اسفند
۱۷

سقوط در اعماق خلیج !

جهت قرارداد کاری فی مابین شرکت (اعمار سیستم) و یکی از دوستان من که مقیم کشور امارات هست (آقای محمود شهرتی) با مهندس عبدی روز جمعه مورخه ۷/۱۲/۱۳۸۸ ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر عازم کیش – دبی شدیم . یکی از دوستان و همکاران قدیمی مهندس عبدی (آقای یزدی) با پرواز صبح مشهد – کیش عازم شده بود و درنمایشگاه و فروشگاه سامسونگ که متعلق به آقای مهندس ناصر چرم چی می باشد ، منتظر ملحق شدن به ما بود (البته ناصر خان در دبی بودند) . پرواز متعلق به هواپیمایی تابان و هواپیما از نوع توپولف که خیلی فرسوده به نظر می رسید . پرواز با تاخیر انجام شد و به خاطر همین تاخیر به پرواز آخر کیش – دبی نرسیدیم و مجبور شدیم شب را در محل اداری ناصر خان بگذارنیم . شب باران شدیدی کیش را شست . صبح با تاخیر خیلی زیاد که ناشی از نبودن سرویس تاکسی بود نتوانستیم به پرواز اول کبش برسیم . به دفتر کیش ایر رفته و برای پرواز ساعت ۱ بعدازظهر به مقصد دبی جا رزرو کنیم و در این فاصله به یکی از مراکز فروش (بازار پردیس) رفتیم و ساعاتی را آنجا گذارندیم و سپس برای پرواز به فرودگاه برگشتیم . فرودگاه بین اللملی کیش بسیار گرم و پر از مگس ! ! ! پس از مراحل تایید پاسپورت و ویزا سوار هواپیما شدیم . هواپیمای کیش ایر از نوع فوکر ۵۰ با ظرفیت ۵۰ مسافر .
اطلاعات :
فوکر ۵۰ جانشین هواپیمای موفقF-27 فرنشیپ است که امروزه در خطوط هوایی ایران بعنوان هواپیمای توربوپراپ منطقه ای فعالیت می کند. تاریخ ساخت فوکر ۵۰ به سال ۱۹۸۳ بر می گردد، زمانیکه شرکت فوکر برای اولین بار از طراحی هواپیمای ۵۰ نفره با نام فوکر۵۰ و جت صد نفره فوکر ۱۰۰ پرده برداشت. فوکر۵۰ بر اساس بدنه هواپیمای F-27-500 ساخته شده ولی دارای تغییرات اساسی است . در صدر تغییرات موتور توربوپراپ پرات اند ویتنی PW125 6 تیغه ای است که باعث افزایش %۱۲ سرعت کروز و برد هواپیما و کاهش مصرف سوخت شده است. از دیگر تغییرات آن می توان به سیستمهای اویونیک (الکترونیک پروازی) جدید و کابین شیشه ای و استفاده محدود از مواد (کمپوزیت) مرکب اشاره کرد.
نمونه اولیه فوکر ۵۰ بر اساس (F-27 با وجود اینکه %۸۰ قطعات جدید و یا بهبود یافته بود) ساخته شده و اولین بار در ۲۸ دسامبر ۱۹۸۵ به پرواز در آمدند. گواهینامه پرواز فوکر ۵۰ در می۱۹۸۷ دریافت شده و شرکت لوفت هانزا سیتی لاین بعنوان اولین مشتری در آگوست همان سال هواپیمای خود را تحویل گرفت. مدل پایه فوکر ۵۰ ، سری ۱۰۰ می باشد. این مدل دارای حداکثر سرعت کروز ۵۳۲ کیلومتر در ساعت و سرعت اقتصادی آن ۴۵۴ کیلومتر در ساعت می باشد. سقف پرواز آن ۲۵۰۰۰ پا بوده و برد آن با ۵۰ نفر مسافر ۲۰۵۵ کیلومتر می باشد. سری ۱۲۰ نیز مدل ۴ دره ( بجای ۳ دره سری ۱۰۰) است. مدل دیگر فوکر ۵۰ سری ۳۰۰ می باشد که دارای موتورهای قویترPW127B با قدرت ۲۰۵۰ کیلو وات بوده که حداکثر سرعت گشتزنی آن را به ۵۲۶ کیلومتر در ساعت می رسانند. برد این مدل با ۵۰ نفر مسافر اندکی کمتر از سری ۱۰۰ و حدود ۲۰۳۳ کیلومتر است.
