فروردین
۲۸

برداشت شخصی

تک تک مردم برداشت های مختلف دارند . گوشتی که یکنفر با لذت می خورد برای دیگری زهر است .
زن و شوهری یک الاغ از بازار خریدند . در راه یک پسر بچه گفت :
– چقدر احمقند! چرا هیچکدام سوار الاغ نشده اند ؟
وقتی این حرف را شنیدند زن سوار بر الاغ شد و مرد در کنار آنها براه افتاد .
کمی بعد پیر مردی آنها را دید و گفت :
– مرد رئیس خانواده است . چطور زن می تواند در حالی که شوهرش پیاده راه می رود سوار الاغ شود ؟
زن با شنیدن این حرف فوراً از الاغ پیاده شد و جای خود را به شوهرش داد .
لحظاتی بعد با پیر زنی مواجه شدند . پیر زن گفت :
– عجب مرد بی معرفتی . خودش سوار الاغ می شود و زنش پیاده راه می رود!
مرد با شنیدن این حرف بسرعت به زنش گفت که او هم سوار الاغ شود .
بعد به مرد جوانی برخوردند . او گفت :
– الاغ بیچاره ، چطور می توانی وزن این دو را تحمل کنی . چقدر به تو ظلم می کنند !
زن و شوهر با شنیدن این حرف فوراً از الاغ پیاده شدند و الاغ را به دوش گرفتند .
ظاهراً راه دیگری باقی نمانده بود . بعداً ، وقتی به پل باریکی رسیدند ،
الاغ ترسید و شروع به جفتک زدن کرد .
آنها تعادلشان را از دست دادند و به رودخانه سقوط کردند ! ! !

هیچوقت ممکن که همه شما را بستایند ، و یا لعنت کنند .
هیچگاه نه در گذشته ، نه در حال حاضر و نه در آینده چنین اتفاقی نخواهد افتاد .
بنابراین ، اگر وجدان راحتی داری از حرف دیگران زیاد دلخور نشو .

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.