - و هــدفمنــدتـرین کلــمه "موفقیت"است پس همه با هم پیش به سوی موفقیت - [چقدر شایسته ایم؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/31/چقدر-شایسته-ایم؟/) - پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم" - [حرفهای قشنگ](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/30/حرفهای-قشنگ/) - 22- راز عشق در مراعات حال دیگری است . هر قدر که ملاحظه حال دیگران را می کنی ، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن . 23- راز عشق در این است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی . جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی . - [چگونه موفق شویم؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/29/چگونه-موفق-شویم؟/) - PERSIST while others are quitting پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند - [دکتر شریعتی](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/20/دکتر-شریعتی/) - من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا انگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت - [نشانه یک جامعه مرده](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/28/نشانه-یک-جامعه-مرده/) - ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که : متکلم هستند نه‏ ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بی‏خبرتر - [توهمات ذهنی، شاید های عقلی](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/27/توهمات-ذهنی،-شاید-های-عقلی/) - شک و تردید به نظر من خیلی خوب است، اما به شرطی که به تعالی آدمی کمک کند. ذهن خواسته یا ناخواسته سرعتی باور نکردنی برای رسیدن به بی پایه ترین نظریه ها دارد. عقل باید او را کنترل کند. - [روی تخته سیاه جهان](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/26/روی-تخته-سیاه-جهان/) - زیر این گنبد گرد و کور و کبود آدمی زاد هرگز دانش آموز خوبی نبود - [سالک معرفت](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/25/سالک-معرفت/) - من در خصوص انسان نادان اطلاعات زیادی ندارم! اما یک سالک معرفت کسی است که در هر لحظه از زندگی اش صرف نظر از پولی که به او می دهند مفیدترین کاری که از او برمی آید را انجام دهد. - [قــــــول پـــــدر](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/24/قــــــول-پـــــدر/) - در سال 1989 زمین لرزه هشت و دو ریشتر بیشتر مناطق آمریکا را با خاک یکسان کرد و در کمتر از چند دقیقه بیش از سی هزار کشته بر جای گذاشت. در این میان پدری دیوانه وار به سوی مدرسه پسرش دوید اما با دیدن ساختمان ویران شده مدرسه شوکه شد. با دیدن این منظره - [ ظرفيت معروف شدن‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/23/ظرفيت-معروف-شدن‎/) - ايكر نيز بلافاصله از داخل ماشينش لباس هاى تمرين را درآورده و برتن مى كند و همراه بچه ها به زمين چمن مدرسه مى روند و با هماهنگى مسئولان مدرسه به بچه ها اين فرصت را مى دهد كه هركدام به او يك پنالتى بزنند و ... - [ساختن زندگی و امرار معاش](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/22/ساختن-زندگی-و-امرار-معاش/) - چه درصدی در هر گروه وجود داشت؟ از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه مورد نظر، كسانی كه در گروه الف « اول پول» بودند 83 درصدكل یا 1245 نفر را تشكیل می دادند. گروه ب « اول علاقه واقعی» یعنی خطرپذیرها جمعاً 17 درصد یا 255 نفر بودند. - [عشق يعنى چه ؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/21/عشق-يعنى-چه-؟/) - سرک وقتى گريه کردن پيرمرد را ديد، به حياط خانه آنها رفت و از زانوى او بالا رفت و همانجا نشست. وقتى مادرش پرسيد به مرد همسايه چه گفتی؟ پسرک گفت: "هيچى، فقط کمکش کردم که گريه کند. - [تولد نامه - یک](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/18/تولد-نامه-یک/) - اصلا نمی دانم که چرا اینها را به هم ربط داده ام . شاید خواستم حرفی که حدود یکسال است روی دلم مانده اینجا بگویم. شاید خالی شدم.. امروز تولدم است و دوست داشتم در اینجا از تنهایی هایی بگویم که شاید کسانی دیگر هم تجربه کرده باشند و حرفی از آن نزده باشند.. - [تولد نامه - دو](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/19/تولد-نامه/) - دوران جوانی، دوران آرمان خواهی و ایده الیستی دیدن نه به سیاست و دغدغه های روشنفکرانه که به همین زندگی و روزمره گیهایش! نگاهی آرمانی به آینده و اینکه قرار است جهانی را عوض کنی غافل از اینکه این جهان است که ما را عوض می کند. - [برای ما که می فهمیم](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/17/برای-ما-که-می-فهمیم/) - هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند. یکی از آنها که مبتلا به سندروم "دان" عقب ماندگی شدید جسمی و ذهنی بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده. - [لازم است گاهی](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/16/لازم-است-گاهی-2/) - لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی ، گوگل و ایمیل و فلان و بهمان را بی‌خیال شوی، با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه ؟! - [توصیه های خوب برای بهترین دوستانم ...](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/14/توصیه-های-خوب-برای-بهترین-دوستانم/) - وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای. - [مداد شوید تا به آرامش برسید](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/15/مداد-شوید-تا-به-آرامش-برسید/) - و سرانجام مداد همیشه اثری از خود به جا می گذارد، بدان هر کاری در زندگی می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری که می کنی، هوشیار باشی و بدانی چه می کنی - [نیایش نامه](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/13/نیایش-نامه/) - الهی! هر که را عقل دادی چه ندادی ، و هر که را عقل ندادی چه دادی ؟!!! خدایا : عقیده مرا ازدست ” عقده ام”مصون بدار. خدایا : به من قدرت تحمل عقیده “مخالف” ارزانی کن . خدایا : رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت “تعصب” “احساس” و “اشراق” محروم نساز. خدایا : مرا همواره - [آزمایش اجتماعی](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/12/آزمایش-اجتماعی/) - و نتیجه‌ای که از این داستان گرفته می‌شود: اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقی‌دان‌های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی‌های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیاست، نداریم، … - [بخشی از بابا لنگ دراز اثر جین وبستر](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/11/بخشی-از-بابا-لنگ-دراز-اثر-جین-وبستر/) - هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد ، باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم. - [داستان تبر](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/10/داستان-تبر/) - ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن ! ای انسان، تا مطمئن نشدی، احساس نریز ... زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن، خشک می شود !!!! - [تبلیغات خلاقانه و زیبای بانک ملت 2](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/09/تبلیغات-خلاقانه-و-زیبای-بانک-ملت-2/) - [پیری واسه همه هست](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/08/پیری-واسه-همه-هست/) - پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان كاسه های چوبی درست می كنم كه وقتی پیر شدید، در آنها غذا بخورید! و تبسمی كرد و به كارش ادامه داد. از آن روز به بعد همه خانواده باهم سر یك میز غذا میخوردند. - [حلقه](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/07/حلقه/) - دخترک خنده کنان گفت : که چیست ؟ راز این حلقه ی زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر راز این حلقه که در چهره ی او این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت : حلقه ی خوشبختی است ، حلقه زندگی است همه - [کلامی از دکتر شریعتی](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/06/کلامی-از-دکتر-شریعتی/) - اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است. زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت. - [رها شده](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/05/رها-شده/) - کلاغان جیغ می کشند و با صفیر بال هاشان به سوی شهر گسیل می شوند: به زودی برف خاهد بارید دردا آن که، وطنی ندارد! - [چون مرز نداشتی](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/04/چون-مرز-نداشتی/) - تو اگر این مرز را تا دیوارهای اتاق شخصی ات گسترش دهی دیگر هیچ كس جرات نزدیك شدن به اتاقت را نخواهد داشت. شاید دلیل این كه دیگران خود را در ورود و دخالت به حریم تو محق می دانند این باشد كه تو مرزهای حریم خود را مشخص و واضح برایشان تعریف نكرده ای ! - [داستانی از پائولو کوئلیو](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/03/داستانی-از-پائولو-کوئلیو/) - شخصی بود که تمام زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود و وقتی از دنیا رفت همه می گفتند به بهشت رفته است. آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود. استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد. - [خدا از تو چه می خواهد؟‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/02/خدا-از-تو-چه-می-خواهد؟‎/) - او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد ومی پذیرد « نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!!!» - [گــــنـــاه](https://www.weblog.videography.ir/1391/05/01/گــــنـــاه/) - و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست - [فرق آدم ها و انسان ها‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/31/فرق-آدم-ها-و-انسان-ها‎/) - آدم‌ها و انسان‌ها هر دو انتخاب دارند ... اینکه آدم باشند یا انسان ، انتخاب با خودشان است - [از عیسی تا یهودا](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/30/3310/) - سه سال قبل، پیش از آنكه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی كه در یك گروه همسرایی آواز می‌خواندم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت كرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم !!!!!» - [لحـظه های زنـدگی را غنیـمت بدانیـم](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/29/لحـظه-های-زنـدگی-را-غنیـمت-بدانیـم/) - مثل صفحات كتابى كه باد آن را ورق مى‌زند، آن‌هم كتاب كوچكى كه پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد …. - [محبت مادر](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/28/محبت-مادر/) - مادر با دیدن دختر بی درنگ خنده ای کرد و به دختر گفت : عزیزم ، عجله کن غذا درست کرده ام . اگر دیر کنی ، غذا سرد خواهد شد . در این موقع ، اشکهای دختر بار دیگر جاری شد . آری دوستان ، بعضی اوقات ، ما از نیکی و مهربانی دیگران تشکر می کنیم ، اما مهربانی اعضای خانواده مان را نادیده می گیریم . - [مقایسه کردن](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/27/مقایسه-کردن/) - از باغی می‌گذری و به یک درخت بلند و عظیم بر می‌خوری.