داخل کابین تمیز و نو به نظر می رسید . آسمان تقریبا صاف بود و اکثر مسافران غیرایرانی بودند (چینی ، فلیپینی ، هندی ، پاکستانی که برای تغییر ویزا Change Visa به کیش مسافرت می کنند) و هواپیما با پرواز در ارتفاع ۲۰۰۰ پایی داخل ابرها به سمت امارات متحده عربی پیش رفت که بعد از ۴۵ دقیقه پرواز در فرودگاه دبی به زمین نشست . بعداز نشستن و هدایت به طرف اسکن چشم (چشم نگاری به جای انگشت نگاری) (Eye Check) و بعد از اسکن چشم سپس به سمت سالن تایید ویزا و پاسپورت رفتیم . جالب اینجاست که بقیه ای ملیت های دیگر همراه با ما ، بدون هیچ کنترلی از کنار ما رد می شدند ؟ ؟ ؟ ! ! !
توی صف اول آقای مهندس عبدی و بعد آقای یزدی و بعد من قرار گرفته بودم . اونها با هم احضار و با هم تایید شدند و به سمت سالن خروجی رفتند تا نوبت من شد . عرب اماراتی که مسئول تایید ویزا بود ، نگاهی به من کرد و به زبان انگلیسی و با لهجه عربی گفت : This Visa is not Valid ! (این ویزا بی اعتباره !) که من با شنیدن این جمله شوکه شدم و گفتم : What ? ! ،
اونهم منو به یکی از مامورین قسمت ویزا معرفی کرد و اونهم با دیدن ویزای من آن را مچاله کرد و داخل سطل زباله انداخت ! منهم با ناباوری داشتم رفتار این عرب اماراتی را نظاره می کردم !
سپس منو به طرف قسمت مخصوصی که مختص بررسی بیشتر ویزا و پاسپورت بود هدایت کردند . آنجا به آقای مهندس عبدی زنگ زدم و جریان را گفتم . ایشان هم به دفتر آژانس در مشهد تماس گرفتند تا پیگیری شود . آنجا با بررسی بیشتر به من اعلام کردند که اسم شما در لیست ویزا ها نیست ! ! !
مرد جوان پاکستانی که ظاهرا مسئول آن قسمت بود ، آمد و از من سوال کرد که ویزای شما بی اعتبار است و اعلام کرد که شما باید Deport ! ! ! (اخراج ! ! !) شوید و منو به قسمت دیگری هدایت کرد . بین راه گفتم من یک نسخه دیگر از ویزا دارم و آنرا به او نشان دادم ، که او هم با دیدن ویزا آنرا مچاله کرد و داخل سطل زباله انداخت ! ! ! سپس پاسپورت و بلیط منو به مسئول مربوطه داد و اونهم بلیط اوپن منو ساعت وتاریخ زد ! ! !
در این موقع آقای مهندس عبدی اومدند به قسمت مربوطه و با هم گفتگو کردیم و به ایشان گفتم که شما راحت باشید و بروید دنبال کارها و نگران من نباشید و اینجور اتفاقها در اینجور سفرها تقریبا یک امر طبیعی محسوب میشه و ایشان هم با پرداخت مبلغ پول ایرانی و درهم اماراتی خداحافظی کردند و رفتند . بلیط من برای ساعت ۲۰:۱۵ اوکی شده بود و من می بایست به سالن دیگری برای برگشت به ایران می رفتم . یکی از پرسنل در اداره اقامت و ویزا مستقر در فرودگاه دبی خانم ایرانی (سوپروایزر) بودند که به زبان های مختلفی آشنایی داشتند (انگلیسی ، اردو و …..) . با کمک ایشان توانستم برای رفع مشکلم از ایشان کمک بخواهم و ایشان هم کمال همکاری را انجام دادند . ناصر خان با من تماس گرفتند و گفتند : من کسی که مقیم امارات هست را برای ضمانت می آورم و شما هم ویزای ارجنت صادر کنید که متاسفانه نپذیرفتند ! ! !
