اکتبر
16

اسکناس ۱۰۰ یوروئی

درست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمنبای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند، ناگهان یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود. او وارد تنها هتلی که در این ساحل است، می شود. اسکناس ۱۰۰ یوروئی را روی پیشخوان هتل می گذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.

صاحب هتل، اسکناس ۱۰۰ یوروئی را برمی دارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.
قصاب، اسکناس ۱۰۰ یوروئی را برمی دارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک می رود و بدهی خود را به او می پردازد.
مزرعه دار، اسکناس ۱۰۰ یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام و سوخت می دهد.
تامین کننده سوخت و خوراک دام برای پرداخت بدهی خود، اسکناس ۱۰۰ یوروئی را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود می برد.
داروغه اسکناس را با شتاب به هتل می آورد، زیرا او به صاحب هتل بدهکار بود، چون هنگامیکه دوست خودش را یک شب به هتل آورد، اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.

حالا هتل دار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است. در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاقهای هتل برمی گردد و اسکناس ۱۰۰ یوروئی خود را برمی دارد و می گوید: از اتاقها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند. در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است، ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند، همه بدهی هایشان را پرداخته اند و با یک انتظار خوشبینانه ای به آینده نگاه می کنند.

خوب است بدانید، که دولت انگلستان از آغاز تا کنون در طول دوره موجودیتش، به این نحو معامله می کند!!!!

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها  

دیدگاهتان را بیان کنید.