اسفند
۲۰

حاج آقا

حاج آقا در راه بازگشت از حج بود که در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم می کند!
نزدیک رفت و پرسید :چرا غذایت را به این حیوان نجس می دهی ?
کودک سگ را بوسید و گفت :از نظر من هیچ حیوانی نجس نیست !
این سگ نه خانه دارد، نه غذا دارد، هیچ کس را ندارد، اگر من کمکش نکنم می میرد.

حاج آقا گفت :
سگ بی خانمان در همه جا وجود دارد،
آیا تو می توانی همه آنها را از مرگ نجات دهی؟
آیا تو می توانی جهان را تغییر دهی؟

پسر نگاهی به سگ کرد و گفت :
کاری که من برای این سگ می کنم تمام جهانش را تغییر میدهد . . .