ناصرخان گفتند که احتمالا منهم امشب با شما به کیش خواهم آمد و منهم اعلام کردم که منتظر شما در فرودگاه هستم که با هم پرواز کنیم . با کمک پرسنل ایرانی سوار بر مینی بوس مخصوص شدم و به سالن دیگری برای برگشت به ایران هدایت شدم . در سالن ترانزیت با بقیه مسافرین انتظار پرواز رو می کشیدم . به هواپیمایی که با آن از کیش به دبی آمده بودم فکر می کردم و خبر ناگوار سقوط یکی از این هواپیما های فوکر ۵۰ متعلق به کیش ایر را در ذهنم می گذراندم .
خبر : ۲۱ بهمن ۱۳۸۲
هواپیمای فوکر ۵۰ متعلق به شرکت هواپیمایی کیش‌ایر صبح امروز پس از حدود نیم ساعت پرواز از جزیره کیش در نزدیکی فرودگاه شارجه با ۴۵ نفر سرنشین سقوط کرد و متلاشی شد.
به گزارش ایسنا، پرواز شماره ۷۱۷۰ کیش‌ایر با ۳۹ مسافر که ۱۳ نفر از آنها ایرانی بودند، ساعت ۱۰ و ۳۴ دقیقه به مقصد شارجه از جزیره کیش پرواز و ساعت ۱۱ و ۱۰ دقیقه به وقت تهران در نزدیکی فرودگاه این شهر پس از تقاضای فرود اضطراری به سمت چپ منحرف شد و سقوط ‌کرد.
سازمان هواپیمایی کشور در این زمینه بعد از ظهر امروز با صدور اطلاعیه‌هایی با تایید سقوط هواپیمای فوکر ۵۰ تعداد سرنشینان این هواپیما را ۴۵ نفر اعلام کرد.
بر اساس این گزارش تعداد مسافران هواپیما ۳۹ نفر و گروه پرواز شش نفر بودند که شامل ۱۳ نفر از جمهوری اسلامی ایران، ۱۲ نفر از هند، همچنین از مصر چهار نفر، از فیلیپین و الجزایر هر کدام دو نفر و از کشورهای کامرون، بنگلادش، سودان، سوریه، نیجریه و نپال هر کدام یک نفر بودند. در این زمینه خبرنگار ایسنا با مدیر روابط عمومی سازمان هواپیمایی کشوری برای پی بردن به علت وقوع این سانحه و دیگر جزئیات آن تماس گرفت اما وی ارائه پاسخ را به زمان کسب اطلاعات بیشتر از سوی استاندارد پرواز این سازمان موکول کرد.
همچنین تلاش خبرنگار ما برای تماس با مسوولان هواپیمایی کیش‌ایر بی‌نتیجه ماند و کسی حاضر به پاسخ‌گویی در این‌ زمینه نشد.
اما مدیر پشتیبانی شرکت هواپیمایی کیش‌ایر (دفتر مرکزی) به خبرنگار ایسنا گفت:« دو مسافر ایرانی از سانحه‌دیدگان این پرواز زنده‌اند.» کاپیتان ایرج خرم افزود:« در این هواپیما از مقامات و مسئولان کشوری کسی حضور نداشته است.»
وی زمان بررسی دقیق وقوع حادثه را بعد از ارائه گزارش کمیسون بررسی سانحه اعلام کرد.
خرم تصریح کرد:« گزارش مهندس پرواز حاکی از آن است که هواپیما قبل از پرواز نقص فنی نداشته، در غیر این صورت اجازه پرواز به آن داده نمی‌شد.» ستادی به همین منظور در سازمان هواپیمایی کشوری تشکیل شده است. همچنین تیم اعزامی به منظور شرکت در جلسات بررسی سوانح که از سوی سازمان هواپیمایی کشور امارات متحده‌عربی تشکیل ‌شده به منطقه اعزام شده است.
