مارس
28

فراموشی …

کسی گفت چیزی را از یاد برده ام .
مولانا گفت : در این دنیا اگر همه چیز را فراموش کنی باکی نیست.
تنها یک چیز را نباید از یاد برد.
تو برای کاری به دنیا آمده ای که اگر آن را به انجام نرسانی، هیچ کاری نکرده ای.
از آدمی کاری بر می آید که آن کار نه از آسمان بر می آید و نه از زمین و نه از کوه ها،
اما تو می گویی کارهای زیادی از من بر می آید،
این حرف تو،
به این می ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه ای را ساطور گوشت کنی و بگویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته ام،
یا اینکه در دیگی زرین شلغم بار کنی،
یا کارد جواهر نشانی را به دیوار فرو ببری و کدوی شکسته ای را به آن آویزان کنی،
ای نادان !
این کار از میخی چوبین نیز بر می آید !
خود را اینقدر ارزان مفروش که بسیار گرانبهایی !
بهانه می آوری که من با انجام دادن کارهای سودمند،
روزگار می گذرانم،
دانش می آموزم،
فلسفه و فقه و منطق و ستاره شناسی و پزشکی می خوانم،
اما اینها همه برای توست،
تو برای آنها نیستی.

هیچ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

دیدگاهی داده نشده است.

خوراک دیدگاه ها  

دیدگاهتان را بیان کنید.