بهمن
۱۹

تنهایی، آزادی

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام.
عشق به آزادی، سختی جان دادن را
بر من هموارمی سازد.
عشق به آزادی مرا همه ی عمر در خود گداخته است.
آزادی معبود من است.
به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است .
هر دردی بی درد است .
هر زندانی رهایی است.
هر جهادی آسودگی است.
هر مرگی حیات است.
آخر،…چه بگویم؟
من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم.
و حال می خواهم چه کنم؟
قلب که می زند برای کیست؟
برای چیست؟
و صبح که سربر می کشد برای کیست؟
برای چیست؟
رفیقان من،با من مدارا کنید!
به پرتگاه چه نیستی ای زندگی من خواهد لغزید؟
فراخنای زمین،سخت تنگ است.

از : دکتر شریعتی(دفترهای سبز {کویریات} تنهایی، آزادی)

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.