هواپیمای فوکر ۵۰ ساخت هلند است و معمولا برای حمل مسافر در مسافت‌های نسبتا کوتاه مورد استفاده قرار می گیرد و گنجایش ۶۰ مسافر را دارد. به گزارش خبرنگار ایسنا، بسیاری از کارگران اهل کشورهای مختلف آسیا که در امارات کار می‌کنند، به منظور برآوردن شرایط ویزای خود و گذراندن تعطیلات به کیش سفر می‌کنند، تعداد زیادی از مسافران پرواز ۷۱۷۰ کیش‌ایر ظاهرا به همین منظور و تغییر ویزا (Visa Change) به جزیره کیش که کوتاه‌ترین فاصله را با این کشور دارد، سفر کرده‌ بودند.
هر چند که گفته می‌شود جعبه سیاه هواپیما پیدا شده، اما هنوز علت اصلی سقوط آن اعلام نشده است، این در حالی است که سازمان هواپیمایی کشوری در اطلاعیه خود گفت که هواپیما درخواست فرود اضطراری کرده است، اما برخی منابع گفتند که هواپیما در حدود پنج دقیقه‌ای به فرودگاه شارجه برای فرود خود را آماده کرده اما پس از دور زدن فرودگاه در فاصله بین شارجه و عجمان بر بال چپ به زمین برخورد و متلاشی شده است. این حادثه جدیدترین مورد از حوادث هوایی است که صنعت هوایی کشور در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده است.
بسیاری از این حوادث به نواقص فنی هواپیماهای فرسوده‌ای که این شرکت‌ها مورد استفاده قرار می‌دهند، نسبت داده می‌شود. بر اساس این گزارش سقوط فوکر ۵۰، سیزدهمین سانحه هوایی بزرگ کشور در دو دهه اخیر است.
بعد از سیر این حادثه در ذهنم و تماشای ۷۲ ملل در فرودگاه که منتظر پرواز خویش بودند ، دیدم روده بزرگه داره روده کوچیکه رو میمکه ! به سمت رستوران ها رفتم ، جایی که رستوران حاتم ایرانی هم آنجا شعبه ای دارد ، اما با دیدن قیمت غذاها یکه خوردم ! به همان KFC قناعت کردم . به شما هم توصیه میکنم که در هر کجای دنیا بودید حتما از محصولات کنتاکی استفاده نمایید . واقعا که خوشمزه هست ……
بعداز صرف غذا شروع به گردش در ترمینال فرودگاه کردم و سری به فروشگاهها زدم . در بخش مواد غذایی ، شیشه های الوان و رنگی مشروبات الکلی چشم ها رو خیره می کرد . تنوع کالا و قیمت مناسب باعث میشه که مسافران ، آخرین درهم های موجود خودشون رو خرج کنند (در واقع در امارات جا بذارند و بروند !) . در بخش فروش عطر که واقعا آدم از دیدن معروفترین عطرهای موجود و رایحه دل انگیز آنها بیهوش میشه ! ما که قدرت خریدنش رو نداریم ، فقط اکتفا می کنیم به استفاده از نمونه عطر و اسپری آن به سر و صورت و گردن و لباس …..! که بعد از خروج از محوطه آنجا ، رایحه ۱۰۰ تا عطر رو با خود به یدک می کشیم ! ! !
هنوز ساعتی از صرف غذا نگذشته که چشمم به بستنی افتاد و هوس کردم . رفتم و سفارش دادم و شروع کردم به خوردن که با دیدن مبلغ آن روی قبض پرداخت (۲۰ درهم) اخمهام توی هم رفت و بخشی از بستنی به ناگهان از گلویم پایین رفت که احساس کردم لوله مری در جا منجمد شد ! با پرداخت وجه نگاهی غضب آلود به فروشنده که یک دختر تایلندی بود ، کردم و مشغول خوردن شدم . انصافا که در ایران چنین بستنی وجود نداره !
