مرداد
۲۷

هرچه….

هرچه انسان تر باشیم زخم‌ها عمیق تر خواهند بود.

هرچه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت.

بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهایی هایمان بیشتر خواهد شد.

شادی ها لحظه ای و گذرا هستند.

شاید خاطرات بعضی از آن‌ها تا ابد در یاد بماند.

اما رنج‌ها داستانش فرق می کند تا عمق وجود آدم رخنه می کند و ما هر روز با آن‌ها زندگی می کنیم.

انگار که این خاصیت انسان بودن است.

 

از کتاب: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

اثر: اوریانا فالاچی





مرداد
۲۵

دست کوتاه و دست دراز…

دن پائولو می گوید:
شنیده ام که در این کوه معدن هست.

بونیفاتسیو جواب می دهد:
خدا نکند که معدن باشد…

دن پائولو نمی فهمد که چرا ؟!

چوپان توضیح می دهد:
مادام که کوه فقیر است از آن ماست؛ اما همین که معلوم شد غنی است، دولت آن را تصاحب خواهد کرد. دولت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه. دست دراز به همه جا می رسد و برای گرفتن است و دست کوتاه برای دادن است و فقط به کسانی می رسد که خیلی نزدیکند…!

 

از کتاب: نان و شراب
اثر: اینیاتسیو سیلونه





مرداد
۰۸

نفرین و درود…

جنگ که تمام شود ازدواج می‌کنیم.

در مزرعه‌ ما گل‌هایی خواهد روئید به زیبایی تو در رحم تو دختری خواهد بود شبیه تو …

که عاشق پدرش خواهد بود …

 

از: نامه‌ پیدا شده در جیب سربازی در جنگ جهانی دوم.

 

نفرین به جنگ،

درود به صلح و دوستى.





مرداد
۰۱

سقف آزادی و قامت فکری…

سقف آزادی رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد.                         

در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود.

وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند.

مردم عوام هم برای بقاء آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پائین و پائین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز می کنند تا اینکه کمر خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند.

 

از کتاب: بیچارگان

اثر: فئودور داستایفسکی