بهمن
۲۵

شـــــــــــــَــــــــک ! …

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.
شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.
متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند.
آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود.
اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد.
زنش آن را جابه جا کرده بود.
مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.

۲ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • negar-bandaabas گفت :

    salam
    kheili weblogeton ghahange
    matalebe besysr ghashang o amozandey dare.yek doste moshtarak weblogeton ro be man moarefi kard va koshhalam az in babat

  • admin گفت :

    با سلام. امیدوارم توان ادامه برای تهیه مطالب را داشته باشم و باز هم امیدوارم این دوست مشترک خاطره خوشی از بنده داشته باشد و در نهایت با سپاس از اظهار لطف شما.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.