بعد از صرف بستنی شروع به قدم زدن دربخشی از بهشت برین اعراب کردم و تفحص در احوال رفتار و آداب آنها . دیدن این همه ملیت و قوم در کنار هم بدون هیچ گونه اعتراضی و تعرضی نسبت به یکدیگر نشان از حاکمیت یک سیستم با اقتدار هست .با اعلام تابلو جهت پذیرش مسافر در صف قرار گرفتم و به ناصر خان زنگ زدم ، که کجا هستین ؟ که گفتن : دارم میام . با آمدن ایشان و احوالپرسی متوجه شدم که پرواز ایشان با من نیم ساعت تفاوت دارد ، با ایشان هماهنگ کردم که در فرودگاه کیش منتظر ایشان خواهم بود تا با همراهی ایشان به محل سکونت ایشان برویم . وقتی داشتم از پلکان هواپیما بالا می رفتم باران نم نم شروع به بارش و آسمان ابری و باد سردی می وزید که نشان از بد بودن شرایط آب و هوایی می داد . پرواز طبق ساعت انجام شد .مشتریان این پرواز هم مانند پرواز صبح اکثرا تایلندی و فیلیپینی و هندی و پاکستانی و ……. بودند که برای تعویض ویزا به کیش مسافرت می کردند .
سمت راست و در ردیف دوم کابین نشسته بودم و پای راستم رو روی پای چپم انداخته بودم و مشغول خواندن SMS های گوشی موبایلم بودم . حدود ۱۰ دقیقه از پرواز می گذشت و تقریبا به سقف پروازی خود رسیده بود . مهماندار خانم در ردیف جلو من نشسته بود و در انتظار اعلام عادی شدن وضعیت هواپیما جهت پذیرایی از مسافران بود . بعلت بدی هوا کمی در تلاطم بودیم . نور رعد و برق گاهی کابین هواپیما رو کاملا روشن می کرد ، انگار که کسی داخل هواپیما از فلاش عکاسی استفاده می کند ! که نشان از نزدیک شدن به یک هوای طوفانی بود …….
من در حال خودم بودم که ناگهان هواپیما با شدت و ناگهانی به سمت چپ متمایل شد ! و دماغه هواپیما به سمت بالا رفت و سپس هواپیما به سمت بال چپ خود متمایل شد و شکل و شمایل سقوط به سمت اعماق خلیج گرفت ! در اثر شدت تکان وارده و تمایل شدن هواپیما به اطراف و باز شدن صندوق ها بخشی از توشه مسافران از قسمت بالای سرمسافران در بر سرشان فرو ریخت ! صدای جیغ و فریاد که ناشی از ترس مرگ بود ، فضای کابین رو پوشش داده بود ، زوزه موتور وصدای قرچ و قورچ اسکلت کابین هم به ترسناک شدن جو کمک می کرد !
حدودا دو دقیقه و بیست ثانیه وضعیت هواپیما در حالت Stall بود و همه فریاد می کشیدند و محکم به صندلی هواپیما چسبیده بودند ! کم کم هواپیما با تغییر مسیر و میزان ارتفاع ، تقریبا در حالت نرمال قرار گرفت . مهماندار خانم با چشمهایی از حدقه درآمده ، که ترس برآن حاکم بود مرتب به طرف مسافران خیره می شد و اعلام می کرد : که چیزی نیست ! مسافر کنار دستی من که یک پسر جوان حدودا ۲۵ ساله بود تقریبا در حالت غش قرار داشت و از ترس محکم به من چسبیده بود و پلک نمی زد ! باوجود خنک بودن داخل کابین تقریبا همه خیس عرق بودند و رنگ از رخسار همه پریده بود ! عده ای از دخترهای خارجی مشغول گریه و زاری بودند و باقی هم در سکوتی که ناشی از ترس بود ، در خود فرو رفته بودند !
بعد از قرار گرفتن هواپیما در شرایط نرمال ، مهماندار زن و مرد پرواز سعی می کردند با خونسرد نشان دادن خود ، مسافران را آرام کنند . سرمهماندار که مرد مسن و خوشرویی بود از همه بخاطر هوای بد عذرخواهی می کرد و با روی خوش سعی در طبیعی نشان دادن پرواز می کرد . مهمانداران مشغول پذیرایی شدند ، اما تقریبا ۸۰% مسافران از خوردن و آشامیدن سرباز زدند ! بزور توانستم مسافر بغل دستی رو مجاب به خوردن آبمیوه کنم ! بنده خدا تا آخر پرواز هیچ صحبت نکرد و بعلت پایین آمدن فشارش در وضعیت مناسبی نبود . با کوچکترین تکان هواپیما ، سکوت حاکم بر کابین تبدیل به وحشت سرا می شد !
