بهمن
۲۷

فــــقــــــر ! …

فقر …
میخواهم بگویم ……
فقر همه جا سر می کشد …….
فقر ، گرسنگی نیست …..
فقر ، عریانی هم نیست ……
فقر ، گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان می کند ………
فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است ، ولی ، آن چیز پول نیست ….. طلا و غذا نیست …….
فقر ، ذهن ها را مبتلا می کند …..
فقر ، بشکه های نفت را در عربستان ، تا ته سر می کشد …..
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ……
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد می کند ……
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …..
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود …..
فقر ، همه جا سر می کشد ……..

فقر ، شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست …
فقر ، روز را ” بی اندیشه” سر کردن است.

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.