فروردین
۰۱

دلـت را بتـکان! Shake your heart !

به نام مهربانترین
In the name of the most compassionate

دلـت را بتـکان!
Shake your heart!

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن …
When your sorrows are over, step over them and forget them …

دلت را بتکان!
اشتباه‌هایت وقتی افتاد روی زمین،
بگذار همانجا بماند؛
فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش،
قاب کن و بزن به دیوار دلت …
Shake your heart!
When your mistakes fall off to the floor,
Let them stay there.
Only, bend over them and find a lesson you learned,
Take it out, frame it,
and hang it on the wall in your heart …

دلت را محکمتر اگر بتکانی
تمام کینه هایت هم میریزد،
و تمام آن غم های بزرگ،
و همه حسرت ها و آرزوهایت …
If you shake your heart hard enough
All the grudges will be gone from it,
And all those big sorrows,
And all the regrets and desires …

Now this time shake it gently!
Your memories shouldn’t be lost
It doesn’t matter if they are bitter or sweet
Memories are memories
They have to be there, they have to stay there…
حالا آرامتر، آرامتر بتکان!
تا خاطره هایت نیفتد.
تلخ یا شیرین، چه تفاوت میکند؟
خاطره، خاطره است؛
باید باشد، باید بماند …

کافیست؟
نه، هنوز دلت خاک دارد.
یک تکان دیگر بس است!
تکاندی؟
Enough shaking?
Um… no, there’s still dust on it
One shake will do
There you go!

دلت را ببین!
چقدر تمیز شد … دلت سبک شد؟
Look at your heart!
All nice and neat… feeling better?

حالا این دل جای «او» ست.
دعوتش کن!
این دل مال «او» ست …
Now this heart is Gods
Invite him into it.

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا …
و حالا تو ماندی و یک دل
یک دل و یک قاب تجربه
یک قاب تجربه و مشتی خاطره
مشتی خاطره و یک «او» …
Everything fell off from your heart, everything, and now,
Now “you” are left there and a shiny heart
A heart and a framed lesson
A framed lesson and a bunch of memories
A bunch of memories and God…

خـانه تـکانی دلـت مبـارک!
Happy heart cleaning!

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.