در مدتی که مشغول صرف آذوقه بودم به مسئله مرگ های معلق فکر میکردم . تنها چیزی که ذهن مرا به خود مشغول کرد این بود که از زمانی که مسافران متوجه شدند که هواپیما در حال سقوط است تا لحظه ای که هواپیما در حالت نرمال قرار گرفت ، بر تک تک مسافران چه گذشت.
چه فکری می کردند وچه حالی داشتند. برخی معتقدند که در چنین شرایطی اکثر مسافران قبل از برخورد هواپیما با زمین به دلیل سکته قلبی که ناشی از ترس است جان خود را از دست می دهند. برخی هم شوکه شده و امکان هر گونه عملی را از دست می دهند .
اما این سوال، سوالی است که هر کسی می تواند از خودش بپرسد و عکس العمل خود را در آن شرایط حدس بزند . هرچند که تا جای من و آن ها نباشید نمی توانید حدسی نزدیک به واقعیت داشته باشید اما همین هم غنیمت است .در چنین پروازی ، معمولاً مسافران از هر قشری و با هر طرز فکری هستند، بی شک عکس العمل هر کدام نیز با دیگری متفاوت خواهد بود .
مسافر چنین پروازی اگر جوان باشد حتماً به آرزو هایش می اندیشد . به کارهایی که پیش رو داشته و دیگر فرصتی برای انجامش نیست . به تمام لحظه هایی که به بطالت گذرانده و بیهوده سپری کرده است . به گناهانی که از روی نادانی انجام داده است . به آینده ای که هرگز فرا نخواهد رسید . به همه روزهایی که می توانست در پیش داشته باشد و به خدا .
اگر سالمند باشد به تمام عمری که گذشت می اندیشد . به ساعات و روز ها و سال هایی که گذشتند و انگار همین دیروز یود که تازه نوجوان بودو دنبال دفترو کتاب مدرسه می رفت و می آمد . به تمام خاطرات خوب و شیرینش می اندیشد و آهی می کشد که زمانش فرا رسید اما انتظارش را نداشته است . به توشه اش می اندیشد و می ترسد که کافی نباشد و به او می اندیشد .
اگر زن باشد حتماً قبل از هر چیز به خانواده اش می اندیشد و این که بعد از او چه می کنند و برای ناراحتیشان غصه خواهد خورد و به او می اندیشند.
اما چیزی که برای همه مسافران پروازهای ابدی یکسان است این است که در این فاصله کوتاه تمام خاطرات خود را مرور خواهند کرد و زندگیشان مانند پرده سینما از جلوی چشمانشان می گذرد. هر چه خود را برای مرگ آماده کنی و برای رفتن سبک باشی ولی دل کندن یکباره و بدون آمادگی قبلی از تمام تعلقات دنیایی سخت خواهد بود ، حتی برای برخی غیر ممکن است. شاید تصور کنید که اگر شما جای یکی از مسافران بودید حتماً در این دقایق پایانی توبه می کردید و عذر تقصیر می خواستید اما همین مورد به ظاهر ساده برای خیلی ها محقق نمی شود . توفیق توبه نعمتی است که خداوند به هر کس نخواهد داد .برخی این قدر شوکه می شوند که فراموش می کنند . برخی نیز از ترس اختیار خود را از دست می دهند و قدرت تحلیل و تصمیم خود را از دست می دهند ، چطور ممکن است در یک لحظه و زیر چنین فشار روانی به این فکر بیفتند ؟ !