مقایسه کن: درخت بسیار تنومند و بلند است، و تو خیلی کوچک هستی.اگر مقایسه نکنی، از وجود آن درخت لذت می‌بری، ابداً مشکلی وجود ندارد. - [دستخط خدا](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/25/دستخط-خدا/) - جوانی بهایی است که در ازای دستخط خدا می دهیم. دستخط خدا اما بیش از اینها می ارزد، کیست که جوانی اش را به دستخط خدا نفروشد. - [فرمانده بزرگ](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/26/فرمانده-بزرگ/) - پس از پایان نبرد معاون فرمانده نزد او آمد و گفت: قربان شما واقعا میخواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید؟ فرمانده با خونسردی گفت: بله و سکه را به او نشان داد... - [کوهنورد](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/24/کوهنورد/) - ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد: " خدایا کمکم کن" - [احترام به والدین](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/23/احترام-به-والدین/) - این پیام نه تنها برای بچه هایمان بلکه برای همه ما که در جامعه پرمشغله ی امروزی زندگی می کنیم موثر است و حداقل ارزش این را دارد که قدردانی و قدرشناسی را به بچه هایمان انتقال دهیم. - [تلخ تر از تلخ](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/22/تلخ-تر-از-تلخ/) - انسان هم میتواند دایره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست : تا ابد دور خودتان بچرخید یا تا بینهایت ادامه بدهید... - [آخرین آرزوی پدر](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/21/3260/) - "فهمیدم که پیر مرد می خواهد قبل از مردن پسرش را ببیند ولی او نیامده بود.آن لحظه که دستم را گرفت فهمیدم که او آنقدر بیمار است که نمیتواند مرا از پسرش تشخیص بدهد . من میدانستم که او در آن لحظات چه قدر به من احتیاج دارد..." - [آرام ترین انسان ](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/20/آرام-ترین-انسان-2/) - در این هنگام آرام ترین انسان روی زمین در آستانه در کلبه ظاهر شد و در حالی که لبخند می زد گفت: فقط رضایت کافی نیست! باید در عین رضایت مدام و لحظه به لحظه ، آتش شوق و دوباره سازی را هم دایم در وجودت شعله ور سازی باید در عین رضایت دائم، جرات داشتن آرزوهای بزرگ را هم در وجود خودت تقویت کنی. تنها در این صورت است که آرامش واقعی بر وجودت حاکم خواهد شد. - [راسته كه خدا از روح خودش تو بدن انسان دمید‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/19/راسته-كه-خدا-از-روح-خودش-تو-بدن-انسان-دم/) - ازش پرسیدم كه چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاكه دیگه احتیاج نداشتیم، گفت داداشمی، پول غذای شما كه سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نكنم، این و گفت و رفت. - [ما ""مـــرد"" هستیم!](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/18/ما-مـــرد-هستیم/) - فقط به ما ""دلت را بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!! فقــــط با ما""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزیم ... - [قدر خانواده ات را بدان](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/17/قدر-خانواده-ات-را-بدان/) - به راستی كلمه “خانواده“ یعنی چه ؟؟ - [کلامی چند . . .](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/16/آنکه-یاد-ما-به-زشتی-می-کند-لطف-او-ما-را-به/) - مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند. ولی آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند. ولی مهربان باش. اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت, ولی موفق باش. اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند. ولی شریف و درستکار باش. آنچه را - [سوالی از مترسک](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/15/سوالی-از-مترسک/) - از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای ؟ گفت : در ترساندن دیگران برای من لذتي به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم! - [بچه کفاش](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/14/بچه-کفاش/) - آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم. با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام. پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود! - [تفـاوت عشـق و ازدواج](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/13/تفـاوت-عشـق-و-ازدواج/) - یک اطمینان برات درست می کنه که این زن یا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر میکنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم، همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم، همیشه وقت هست که اشتباهاتم رو جبران کنم، همیشه می تونم شام دعوتش کنم. - [جملات الهام بخش پر بار و تاثیر گذار...](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/12/جملات-الهام-بخش-پر-بار-و-تاثیر-گذار/) - یک مرد می تواند چندین بار شکست بخورد، اما تا زمانیکه شروع به عیب جویی و مقصر دانستن دیگران نکند، مغلوب شمرده نخواهد شد. پذیرش مسئولیت کارها در زندگی اولین قدم برای بهبود شرایط است. شما نه تنها ستاره فیلم زندگی خود هستید، بلکه فیلم نامه را هم خودتان می نویسید. - [عشق واقعی را در بیمارستان دیدم](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/11/عشق-واقعی-را-در-بیمارستان-دیدم/) - عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن کردن و کادو پیچی و از اینجور جفنگ بازیها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد. - [امروز از آن ماست ...](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/10/امروز-از-آن-ماست/) - او منتظر ماست. او منتظر آرزوهای‌ما ، خنده های‌ما ، گریه‌های‌ما ، آفرین گفتن‌های ما ، دل شاد کردن‌های ما ، ستاره شمردن‌ها‌ی‌ما ، عاشق بودن‌ها‌ی‌ما است. - [قضاوت‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/09/قضاوت‎/) - پرستار درحاليکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش ديروز در يک حادثه ی رانندگی مرد ! وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتيم، او در مراسم تدفين بود! و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد ! او با عجله اينجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند. - [مسیر موفقیت](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/08/مسیر-موفقیت/) - نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند که در دوران کودکی ، یک پیله کرم ابریشم را بر روی درختی می یابد ، درست هنگامی که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد . اندکی منتظر می ماند ، اما سرانجام چون خروج پروانه طول می کشد تصمیم می گیرد این فرآیند را شتاب - [سلطان و هیزم شکن](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/07/سلطان-و-هیزم-شکن/) - بارسنگین هیزم، باصدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک میشود . آنچه به من فرمان می راند خنده ی کودکان است و آنچه تو فرمان می رانی گریه ی کودکان است! - [كوله پشتی ات كجاست؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/06/كوله-پشتی-ات-كجاست؟/) - رفته رفته ، رفته اند تا سپیده ، تا خدا - [حقایقی جالب از زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/05/حقایقی-جالب-از-زندگی-2/) - If you have great friends, take the time to let them know that they are great وقتی دوستان فوق‌العاده‌ای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق‌العاده هستند. - [انعکاس تو](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/04/انعکاس-تو/) - اگر در دنیا بدنبال عشق باشی، در حقیقت عشق را بوجود می آوری. اگر رقابت بیشتری بخواهی، رقابت را بوجود می آوری و این هماهنگی میان همه چیز و در همه جوانب زندگی برقرار است.تو هر چیزی را كه به زندگی بدهی، زندگی همان را به تو خواهد داد. - [10 اصل از گاندی که میتواند شما و دنیایتان را متحول کند](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/03/10-اصل-از-گاندی-که-میتواند-شما-و-دنیایتان/) - "نباید ایمان خود به بشریت را از دست بدهید. اگر چند قطره از آب اقیانوس آلوده شود کل اقیانوس آلوده نمی گردد." "فاصله بین آنچه انجام می دهیم و آنچه توانایی انجامش را داریم برای حل بیشتر مشکلات جهان کافی خواهد بود." - [چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/03/چراغ‌ها-را-من-خاموش-می‌کنم/) - جمله بالا رو چند سال پیش خونده بودم توی کتاب ولی این روزها دارم بهش احساس نزدیکی می‌کنم. سعی می‌کنم زیاد بحث نکنم چون قرار نیست چیزی تغییر کنه وقتی یه نفر فقط قصدش اینه که تاییدش کنی. - [مدرسه عشق](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/01/مدرسه-عشق/) - در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه‌ای می سازیم که در آن همواره اول صبح به زبانی ساده مهر تدریس کنند و بگویند خدا خالق زیبایی و سراینده ی عشق آفریننده ماست مهربانیست که ما را به نکویی دانایی زیبایی و به خود می خواند جنتی دارد نزدیک ، زیبا و بزرگ دوزخی - [نبوغ](https://www.weblog.videography.ir/1391/04/02/نبوغ/) - نكته جالب توجه در این بود كه درست همزمان با این ماجرا، مشكلی مشابه نیز در یكی از كارگاههای كوچك تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یك كارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و كم خرج تر حل كرد : تعبیه یك دستگاه پنكه در مسیر خط بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد !!! - [به بهترین دوست های روزهای زندگی ام](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/31/به-بهترین-دوست-های-روزهای-زندگی-ام/) - I think this is the greatest and truest description I've ever heard for a Friend..... تصور می کنم این بهترین و واقعی ترین توصیفی ست که تا کنون از دوست شنیده ام - [محدوديت‌های ذهنی](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/30/محدوديت‌های-ذهنی/) - محدوديت‌های ذهنی به محدوديت‌های واقعی تبديل می‌شوند و به همان محکمی! باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که "چه مقدار از آنچه ما واقعيت می‌پنداريم، واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست؟!" - [لبــخـــند بزنيد تا بگم چـــــــرا‎ ؟](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/29/لبــخـــند-بزنيد-تا-بگم-چـــــــرا‎-؟/) - لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند - [عكس های یادگاری](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/28/عكس-های-یادگاری/) - خانه های تنگ و نقلی کوچه های مهربانی پنجره سرشار از گل بوی خوب شمعدانی پیرزن با غصه هایش قل و قل یک سماور یک گلیم پاره پاره یک کلون خسته بر در پیر مرد و گیوه دوزی کنج تاریک مغازه چشم بی سو، سوزن و نخ آخ دستش! زخم تازه دختر و قلاب بافی - [رسیدن به کمال... !](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/27/رسیدن-به-کمال/) - هیچ کدوم ما کامل نیستیم و در جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم. اطرافیان ما هم همینطور هستند. پس بیایید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به خاطر نقصهامون خرد نکنیم. بلکه با عشق، هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم به اطرافیانمون اعتماد به نفس هدیه کنیم. - [فرعون و شیطان ](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/26/فرعون-و-شیطان/) - پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟ شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید. - [اندکی فکر کن](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/25/اندکی-فکر-کن/) - لحظه "حال" را دریاب چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری. - [خاطرات دو دوست قدیمی](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/23/خاطرات-دو-دوست-قدیمی/) - مرد پاسخ داد: "وقتی دوستی تو را آزار میدهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی." - [خاطرات زمستان را به بهار نیاور!](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/24/خاطرات-زمستان-را-به-بهار-نیاور/) - شیوانا با لبخند گفت: "ولی اکنون بهار است. آن زمستان سخت حق ندارد بهار را از ما بگیرد. تو با کشیدن خاطرات زمستان به بهار، داری بهار را نیز قربانی می کنی! زمستان را در فصل خودش رها کن!" - [دوستی رباتی](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/22/دوستی-رباتی/) - تو که شلوغ شوی. می بینی آدم ها نیستند. رفته اند. شاید رفته اند تا ربات یکی دیگر شوند. بیایید ما چنین دوستی نباشیم. - [کلید موفقیت](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/21/کلید-موفقیت/) - یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند . - [بیاندیش ... نخند](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/19/بیاندیش-نخند/) - به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب. نخند! به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری. - [داستان قاضی القضات شدن شیخ بهایی](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/20/داستان-قاضی-القضات-شدن-شیخ-بهایی/) - روزى شاه عباس صفوی به شیخ بهایى گفت: دلم می ‏خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را نظم دادى، دادگسترى را هم سر و سامانى بدهی، بلکه حق مردم رعایت شود. - [مراقب آنچه که می گویید باشید‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/18/مراقب-آنچه-که-میگویید-باشید‎/) - زمانی که برنده جایزه بزرگ ادبی انگلستان شدم، در مصاحبه مطبوعاتی ام گفتم: «هرگز از قدرت کلمات غافل نشوید. گاه یک جمله ساده میتواند زندگی فردی را به طور کامل دگرگون کند، میتواند به او زندگی ببخشد و یا زندگی را از او دریغ کند. - [زنی را می شناسم من](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/17/زنی-را-می-شناسم-من/) - زنی را می شناسم من که شوق بال و پر دارد ولی از بس که پُر شور است دو صد بیم از سفر دارد زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن درون آشپزخانه سرود عشق می خواند نگاهش ساده و تنهاست صدایش خسته و محزون امیدش در - [به سلامتی پدر......!](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/16/به-سلامتی-پدر/) - پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گرددبه سلامتی هرچی پدره . . - [دل نوشته های یك پدر ](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/15/دل-نوشته-های-یك-پدر/) - پدر كه باشی ؛ در بهشتی كه زیر پای تو نیست باز هم دلهــــره هایت را مرور می كنی. . . - [میشه بابا](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/14/میشه-بابا/) - تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ... اینجا نوشته چهار حرفی , ولی تو که حرف نداری - [لازم است](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/13/لازم-است/) - و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنون هستم . . . آيا همين منِ امروزيم را ميخواستم ؟ آیا ارزشش را داشت ...؟! - [راه درست](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/12/راه-درست/) - در همین حال،جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران،راهی را که قبلا باز شده،طی کنند،و هرگز از خود نپرسند: که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟ - [کفش ها](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/11/کفش-ها/) - پوزخندی زدم و گفتم : اگر راست می گویی پس خودت چرا کفش تازه به پا نمی کنی تا پا برهنه نباشی؟!! پارسا فروتنانه خندید و پاسخ داد :من مسافرم و تاوان هر سفرم کفشی بود که هر بار که از سفر برگشتم تنگ شده بود و پس هر بار دانستم که قدری بزرگتر شده ام ... - [از پلنگ های زندگی نترسید!](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/10/از-پلنگ-های-زندگی-نترسید-2/) - ” ترس جوان و باور او که پلنگ دارای قدرت جادویی است باعث شد پلنگ احساس قدرت کند و خود را شکست ناپذیر حس کند. این ترس ها و باورهای ترس آور و فلج کننده ما هستند که باعث قدرت گرفتن زورگویان و قدرت طلبان می شوند. - [چه قدر زود دیر می شود](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/09/چه-قدر-زود-دیر-می-شود/) - پیرمرد نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد... - [راه بهشت](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/07/راه-بهشت-2/) - مسافر حیران ماند:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود!" - كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرند بهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند. - [عیب کوچولوی عروس](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/08/عیب-کوچولوی-عروس/) - جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد! ! ! پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد ! ! ! - [لذت های دنیا](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/06/لذت-های-دنیا-2/) - شیوانا گفت : هستی پیام تو را شنید که هستی شنوا و بیناست ... خان می گوید : اما آن یکی دهقان چه ... او در خرابه ای نزدیک قبرستان مست و لا یعقل به زندگی در حالت دایم الخمری گرفتار است ... شیوانا گفت : او تمام لذت های دنیا را می خواست و اکنون صاحب تمام لذتهاست است..... - [اگرهایی برای بهتر شدن زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/05/اگرهایی-برای-بهتر-شدن-زندگی/) - اگر نیت این را دارید که زندگی سازنده تری داشته باشید به این ۳۰ جمله ایی که با “اگر” آغاز می شوند به خوبی توجه کنید . - [هنگامی که خدا زن را آفرید](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/04/هنگامی-که-خدا-زن-را-آفرید/) - خدا بازهم صبورانه و با لبخند همیشگی گفت: من سکوت نکردم، اما تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی و نه آوای مرا ... و من در گوشه ای دیدم شیخ دارد همچنان حرفهای پیشینش را تکرار میکند ! ! - [بيا پشت آن پنجره](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/03/بيا-پشت-آن-پنجره/) - خدایا! دلم را که هر شب نفس می کشد در هوایت - [دختر باهوش](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/02/دختر-باهوش/) - ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد ، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات ها خجالت میکشه گفت : دخترم خجالت نکش بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار . - [توله ‌های فروشی](https://www.weblog.videography.ir/1391/03/01/توله-‌های-فروشی/) - پای چپش را كه بدجوری پیچ خورده بود و به وسیله تسمه‌ ای فلزی محكم نگهداشته شده بود، به مغازه دار نشان داد و در حالی كه به او می‌نگریست، به نرمی گفت: " می بینید، من خودم هم نمی‌توانم خوب بدوم، این توله هم به كسی نیاز داره كه وضع و حالشو خوب درك كنه " - [انعام بیل گیتس](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/31/انعام-بیل-گیتس/) - گارسون تعجب میکنه و میگه جناب بیل گیتس، دختر شما دیروز به همین رستوران اومد و ۱۰۰ دلار به من پاداش داد، شما فقط ۲ دلار پاداش دادین ! - [وارنر بافیت](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/30/وارنر-بافیت/) - ه) پول خود را بخاطر چیزهای غیر ضروری هدر ندهید. تنها بخاطر چیزهائی خرج كنید كه واقعا به آنها نیاز دارید. و) نكته آخر اینكه، این زندگی شماست. چرا به دیگران این فرصت را می دهید كه برای زندگیتان تعیین تكلیف نمایند؟ - [فراز و نشیب‌های زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/29/فراز-و-نشیب‌های-زندگی/) - یک روز زن که از ساعت‌های زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده می‌دید، زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش، با کاغذ و قلمی‌در دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان می‌شود را بنویسید و در مورد آن‌ها بحث و تبادل نظر کنند. - [حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز ](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/28/حاصل-عمر-گابریل-گارسیا-مارکز/) - در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود. - [آخرین پله آسمان](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/27/آخرین-پله-آسمان/) - پس چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم - [میخواهم برگردم به روزهای کودکی](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/26/میخواهم-برگردم-به-روزهای-کودکی/) - تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود. و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...! - [بضاعت](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/25/2819/) - خدایا ! تنها بضاعت من عبادت عاشقانه ی توست. خدایا ! بصیرت عاشقانه و عارفانه را از روح و قلبم بیرون نبر که سرنوشتم سرنوشت شوم مقرب ترین ملک بارگاهت ابلیس خواهد شد نیک میدانیم جایی که عشق نباشد غرور بر تخت مرصع می نشیند سجده بی عشق سجده یر غرور است و سجده بر - [خدایا شکرت!](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/23/خدایا-شکرت/) - وقتی طلاق می گیری، می گن برو خدا رو شکر کن که بچه نداری! خلاصـه که همیشـه یه بدبختی بزرگتری هس که بخاطر اتفاق نیفتادنش شاکر باشیم... خداااااایا شکرت ! - [پسر تنبل](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/22/پسر-تنبل/) - شما هم از این به بعد عواقب کار و نظر او را مستقیم به خودش برگردانید و بی‌جهت بار تنبلی او را خودتان به تنهایی به دوش نکشید. خواهید دید که وقتی ببیند نتیجه اعمال ناپسندش مستقیم متوجه خودش می‌شود اعمال درست برای او مهم می‌شوند و دیگر همه چیز عالم برایش نامهم نمی‌شوند. - [اول باید در درون تو اتفاق بیافتد! ](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/21/اول-باید-در-درون-تو-اتفاق-بیافتد/) - اگر توانستی ذهن ات را برای دیدن آرزوهای روشن آزاد و رها کنی ، آن وقت می توانی اولین قدم ها برای حرکت به سوی خوشبختی و ثروت را برداری. همه اتفاق ها اول باید در درون تو رخ دهد و بعد تو تکرار آن را در دنیای بیرون ات ببینی!" - [بیاموزیم](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/20/بیاموزیم/) - آدمهای بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند. آدمهای متوسط درباره چیزها سخن می گویند. - [قانون جذب](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/19/قانون-جذب/) - اما دیر یا زود انسانی حق برنده شدن دارد کسی است که فکر می کند می تواند برنده شود - [زندگی کن](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/18/زندگی-کن/) - دیگران را فراموش نکن و درپايان یادت باشه: روزمره گي عين مردن است. - [من باور دارم.....](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/17/من-باور-دارم/) - من باور دارم ... «شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد ،نيست بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد ،بهترين استفاده را مى‌کند.» - [اگر کوسه ها آدم بودند !](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/16/اگر-کوسه-ها-آدم-بودند/) - در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت که به ماهی ها می آموخت: “زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز می شود." - [نقطه سر خط](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/15/نقطه-سر-خط/) - و آن‌هایی که می‌مانند، می مانند تا شاید روزی وطن را جایی برای ماندن کنند. - [شاخه های زیر پایت را بِبُر ](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/14/شاخه-های-زیر-پایت-را-بِبُر/) - آیا نقاط قوت و استعدادهای سازمان خود را می‌دانید؟ آیا به استقبال تهدیدها می‌روید یا همواره به شکلی محافظه‌کارانه به حفظ وضع موجود می‌اندیشید؟ در رویارویی با تهدیدها و مشکلات است که سازمان می‌تواند استعدادها و توانایی‌های خود را بروز داده و توسعه دهد. - [وصیتی زیبا برای زندگی ابدی (آلبرت انیشتن)](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/13/3007/) - روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند، از کنارم می گذرند. - [من و خدا](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/12/من-و-خدا/) - این طورى وقتى چشم‌هایم باز بودند از مناظر اطراف لذت مى‌بردم و وقتى چشم‌هایم را مى‌بستم، نسیم خنكى صورتم را نوازش مى‌داد. حالا هر وقت در زندگى احساس مى‌كنم كه دیگر نمى‌توانم ادامه بدهم، او لبخند مى‌زند و فقط مى‌گوید: «ركاب بزن.... - [درد](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/11/درد-2/) - درد، حرف نيست درد، نام ديگر من است - [من‌ آن‌ خاكم‌ كه‌ عاشق‌ می‌شود ](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/10/من‌-آن‌-خاكم‌-كه‌-عاشق‌-می‌شود/) - حالا می‌فهمم‌ چرا فرشته‌ها آن‌قدر حسودی شان‌ شد. اما اگر این‌ خاك، این‌ خاك‌ برگزیده، خاكی‌ كه‌ اسم‌ دارد، قشنگ‌ترین‌ اسم‌ دنیا را، خاكی‌ كه‌ نور چشمی‌ و عزیز دُردانه‌ خداست. - [زن](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/08/زن/) - هیچ کوچه ای به نام هیچ زنــــــــی نیست و هیچ خیابانی … بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد انگار - [یک جایی ...](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/07/یک-جایی/) - یک جایی میرسد که آدم دست به خودکشی میزند! نه اینکه تیغ بردارد و رگش را بزند!! - [مرد که باشی . . .](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/05/مرد-که-باشی/) - مرد که باشی،بار سنگین یک زندگی بر دوشهای همیشه استوارت سنگینی می کند... مرد که باشی،همیشه از آینده میترسی... - [مادر ای زیباترین شعر خدا ](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/06/مادر-ای-زیباترین-شعر-خدا/) - من شانه هایش را آنقدر قوی آفریدم تا بتواند وزن جهان را تحمل کند و در عین حال شانه هایش را مهربان آفریدم تا آرامش بدهد. - [زخمی که نمی بینیم ](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/09/زخمی-که-نمی-بینیم/) - خشونت، تحقیر..، آزار..و گاهی یک نگاه است.... نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده.... - [نان و نور](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/04/نان-و-نور/) - میکائیل نان قسمت می کند. آدم ها چنگ می زنند و نان ها را از او می ربایند. میکائیل گریه می کند و می گوید: کاش می دانستید، کاش می دانستید که نور از نان بهتر است. - [دوست، به قلم سروش صحت](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/03/دوست،-به-قلم-سروش-صحت/) - انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف می شود. با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم. - [کافکا و داستان عروسک](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/02/کافکا-و-داستان-عروسک/) - او واقعا باورش شده بود. اما باورپذیری بزرگترین دروغ هم بستگی به صداقتی دارد که به آن بیان می‌شود. امّا چرا عروسکم برای شما نامه نوشته؟ این دوّمین سوال کلیدی بود و کافکا خود را برای پاسخ دادن به آن آماده کرده بود ، پس بی هیچ تردیدی گفت : چون من نامه‌رسان عروسک‌ها هستم...! - [هشت راه برای باز کردن هدیه‌های خداوند ](https://www.weblog.videography.ir/1391/02/01/هشت-راه-برای-باز-کردن-هدیه‌های-خداوند/) - اما نکته آخر کاری است که نباید بکنید. هرگز نخواه که کس دیگری باشی، بخواه که بهترین خویشتن خویش باشی. قاتل استعدادیابی، استاندارد شدن است. شبیه به هم شدن، است. پس ویژه باش و متمایز باش و ممتاز چون خداوند تو را متفاوت و ویژه آفریده است. - [مشتاق تاختنم](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/30/مشتاق-تاختنم/) - گفتم از آنچه که باداباد گر اعتراض و اگر فریاد "تنها صداست که می ماند" من ماندگار نخواهم شد - [کلاس معرفت](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/31/کلاس-معرفت/) - می گویند از آن به بعد جاده ها و معابر منتهی به دهکده شیوانا در سراسر سرزمین بهترین بودند. شیوانا هر وقت در این جاده قدم می گذاشت با لبخند می گفت:" این مامور جاده ها زرنگ ترین شاگرد غیر حضوری کلاس معرفت است." - [در مورد ژاپنی ها](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/29/در-مورد-ژاپنی-ها/) - نکته جالب اینجاست که بدونید در فرهنگ ژاپنی مفهومی بنام "گناه" وجود نداره... و اصلا" مردم با این مفهموم هیچ آشنایی ندارن... تنها مفهوم بازدارنده در اونجا، "شرمندگی" است. - [برداشت شخصی](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/28/برداشت-شخصی/) - تک تک مردم برداشت های مختلف دارند . گوشتی که یکنفر با لذت می خورد برای دیگری زهر است . زن و شوهری یک الاغ از بازار خریدند . در راه یک پسر بچه گفت : - [هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی میخورد؟!](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/27/هیچ-می-دانید-آخرین-زنگ-دنیا-کی-میخورد؟/) - هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی میخورد؟! خدا می داند، ولی ... - [افق دیگر](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/26/افق-دیگر/) - اما اگر رویت را به سمت مقابل غروب یعنی به سمت طلوع آفتاب بر گردانی و کمی صبر و امید داشته باشی خواهی دید که به زودی خورشید با زیباترین جلوه هایش،آسمان را پر خواهد کرد. - [واقعیتی تلخ!](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/24/واقعیتی-تلخ/) - مـا تـوی زنــدگـیـمون، هـم هـیـچ وقــت کــســانی کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن، نـمی بـیـنیم ! ما فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم کــه بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن!! - [صبور باش](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/25/صبور-باش/) - این داستانی حقیقی است که در یکی از ایالت ها اتفاق افتاده . مردی از خانه بیرون آمد تا نگاهی به وانت نوی خود بیندازد و کیف کند. - [حتماً بخوانید!](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/23/حتماً-بخوانید/) - حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند. - [نگاه تو](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/22/نگاه-تو/) - همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه ساده زندگی کن. - [کسی را با انگشت نشانه نگیرید](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/20/کسی-را-با-انگشت-نشانه-نگیرید/) - همواره این فکر را در یاد داشته باش که او بخاطر کوتاهی ها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند . همه ما انتظار داریم که دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند . - [دیگران را از بالا نگاه نکنیم . . .](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/21/دیگران-را-از-بالا-نگاه-نکنیم/) - ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. - [حرف درست](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/19/حرف-درست/) - یک ضرب المثل چینی می گوید " یک حرف می تواند ملتی را خوشبخت یا نابود می کند " . بسیاری از روابط به دلیل حرف های نابجا گسسته می شوند . - [قانـــون دانــــه](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/19/قانـــون-دانــــه/) - نگاهی به درخت ســـیب بیندازید. شاید پانـــصد ســـیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است. خیلی دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسیم : چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟ - [همه امور به هم مربوطند](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/20/همه-امور-به-هم-مربوطند/) - آیا دقت كرده اید كه هر وقت به طور منظم ورزش می كنید، میل به غذاهای سالم تر و بهتر دارید؟ آیا دقت كرده اید كه وقتی غذاهای سالم تر و بهتری می خورید انرژی بیشتری دارید و طبعاً دوست دارید كه ورزش كنید؟ - [همواره می توان گرمابخش قلب يک نفر شد](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/24/همواره-می-توان-گرمابخش-قلب-يک-نفر-شد/) - در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت . - [چرا؟ (?WHY) ](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/21/چرا؟-why/) - دوست من «جان فوپ» وقتی متولد شد دست نداشت ولی هیچ وقت از خودش سوال نكرد چرا؟ من دست ندارم.» بلكه پرسید: «با پاهایم چه كاری می توانم انجام دهم؟»، - [خودم برایش می‌گویم . . .](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/01/خودم-برایش-می‌گویم/) - چند روز پیش دختر کوچولوی سه ساله‌ی یکی از دوستانم که اومده بود خونه ی ما با دیدن سوسک در آشپزخانه ما ذوق کرد و جلو رفت تا با دست کوچکش سوسک را ناز کند - [جعبه سیاه و جعبه طلایی](https://www.weblog.videography.ir/1389/12/25/جعبه-سیاه-و-جعبه-طلایی/) - در دستانم دو جعبه دارم كه خدا به من داده است . او گفت غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار ، - [خدا چراغی به او داد](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/18/خدا-چراغی-به-او-داد/) - روز قسمت بود خدا هستی را قسمت می کرد - [رمـز عاشـقی ...](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/17/رمـز-عاشـقی/) - تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی - [جهان](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/16/جهان/) - میدان دید ما با تمام فراخنایی خود می تواند همچون شبنمی کوچک باشد بر جهانی بسیار بزرگتر از آنچه ما امروز از گیتی در سر می پرورانیم پس گیتی بی آغاز و بی پایان است - [آرام ترین انسان ](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/15/آرام-ترین-انسان/) - در این هنگام آرام ترین انسان روی زمین در آستانه در کلبه ظاهر شد و در حالی که لبخند می زد گفت: فقط رضایت کافی نیست! باید در عین رضایت مدام و لحظه به لحظه ، آتش شوق و دوباره سازی را هم دایم در وجودت شعله ور سازی باید در عین رضایت دائم، جرات داشتن آرزوهای بزرگ را هم در وجود خودت تقویت کنی. تنها در این صورت است که آرامش واقعی بر وجودت حاکم خواهد شد. - [هرچه در توان داشته ام، انجام داده ام](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/13/هرچه-در-توان-داشته-ام،-انجام-داده-ام/) - در زندگی در هر مقطعی که هستید، نخست از خود سوال کنید من برای خودم چه کرده ام. بعد بپرسید برای اطرافیان و جامعه ام چه کار کرده ام و سپس بپرسید من برای کشورم چه کرده ام و همین طور آنقدر ادامه دهید تا به این نتیجه برسید که شاید نقشی هر چند کوچک در پیشرفت بشریت داشته اید. - [نمایش احساس](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/14/نمایش-احساس/) - چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، - [قورباغه و کرم](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/12/قورباغه-و-کرم/) - آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند... - [مورچه عاشق](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/09/مورچه-عاشق/) - روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ - [همه چیزم](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/11/همه-چیزم/) - تلفن همراه پيرمردى كه توى تاکسی كنارم نشسته بود، زنگ خورد ! پيرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان از جيبش درآورد و هرچه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو كرد... - [وابستگی و وارستگی](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/08/وابستگی-و-وارستگی/) - گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا خورده شدم ! ! ! - [چارلی چاپلین](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/07/چارلی-چاپلین/) - نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده میدادم ... تنهامى آموختم اندیشیدن را و "انسان" بودن را ... - [وبلاگم پنج ساله شد . مبارک](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/29/پنجمین-سال-تولد-وبلاگم-مبارک/) - همراه با قلبی پراز مهر ، مصمم به پیمودن مسیری سبز تا نهایت آرامش و احترام هستم ، هرچند در ابتدای راهم هنوز ، اما سخت امیدوار ..... حس بارور بودن و آفریدن خیلی زیباست ..... - [دلـت را بتـکان! Shake your heart !](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/01/دلـت-را-بتـکان-shake-your-heart/) - غصههایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن ... When your sorrows are over, step over them and forget them … - [دومین دیدار با جمال طی 11 سال اقامت در فرانسه و کانادا](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/03/دیدار-با-جمال/) - در مورد این ملاقات خواهم نوشت..... - [هرگز جــــــــــــا نزنید](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/10/هرگز-جــــــــــــا-نزنید/) - در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد نام او آبراهام لینکلن بود - [دوستی‎](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/06/دوستی‎/) - تا پای آزمایش در میان نباشد هر کسی از راه رسیده و نرسیده مدعی عشق است . رفاقت را باید با صداقت آزمود و صداقت را میشود از ته نگاههای یک انسان فهمید . - [اوج بــخــشــنـدگـــی ! ... ](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/05/اوج-بــخــشــنـدگـــی/) - حاتم را پرسیدند که : هرگز از خود کریم تر دیدی؟ گفت : بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرودآمدم و وی ده گوسفند داشت. - [نکته ای از انجیل](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/04/نکته-ای-از-انجیل/) - این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل خوانی را دچار سردرگمی کرد . آنها نمیدانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی میتواند داشته باشد. - [سال 1391 شمسی مبارک](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/01/سال-1391-شمسی-مبارک/) - آن دم كه خیاط ازل، پیرآهن سفید طبیعت را از هم می درد، بهار سبز با ردای خیس و بارانی اش، لبخند را بر لب سبزه های تازه رسته، جراحی می كند. - [دریای رهایی](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/03/دریای-رهایی/) - دنیا، دریاست و ما دائم توی آن دست و پا می‌زنیم. شنا بلد نیستیم. تازه اگر هم بلد باشیم با این همه گوی سنگی و سربی كه به پا بسته‌ایم، كاری نمی‌توانیم بكنیم. هی فرو می‌رویم و فرو می‌رویم و فروتر. - [لیلی مقصره یا مجنون ؟](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/21/لیلی-مقصره-یا-مجنون-؟/) - یادم میاد اولین بار که عاشق شدم و عاشق موندم همه چیزمو از دست دادم ! چون نیاز به چیزی نداشتم ، - [فرشته عشق](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/29/فرشته-عشق/) - در آخرین شب زمستان خدا جشنی با شکوه در آسمانها تدارک دید در این جشن ماه و ستارهها و تمام سیارات دعوت بودند - [شب آرزوها](https://www.weblog.videography.ir/1390/03/19/شب-آرزوها/) - امشب شب آرزوهاست چشماتو ببند - [فرازی از وصیت نامه کورش کبیر](https://www.weblog.videography.ir/1389/12/10/فرازی-از-وصیت-نامه-کورش-کبیر/) - مردم اغلب بی انصاف و بی منطق و خود محورند ، آنان را ببخش اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ، ولی مهربان باش - [عشق یعنی ....](https://www.weblog.videography.ir/1389/12/11/عشق-یعنی/) - عشق یعنی روح را آراستن بیشمار افتادن و برخاستن - [خدا هست](https://www.weblog.videography.ir/1389/12/12/خدا-هست/) - غم واندوه اگر هم روزی مثل باران باريد يا دل شيشه ای ات - [بزرگان تاریخ ایران زمین](https://www.weblog.videography.ir/1391/01/02/بزرگان-تاریخ-ایران-زمین/) - ۱.آریا برزن یكی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است كه در برابر یورش اسكندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری كرد و در این راه جان باخت و حماسه (دربندپارس) را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت.