اسفند
۲۵

جعبه سیاه و جعبه طلایی

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است .
او گفت غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار ،
و شادی هایت را درون جعبه طلایی ،
به حرف خدا گوش دادم .
جعبه طلایی روز به روز سنگین تر شد !
و جعبه سیاه روز به روز سبکتر !
از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم ،
دیدم که ته جعبه سوراخ است !
و غصه هایم از آن بیرون میریزد !
سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم ،
و پرسیدم که در شگفتم غصه های من کجا هستند ؟
خدا با لبخندی دلنشین گفت :
همه آنها نزد من هستند !
گفتم چرا این جعبه ها رو به من دادی ؟
چرا ته جعبه سوراخ است ؟
گفت ای بنده ی من ،
جعبه طلایی را به تو دادم ،
تا نعمت های خود را بشماری ،
و جعبه سیاه برای این که ،
غم هایت رو دور بریزی !

ارسالی از : تبسم سکوت

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.