بالاخره هواپیما در فرودگاه کیش به زمین نشست . جلو درب هواپیما ، سرمهماندار باز هم از کلیه مسافران در حال عذرخواهی و پوزش بود . دو جوان را دیدم که بعداز پیاده شدن مشغول بوسیدن زمین شدند و جملاتی می گفتند که برایم نامفهموم بود . بعلت نزدیک بودن درب جلو به کابین خلبان ، موقع پیاده شدن از روی پلکان نگاهی به خلبان کردم . ایشان مشغول بدرقه مسافران با چشم های خویش بود و احساس رضایت از این که هواپیما را سالم به زمین نشانده بود از چهره اش هویدا بود ، هرچند تعداد خیلی زیادی از مسافران با نگاه های اهانت آمیز به خلبان نگاه می کردند !
بعد از مهرخوردن پاسپورت مشغول تماس با ناصرخان شدم که به ایشان اطلاع بدهم که با این شرایط هوایی به کیش نیایند که متاسفانه طبق معمول نتوانستم از شهر الکترونیکی کیش با دوبی ارتباط برقرار کنم ! ! !
نگاهی به اطراف که انداختم متوجه چهره های بهم ریخته مسافران شدم که با ناباوری از زنده بودن خود لذت می بردند ! در واقع عمر دوباره به آنها عطاء شده بود . دو جوانی که سمت چپ من در کابین با من همراه بودند ، با کارمندان هواپیمایی درگیری شدید لفظی پیدا کرده بودند و دست به یقیه شده بودند ! یکی از مسافران که یک خانم ایرانی بود و در قسمت انتهاء هواپیما نشسته بود ، با یک حالت رخوت و سستی که نشان از پایین بودن فشار بود و اشک می ریخت ، جلب توجه می کرد !
سعی کردم که با ناصر خان تماس بگیرم اما موفق نشدم . با آقای مهندس عبدی تماس گرفتم ، اما باز هم تماس ناموفق ! ! ! بخاطر بیماری قلبی ناصرخاان خیلی نگران پرواز ایشان بودم ! تا اینکه مهندس عبدی با من تماس گرفت و من هم جریان پرواز را به ایشان اطلاع دادم که ایشان هم بسیار متاثر شدند و درخواست کردم که ناصرخان را از این پرواز منصرف کنند ! توی فرودگاه کیش نشستم و به قیافه های وحشت زده مسافران این پرواز نگاه می کردم !
گر چه سقوط ها همیشه بد می باشند ولی گاه باعث خوشبختی آنها که جان سالم به در برده اند می شود . سال های سالم پیش در ایران یکی از آشنایان تعریف می کرد که صاحب میلیونر یک کارخانه بیسکویت سازی در واقع وضع مالی خوبی در جوانی نداشته و به زور خود را به آمریکا می رساند تا درس بخواند . در یک پرواز داخلی در ۱۹۵۹ توسط آمریکن ایرلاین هواپیمای لاکهید الکترای ۱۸۸ چهار موتوره دچاره سانحه شد و در رودخانه ایست ریور سقوط می کند .۶۵ نفر و چند نفر منجمله این آقای ایرانی زنده می ماند. شرکت بیمه یکصد هزار دلار بابت این حادثه به وی می پردازد و وی نیز پول را به ایران می آورد و با آن کارخانه باز می کند . این داستان به نظر من افسانه می آمد تا اینکه داستان سقوط این هواپیما را در اینترنت خواندم و تمام جزییات آن با داستان وفق می کرد .
باید گفت که پرواز با خلبان خوب و یا بد می تواند گاه فرق بین مرگ و زندگی باشد. مسافرانی که اخیرا زنده از هواپیمای جت فوکری که در بیابان های اصفهان به زمین نشست خارج شدند می توانند شهادت بدهند که خلبان چگونه جان آنها را از مرگ حتمی نجات داده است.

۳۰۱ نفر مسافر و خدمه هواپیمای سه موتوره l_1011 شرکت هواپیمایی سعودی از بهشت و جهنم می توانند شهادت بدهند که باوجود دود و آتش در داخل هواپیما خلبان توانست هواپیما را به زمین بنشاند ولی به جای ترمز فوری و باز کردن درها و سرسره های نجات وی هواپیما را به طرف ساختمان فرودگاه هدایت کرد و همین سه دقیقه تاخیر باعث آتش گرفتن کامل هواپیما و مرگ همه منجمله خدمه پروازی شد.