در جنگ دربندپارس، آخرین پاسداران ایران، با شماری اندك، به فرماندهی آریابرزن، در برابر سپاهیان - [ سال نو مبارک ، خوش بحال آفتاب](https://www.weblog.videography.ir/1390/01/01/سال-نو-مبارک-،-خوش-بحال-آفتاب/) - بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک شاخه‌های شسته ، باران خورده ، پاک - [مهربانم ای خوب](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/24/مهربانم-ای-خوب/) - مهربانم ای خوب یاد قلبت باشد، یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی که همه سرد و غریبند باتو - [زورگوئی نکنید !](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/28/زورگوئی-نکنید-2/) - بسیاری از روابط به این دلیل گسسته می شوند که یک طرف می خواهد به طرف دیگر زور بگوید و یا توقع زیادی دارد . مردم فکر می کنند که عشق بر هر چیزی پیروز می شود و همسرشان می تواند عادات بد خود را بعد از ازدواج ترک کند . - [پایان رابطه . . .](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/27/پایان-رابطه/) - وقتی اعتماد از بین برود ، رابطه به پایان خواهد رسید فقدان اعتماد ، به سوء ظن می انجامد - [کوروش بزرگ](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/26/کوروش-بزرگ/) - {خداوندا سرزمین مرا از حمله بیگانه و خوشکسالی و دروغ در امان بدار} دعای کوروش بزرگ برای ایران زمین - [نگریستن آموزگار](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/26/نگریستن-آموزگار/) - سنجاقک راهبه ای کوچک بود که بر سرانگشت درختی به مراقبه نشسته بود. درخت، بودا بود و برابر این هر دو، کوهی بود بزرگ و برومند. کوه، حکیمی فروتن و خاموش بود. بودا دستانی سبز و سرافراز داشت در جستوی نور. - [فهمـــیده ام که ...](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/25/فهمـــیده-ام-که/) - فهمــیده ام که یک زلزله ۷ ریشتری تمام مشکلات دیگر زندگی آدم را کم اهمیت می کند. ۲۸ ساله فهمــیده ام که در زندگی باید برای رسیدن به اهدافم تلاش کنم ولی نتیجه را به خواست خدا بسپارم و شکایت نکنم. ۲۹ ساله - [زندگی بهتری خواهیم داشت اگر .....](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/23/زندگی-بهتری-خواهیم-داشت-اگر/) - بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی كنیم. حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد. - [یکی از مهمترین خصایص انسان](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/22/یکی-از-مهمترین-خصایص-انسان/) - روزی شاگردی به استاد خویش گفت:استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟ استاد گفت: واقعا می خواهی آن را فرا گیری؟ - [از برای خدا؟ یا برای خود؟](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/20/از-برای-خدا؟-یا-برای-خود؟/) - در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهرالصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند. - [قدرت بیان](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/19/قدرت-بیان/) - جان دوست صمیمی جک در سر راه مسافرتشان به منهتن پس از سفارش صبحانه در رستوران به جک گفت: یک لحظه منتظر باش می روم یک روزنامه بخرم. - [شکست](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/18/شکست/) - یکی از مریدان شیوانا مرد تاجری بود که ورشکست شده بود. روزی برای تصمیم گیری در مورد یک موضوع تجاری نیاز به مشاور بود. - [نکاتی جذاب و خواندنی از طرف دالایی لاما](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/17/نکاتی-جذاب-و-خواندنی-از-طرف-دالایی-لاما/) - 1 - به خاطر داشته باش که عشق‎های سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردن‎ها و ریسک‎های بزرگ محتاج‎اند. 2 - وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده. - [گفتگو با خدا](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/16/گفتگو-با-خدا-2/) - خواب دیدم با خداوند در ساحل رودخانه ای قدم می زنم. نا گهان فراز ها و نشیب های صعودم در زندگی، - [مقایسه عشق و دوست داشتن](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/15/مقایسه-عشق-و-دوست-داشتن/) - عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال - [سرباز آمریکایی](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/14/سرباز-آمریکایی/) - سرباز قبل از اینکه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: پدر ومادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم. - [زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/12/زندگی/) - ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، - [چند پندی ارزنده](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/13/چند-پندی-ارزنده/) - از اینکه به دیگران بگویی چه طور کاری را انجام دهند پرهیز کن در عوض به آنها بگو چه کاری باید انجام گیرد. خواهی دید که آنها با راه حلهای خلاقه شان تو را شگفت زده خواهند کرد. - [30 قانون جهانی موفقیت](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/11/30-قانون-جهانی-موفقیت/) - زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز تفکر و احساسات درونی شما، و عملکرد و تجارب بیرونی تان رابطه مستقیم وجود دارد. روابط اجتماعی، وضعیت جسمانی، شرایط مالی و موفقیت های شما بازتاب دنیای درونی شماست. - [داستانی زیبا از یک هنرمند کوچک!](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/10/داستانی-زیبا-از-یک-هنرمند-کوچک/) - من قبلاً در دی‌موآن در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم. مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. - [انیشتین و چارلی چاپلین](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/07/انیشتین-و-چارلی-چاپلین/) - روزی انیشتین به چارلی چاپلین هنرمند بزرگ گفت : می دانی آنچه باعث شهرت تو شده چیست؟ این است که همه کس حرف تو را می فهمد! - [یك روز زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/09/یك-روز-زندگی/) - پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سكوت كرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سكوت كرد. - [مداد باش](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/08/مداد-باش/) - - ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟ پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت : - [عشق یعنی چه؟](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/06/عشق-یعنی-چه؟/) - دختری کنجکاو میپرسید: ایها الناس عشق یعنی چه؟ دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه - [گره زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/05/گره-زندگی/) - پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با گدایی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و درهمان حالی که به خانه بر می گشت - [کاش این متن را تا انتها بخوانید!](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/04/کاش-این-متن-را-تا-انتها-بخوانید/) - ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ - [درد خودپرستی](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/03/درد-خودپرستی/) - فردی مسلمان یک همسایه کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد : - [وقتی روشنفکری سرگرمی میشود](https://www.weblog.videography.ir/1390/12/02/وقتی-روشنفکری-سرگرمی-میشود/) - روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ... یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای! - [گاهی اونقدر غرق آرزوها هستیم که فراموش می کنیم خودمان آرزوی کسی هستیم](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/30/گاهی-اونقدر-غرق-آرزوها-هستیم-که-فراموش/) - دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. - [ رسم زندگی...](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/29/رسم-زندگی-2/) - رسم زندگی این است یک روز کسی را دوست می داری - [چهره ی زشت نفرت](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/28/چهره-ی-زشت-نفرت/) - معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. - [بـبوسیـدش](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/25/بـبوسیـدش/) - بـبوسیـدش .. حتما ً قبـل ِ خواب ببـوسیـدش! حتی اگه با هم دعـوای ِ بـدی کرده باشیـد .. حتی اگه بهتـون گفته باشه از این زنـدگی ِ کوفتـی خسته شـده .. حتی اگه برچسـب ِ ” بد اخـلاق ” بهـتون چسبـونده باشه ! - [مسافر خسته من‎](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/26/مسافر-خسته-من‎/) - آهای مسافر خسته من ، دستت را بگذار بر روی دل من می بینی که من نیز مثل تو خسته ام ، می بینی که من نیز مثل تو با غمها نشسته ام - [قـحـطـی](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/27/قـحـطـی/) - اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ایی زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپو ها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می - [واین آغاز انسان بود. . .](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/23/واین-آغاز-انسان-بود/) - از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود. فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد. - [دنیا را بد ساخته اند...](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/22/دنیا-را-بد-ساخته-اند/) - دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. - [انوشیروان ساسانی](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/18/انوشیروان-ساسانی/) - وقتی کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود. - [خلقت انسان](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/17/خلقت-انسان/) - سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین - [سنگ‌پشت](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/15/سنگ‌پشت/) - پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست‌ كه‌ همیشه‌ جز اندكی‌ از بسیار را نخواهد رفت. - [اوضاع فرق کرد](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/16/اوضاع-فرق-کرد/) - مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد. - [پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد.](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/14/پیامبری-از-کنار-خانه-ی-ما-رد-شد/) - پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت : چه بارانی می آید. پدرم گفت : بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. - [مرا بغل کن](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/13/مرا-بغل-کن/) - روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود،بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. - [منطق چیست؟](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/12/منطق-چیست؟/) - شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟ استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد پیش من می آیند. - [ما از درون زنگ زده ایم ](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/11/ما-از-درون-زنگ-زده-ایم/) - مرحوم حسین پناهی هنرپیشه فقید میگفت بعد از مرگم مردم من را خواهند شناخت! شاید بعضی از اشخاص فكر میكردند وی عقل درستی ندارد اینك به بعضی از حرفهای او توجه بفرمایید: ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند دندانساز راست می - [بعضی‌ها با گلها صحبت می‌كنند](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/10/بعضی‌ها-با-گلها-صحبت-می‌كنند/) - بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه بعضی‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو بعضی‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه بعضی‌ها یك عمر زندگی می‌كنند برای رسیدن به زندگی بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند بعضی‌ها حمال كتابند بعضی‌ها بقال كتابند بعضی‌ها انبارداركتابند بعضی‌ها كلكسیونر كتابند بعضی‌ها قیمتشان به لباسشان - [زندگی ویلان!](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/09/زندگی-ویلان/) - هنوز هم بعد از این همه سال، چهره‌ی ویلان را از یاد نمی‌برم. در واقع، در طول سی سال گذشته، همیشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگی را دریافت می‌کنم، به یاد ویلان می‌افتم ... - [عشق و شوریدگی](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/08/عشق-و-شوریدگی/) - روزی شیوانا پیر معرفت یكی از شاگردانش را دید كه زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد. - [زیر گنبد کبود](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/07/زیر-گنبد-کبود/) - زیر گنبد کبود جز من و خدا - [30 کار 30 ثانیه ای برای داشتن زندگی بهتر](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/06/30-کار-30-ثانیه-ای-برای-داشتن-زندگی-بهتر/) - رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان، و زندگی تان را تغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. - [وای اگر پرنده‌ای را بیازاری !](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/05/وای-اگر-پرنده‌ای-را-بیازاری/) - پسرك‌ بیآن‌ كه‌ بداند چرا، سنگ‌ در تیركمان‌ كوچكش‌ گذاشت‌ و بیآن‌ كه‌ بداند چرا، گنجشك‌ كوچكی را نشانه‌ رفت. پرنده‌ افتاد، بال‌هایش‌ شكست‌ و تنش‌ خونی شد. پرنده‌ میدانست‌ كه‌ خواهد مرد اما... - [شكی كه انسان را عوض كرد](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/04/شكی-كه-انسان-را-عوض-كرد/) - متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یك دزد راه می رود ، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند ، پچ پچ می كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضی برود و شكایت كند . - [ایکاش که عبرت بگیریم](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/03/ایکاش-که-عبرت-بگیریم/) - در جائی خواندم که: بومیان آمازون روش جالبی برای شکار میمون دارند بدینصورت که نارگیل را از دو طرف سوراخ می کنند، یک طرف کوچک تر در حدی که بتوانند یک طناب را از آن عبور دهند و یک طرف کمی درشت تر در حدی که دست یک میمون به زور از آن رد شود. - [بزرگ مرد ایرانی](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/02/بزرگ-مرد-ایرانی/) - هنوز ۴۵ روز نگذشته بود، که دلم برای خانواده ام تنگ شد. اما مرخصی ندادن، منم بدون مرخصی و پای پیاده، از مشهد تا طرقبه (۱۸ کیلومتر) دویدم ! - [تقدیر](https://www.weblog.videography.ir/1390/11/01/تقدیر/) - مسافری خسته كه از راهی دور می آمد، به درختی رسید و تصمیم گرفت كه در سایه آن قدری اسـتراحت كند غافـل از این كه آن درخت جـادویی بود ، درختی كه می توانست آن چه كه بر دلش می گذرد برآورده سازد...! - [پرواز](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/30/پرواز/) - وقتي راه رفتن آموختي، دويدن بياموز و دويدن که آموختي ، پرواز را - [لحظه حال](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/29/لحظه-حال/) - به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند : "روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد. - [قصه زندگی آدم‌ها](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/28/قصه-زندگی-آدم‌ها/) - او خوشبخت بود. چون هیچ سؤالی نداشت. اما روزی سؤالی به سراغش آمد. - [شعر زیبای زنگ انشاء از قیصر امین پور](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/21/شعر-زیبای-زنگ-انشا-از-قیصر-امین-پور/) - صبح یک روز سرد پائیزی روزی از روز های اول سال بچه ها در کلاس جنگل سبز جمع بودند دور هم خوشحال - [چند واقعیت قشنگ](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/25/چند-واقعیت-قشنگ/) - اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است. - [بودن در مسیر درست](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/27/بودن-در-مسیر-درست/) - حرکت در مسیر درست یعنی داشتن احساس رضایت از دقایق، ساعت‌ها و روزهایی که می‌گذرانیم. یعنی انرژی بی‌دلیل صرف نمی‌شود. یعنی بسیاری از رویدادها برای شما الهام بخش و تاثیر‌گذار خواهد بود. - [خدای درون ](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/24/خدای-درون/) - می گویند که در روزگاران دور، آدمیان همه، خلق و خو و سرشتی خدای گونه داشتند ولی از امکانات و توانائیهای خود خوب استفاده نکردند و کار به جائی رسید که برهما، خدای خدایان، تصمیم گرفت قدرت خدائی را از آنان بازگیرد و آن را در جائی پنهان کند که دست آنها از آن کوتاه باشد. - [زیباترین قسم](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/26/زیباترین-قسم/) - لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز. - [پاسخ دکتر حسابی](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/23/پاسخ-دکتر-حسابی/) - یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . - [چطوری؟](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/22/چطوری؟/) - کاش اون لحظه ای که یکی ازت می پرسه" حالت چطوره؟ " و توجواب می دی " خوبم"، - [آزادی بیان](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/19/آزادی-بیان/) - فردریک کبیر ،که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می دانست. - [هرگز فراموش نکن](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/20/هرگز-فراموش-نکن/) - معاشق شدن آسان است، اما ادامه آن هنر است دوست هرکه باشد، نسخه دوم خودت است - [استجابت دعا](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/17/استجابت-دعا-2/) - یک نفر دلش شکسته بود ! توی ایستگاه استجابت دعا ، - [عشق مرد از نگاه دکتر شریعتی](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/19/عشق-مرد-از-نگاه-دکتر-شریعتی/) - مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬ - [داستان گردنبند](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/18/داستان-گردنبند/) - جینی دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود. یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش ۱۰/۵ دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را - [از دست نوشته های مهاتما گاندی](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/16/از-دست-نوشته-های-مهاتما-گاندی/) - من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ، من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم، - [روزمره گی، عین مردن است](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/15/روزمره-گی،-عین-مردن-است/) - حتی اگه شب رو دیر خوابیدی ، صبح زود بیدار شو ! زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن ! - [چقدر فرصت داریم تا یکدیگر را دوست داشته باشیم؟](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/14/چقدر-فرصت-داریم-تا-یکدیگر-را-دوست-داشته/) - این مدت کم ارزش بغض و کینه و دشمنی با همدیگر رو دارد؟ بهتر نیست از فرصت کم برای مهربونی با همدیگر استفاده کنیم؟؟ - [هر چه خدا بخواهد](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/13/هر-چه-خدا-بخواهد/) - هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد. طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند. - [سخنانی که باید با طلا نوشت‎](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/12/سخنانی-که-باید-با-طلا-نوشت‎/) - برای نابینا الماس و شیشه یکی است پس اگر کسی ارزش تو را ندانست تو بی ارزش نیستی او نابینا ست - [حقایق جالبی از زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/11/حقایق-جالبی-از-زندگی/) - At least 5 people in this world love you so much they would die for you حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند - [چهل و یک مورد از کم هزینه ترین لذت های دنیا](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/10/چهل-و-یک-مورد-از-کم-هزینه-ترین-لذت-های-دن/) - 1 - گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. 2 - سعی كنیم بیشتر بخندیم. 3 - تلاش كنیم كمتر گله كنیم. 4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم. 5 - گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم. 6 - بیشتردعا كنیم. 7 - در داخل آسانسور - [چه ظرفی در زیر باران رحمت الهی قرار داده‌اید ؟](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/09/چه-ظرفی-در-زیر-باران-رحمت-الهی-قرار-داده/) - روزی مردی در جاده مشغول تعمیر خودروی خود بود كه ناگهان ماهیگیری كه پشت سر هم ماهی می‌گرفت توجه او را به خود جلب كرد. مرد متوجه شد كه ماهیگیر ماهی‌های كوچك را نگه می‌دارد و ماهی‌های بزرگ را در آب می‌اندازد. - [پیر مرد خاص‎](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/08/پیر-مرد-خاص‎/) - پیرمردی 92 ساله كه سر و وضع مرتبی داشت در حال انتقال به خانه سالمندان بود. همسر 70 ساله اش به تازگی درگذشته بود و او مجبور بود خانه اش را ترك كند. - [دعا کردن و شمع در حال سوختن](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/07/دعا-کردن-و-شمع-در-حال-سوختن/) - تا حالا دقت کردید که توی مراسم عرفانی و روحانی و جاهای مقدس چرا شمع روشن میکنن؟ تا حالا به این فک کردید که چرا روی کیک تولد شمع میذارن و لحظه فوت کردن شمع میگن آرزو کن؟ - [دعای خیر پدر‎](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/06/دعای-خیر-پدر‎/) - مرد جوانی ، از دانشكده فارغ التحصیل شد. ماهها بود كه ماشین اسپرت زیبایی ، پشت شیشه های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود . - [امــیــد](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/04/امــیــد/) - اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. » - [واکنش قورباغه ای](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/02/واکنش-قورباغه-ای/) - اگر یک قورباغه تیزهوش وشاد را بردارید وداخل یک ظرف آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند؟ بیرون می پرد! درواقع قورباغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست وباید برود! - [هزار و یک بار عشق](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/03/هزار-و-یک-بار-عشق/) - یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. - [قطاری به مقصد خدا](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/01/قطاری-به-مقصد-خدا/) - قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کيست که با ما سفر کند ؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ - [روز مبادا](https://www.weblog.videography.ir/1390/10/05/روز-مبادا/) - دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را… - [غازها و عقابها](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/29/غازها-و-عقابها/) - آدم ها دو دسته هستند: غازها و عقاب ها. هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه. - [آرزو ... ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/30/آرزو-2/) - همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! - [زن عشق می كارد و كینه درو می كند ... ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/26/زن-عشق-می-كارد-و-كینه-درو-می-كند/) - زن عشق می كارد و كینه درو می كند ... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ... می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ... برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار - [از کسانیکه ... ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/28/از-کسانیکه/) - ازکسانیکه از من مــــتنفرند سپاس ، آنها مرا قویتر میکنند. از کسانیکه مرا دوســــــــــت دارند ممنونم ، آنان قلب مرا بزرگتر میکنند. - [وقتی کسی را دوست دارید . . .](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/25/وقتی-کسی-را-دوست-دارید-2/) - وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود. وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید. - [ارزش کار](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/27/ارزش-کار/) - یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند. - [معنی آدما](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/24/معنی-آدما/) - بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.. - [هر که بامش بیش برفش بیشتر](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/23/هر-که-بامش-بیش-برفش-بیشتر/) - یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد ، بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند ! - [جانشین](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/22/جانشین/) - پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ی گیاهی داد و از آنها خواست، دانه را در یک گلدان بکارند و گیاه رشد کرده را در روز معینی نزد او بیاورند. - [قـــطره! ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/21/قـــطره/) - قطره، دلش دریا می خواست ، خیلی وقت بود به خدا گفته بود. - [شکست های معروف](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/20/شکست-های-معروف/) - از دفتر روزنامه ای که در آن مشغول به کار بود اخراج شد چرا که رئیسش فکر میکرد تخیل خلاقیت و ایده های خوب ندارد ! والت دیزنی: موسس شهر بازی دیزنی لند و شرکت والت دیزنی (آفریننده میکی موس سفید برفی و..) برنده 22 جایزه اسکار. - [سوگند به اسب و زیتون و ماه](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/19/سوگند-به-اسب-و-زیتون-و-ماه/) - خداوند گفت: سوگند به اسبان دونده ای که نفس نفس می زنند؛ سوگند به اسبانی که به سم از سنگ آتش می جهانند؛ - [بهشت برین ](https://www.weblog.videography.ir/1388/08/01/بهشت-برین/) - نظام سرمایه داری گند و کثافت اش را به تمام سلولهای جامعه از سیدنی تا سیاتل و از دبی تا ناشناخته ترین روستاهای نپال گسترش داده است. در دو دهه گذشته دنیای سرمایه داری به خاطر گرد و خاکی که از ویرانه های سرمایه داری دولتی بلوک شرق بپا خاسته بود، دنیا را در چنبره - [12 قدم تا شادی](https://www.weblog.videography.ir/1387/01/10/12-قدم-تا-شادی/) - وین دایر میگوید ما در زندگی یك ماموریت داریم (( ماموریت برای شادی )) . تحقیقات نشان میدهد كسانی كه در جستجوی شادی هستند شادی را بیشتر تجربه می كنند . شادی سراغ كسی نمی آید باید آنرا خلق كرد. - [برقص، عشق بورز، بخوان، زندگی کن ! ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/17/برقص،-عشق-بورز،-بخوان،-زندگی-کن/) - تا حالا عادت داشتید اشیاء بی‌مصرف رو انبار کنید؟ و فکر کنید یه روزی "کی میدونه چه وقت" شاید به دردتون بخوره؟ تا حالا شده که پول‌هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می‌کنید در آینده شاید بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟ - [بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/18/بهترین-لحظات-زندگی-از-نگاه-چارلی-چاپلی/) - To laugh until it hurts your stomach آنقدر بخندی که دلت درد بگیره - [قضاوت](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/16/قضاوت/) - مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود: پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. - [خدایا! دانایی را چراغ راهمان کن .](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/15/خدایا-دانایی-را-چراغ-راهمان-کن/) - جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . - [امتحان ارزیابی](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/13/امتحان-ارزیابی/) - پسر كوچكی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. - [چشم ها را باید شست](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/12/چشم-ها-را-باید-شست/) - روزبعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. - [زرنگ ترین پیرزن دنیا](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/11/زرنگ-ترین-پیرزن-دنیا/) - سپس به رئیس شعبه گفت : به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . - [لیوان را زمین بگذارید! ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/10/لیوان-را-زمین-بگذارید/) - استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ - [داستان فرشته بیکار](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/09/داستان-فرشته-بیکار/) - هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. - [سکوت عاشق ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/14/سکوت-عاشق-2/) - از امروز تا فرجام این احتضار تنها سکوت خواهم کرد ، با سکوتم سخن خواهم گفت، قصه خواهم گفت. با سکوتم مهربانی خواهم کرد و خواهم بخشید. - [به نام خدا ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/08/به-نام-خدا/) - خداوند، اون کسانی رو که ازش میخواهی کنارت باشن بهت نمیده، بلکه اون کسانی رو کنارت قرار میده که بهشون نیاز داری..... بهشون نیاز داری تا کمکت کنن (تا کمک کردن رو یاد بگیری)، - [مثبت نگری و منفی نگری](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/07/مثبت-نگری-و-منفی-نگری/) - دو شاگرد به شدت روی نظریه ی خود پافشاری می کردند و هیچ یک از موضع خود پایین نمی آمدند. ناگهان شیوانا با اشاره به شاگردان به ایشان فهماند که در چند قدمی آنها زیر سنگی بزرگ مار سمی خطرناکی خوابیده است. - [درس زندگی](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/06/درس-زندگی/) - دختر کوچولو و پدرش از رو پلی میگذشتن. پدر یه جورایی می‌ترسید، واسه همین به دخترش گفت: عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی تو رودخونه. - [عاشقانه ترين آواز کلاغ ](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/05/عاشقانه-ترين-آواز-کلاغ/) - کلاغ لکه ننگی بود بر دامن آسمان و وصله ناجور بر لباس هستی و صدای ناهموار و ناموزونش خراشی بود بر صورت احساس . با صدايش نه گلی می شکفت و نه لبخندی بر لبی می نشست صدايش اعتراضی بود که در گوش زمين می پيچيد. - [جملات عارفانه دکتر شریعتی در مورد عشق](https://www.weblog.videography.ir/1390/09/04/جملات-عارفانه-دکتر-شریعتی-در-مورد-عشق/) - عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال ## برگه‌ها - [روایت خود](https://www.weblog.videography.ir/about/) - در باره من: دریک روز گرم تابستانی مرداد ماه سال 1342 شمسی در دیار سربداران (سبزوار) متولد شدم . از دوران کودکی به فکر بودم که به جایی برسم ؛ کاره ای شوم و منصب دهان پرکنی داشته باشم ! چرا که فرهنگ جاری جامعه چنان در محیط تربیتی ام رسوخ کرده بود که اهداف - [زاویه](https://www.weblog.videography.ir/زاویه/) - این ‌جا وبلاگ شخصی یا به عبارتی ، دفترچه‌ی یادداشت‌ آنلاین یک مرد متولد 1342 است که خود آموخته برق ، الکترونیک ، مخابرات ، شبکه ، اینترنت ، تلویزیون و ...... عاشق هنر سینما و موسیقی و ....... است. تلاش می‌کنم با توجه به علاقه‌ی شخصی‌ام نگاهی کاربردی داشته باشم به فلسفه و جامعه ## دسته‌ها - [نکته ها](https://www.weblog.videography.ir/category/points/) - [نتیجه اخلاقی](https://www.weblog.videography.ir/category/genomic-result/) - [جملات نغز](https://www.weblog.videography.ir/category/sentence/) - [آیا می دانید ؟](https://www.weblog.videography.ir/category/do-you-understand/) - [آخرین تصویر](https://www.weblog.videography.ir/category/last-picture/) - [سیاست](https://www.weblog.videography.ir/category/politics/) - [روشنفکری](https://www.weblog.videography.ir/category/enlightenment/) - [بزرگان](https://www.weblog.videography.ir/category/the-bigest/) - [اخبار](https://www.weblog.videography.ir/category/news/) - [سفرنامه ها](https://www.weblog.videography.ir/category/logbooks/) - [با مزه !](https://www.weblog.videography.ir/category/funny/) - [تفکر خلاق](https://www.weblog.videography.ir/category/creative-thinking/) - [جسته و گریخته](https://www.weblog.videography.ir/category/جسته-و-گریخته/) - [خوانندگان](https://www.weblog.videography.ir/category/readers/) - [مناسبت ها](https://www.weblog.videography.ir/category/events/) - [سخن عکس](https://www.weblog.videography.ir/category/سخن-عکس/) - [بدون شرح](https://www.weblog.videography.ir/category/inexplicit/) - [معرفی کتاب](https://www.weblog.videography.ir/category/introduction-of-book/) ## برچسب‌ها - [افزودن برچسب تازه](https://www.weblog.videography.ir/tag/افزودن-برچسب-تازه/)