اگر آدم خوش شانسی باشید در هنگام حادثه یا سوار هواپیمای خلبان ایرانی خودمان که در بیابان های اصفهان هواپیمای جت را سالم به زمین نشاند خواهید بود و یا با کاپیتان یونایتد ارلاینز که در ۱۹ ژوییه ۱۹۸۹ پس از اینکه موتور عقب هواپیما سه موتور دی سی_۱۰ در روی هوا متلاشی شده و سیستم هیدرولیک را از بین برده توانست فقط با استفاده از موتور چپ و راست و افزودن یا تقلیل قدرت موتور هواپیما را به فرودگاه سیوسیتی آیوا ببرد و به ماموران امداد ، وقت کافی بدهد که بتوانند در اطراف باند مستقر شوند. در هنگام پایین آمدن هواپیما ناگهان یک بال به طرف زمین متمایل شد که به علت کار نکردن شهپرها خلبان نتوانست آن را به موقع صاف نماید و هواپیما معلق زنان به زمین خوره و آتش گرفت. اگر چه ۱۱۲ نفر از جمله یک خلبان ایرانی به نام فرهاد که جزو مسافران بود در این حادثه کشته شدند ولی ۱۸۴ خدمه و مسافر از جمله خلبانان هواپیما از این حادثه جان سالم به در بردند. تمام متخصصین تاکید کردند که خلبانان مهارتی بیش از اندازه نشان داده اند والا همه مسافران باید کشته می شدند. یک سوم مسافران به علت تنفس دود کشته شدند.
خلبانانی که دستور العملهایی که پروازی را مو به مو اجرا کرده و هواپیما و پرواز را به شوخی نمی گیرند. خلبانانی که در تمام طول پرواز ششدانگ حواسشان به درجات هواپیما و اطراف هواپیما متمرکز است. خلبانانی که با مهارت خود کمبودهای هواپیما را جبران می کنند.آنهایی که مطمئن می شوند که مکالمات برج را درست شنیده و آن را مو به مو اجرا می کنند. همچننین تکنسینهایی که در تعمیر و نگهداری هواپیما کمال دقت را می نمایند. این خلبانان معمولا آنهایی هستند که سالم به سن بازنشستگی می رسند و میتوانند اثبات کنند که هواپیما وسیله خطر ناکی نیست و این روز ها از این خلبانان در جهان کم نیست.
می گویند : خلبان شجاع وجود دارد و خلبان پیر نیز وجود دارد ولی خلبان پیر و شجاع وجود ندارد!!
در این احوال بودم که آقای مهندس عبدی تماس گرفتند که بعلت بدی هوا پرواز ناصرخان با تاخیر انجام می شود و از من خواستند که به دفتر بروم و استراحت کنم . با خیال راحت تری به خارج از سالن فرودگاه رفتم و روی صندلی محوطه مدتی استراحت کردم و مشغول هواخوری شدم ، سپس با تاکسی به طرف دفتر ناصرخان رفتم و مشغول استراحت شدم .ساعت از ۲ نیمه شب گذشته بود که ناصرخان آمدند . از دیدن ایشان خیلی خوشحال شدم و کمی با هم خوش و بش کردیم و با وجود اینکه کمی در ناحیه کمر و گردن درد احساس می کردم ، اما از خستگی خوابیدم .
من بخاطر مسافرت زیاد هوایی و تمرین با سیمولاتور در حد یک خلبان Solo از پرواز اطلاعات داشتم و در شرایط بد آب و هوایی هم با چند مدل هواپیما پرواز کرده بودم و به همین دلایل وحشت زیادی از این قضیه نداشتم . صدای جیغ ، داد و فریاد که بخاطر ترس از مرگ تبدیل به نعره های وحشتناکی شده بود بر روح و روان من آثار بدی بجا گذاشت و در اثر انحراف به چپ ناگهانی هواپیما مهره گردن و ستون فقراتم و کمرم دچار آسیب گردید . تا این لحظه هم که در حال نوشتن این متن هستم با مصرف داروی مسکن و ماساژ با کرم های مخصوص توانسته ام ادامه بدهم .

ادامه دارد . . . . .

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.